گفتند: عالم خود زمين است و افلاك كه بدان محيط است فى (و)۱وراى آن چيزى نيست. نفى عرش و كرسىّ و لوح و قلم كردند. همانا عظم موقع اين آيت براى كثرت ادلّه اوست بر اصول مسلمانى از توحيد و عدل. ۲
ابن شهرآشوب نيز همين مطلب را در تفسير خود آورده است.۳
ابن شهرآشوب در موردى ديگر، ديدگاه فلاسفه در باره علّت مرگ ناگهانى (مبنى بر پر شدن يا خالى شدن عروق بدن) را ذكر كرده و ديدگاه ديّانون (دينداران) را در مقابل آن نهاده است كه بر وقوع مرگ ناگهانى با تقدير خداى متعال هنگام پايان اجل انسان باور دارند.۴ در اين سخن، صرف نظر از درستى يا نادرستى ديدگاه فلاسفه، آنچه اهميت دارد تقابلى است كه ابن شهرآشوب ميان فيلسوفان و ديندارانْ افكنده است.۵
سخن پايانى
اين نوشتار، به مناسبت يادكردى ارجگزارانه از عالم بزرگ امامى و مدافع مبانى و آموزههاى تشيّع در سده ششم هجرى، نصير الدين ابو الرشيد عبد الجليل قزوينى رازى - رحمة اللَّه عليه - و اثر ماندگار او كتاب نقض نگاشته شد و به ساحت آن عالم گرانقدر تقديم مىگردد. موضوع اين نوشتار، از مباحث پُر اهميت در تاريخ كلام اماميه و بويژه مناسبات كلام و متكلّمان با فلسفه و آموزههاى فلسفى است. از منظر تعامل كلام اماميه با فلسفه، مىتوان كلام اماميه را به دورههاى متعدّدى تقسيم كرد. شش سده نخست هجرى (عصر پيش از خواجه طوسى ) را بايد دوره استقلال كامل كلام اماميه از فلسفه شمرد. در اين دوره، كلام در عين حفظ هويّت مستقل خود در
1.خ ل.
2.روض الجنان و روح الجنان فى تفسيرالقرآن، ج۳، ص ۴۱۱ - ۴۱۲.
3.متشابه القرآن و مختلفه، ج ۱، ص ۱۰۶.
4.همان، ج۲، ص ۹۶.
5.براى موردى ديگر، ر.ك: مجمع البيان، ج ۷، ص ۳۰۰ ذيل آيه (أَلَمْ تَرَ إِلَى رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ الظِّلَّ وَ لَوْ شَآءَ لَجَعَلَهُ سَاكِنًا ثُمَّ جَعَلْنَا الشَّمْسَ عَلَيْهِ دَلِيلاً) (سوره فرقان، آيه ۴۵).