مواجهه متكلّمان امامى با فلسفه در سده ششم هجرى‏ - صفحه 321

آبى كه از آسمان نازل مى‏كند، (از زمين) بيرون مى‏آورد. بلخى افزوده كه شايسته نيست كه اين ديدگاه انكار شود و تنها ديدگاه كسى منكر است كه به قدم طبايع يا فاعليت جمادات معتقد باشد. امّا اگر كسى بگويد كه خداى متعال اين امور را انجام مى‏دهد، گاه به صورت اختراعى و بدون واسطه و گاه با واسطه، اين امر اشكالى ندارد، همان گونه كه در مورد سبب و مسبّب گفته مى‏شود. طوسى پس از گزارش ديدگاه بلخى، آن را نادرست ارزيابى مى‏كند و در توضيح استدلال خود مى‏گويد: اگر مقصود بلخى از طبع رطوبت‏ها و يبوست‏هاى مخصوص، خلافى در آن نيست؛ امّا از اين اشيا، ذوات ديگر متولّد نمى‏گردد، بلكه آثارى كه اين امور حاصل مى‏گردد، فعل ابتدايى خداست، در حالى كه سبب و مسبّب اين گونه نيست... .۱
امين الإسلام طبرسى همسو با شيخ طوسى، ديدگاه اهل عدل در نقد ديدگاه بلخى را اين گونه گزارش كرده است:
بيشتر اهل عدل، اين ديدگاه وى را نادرست شمرده و گفته‏اند كه خداى سبحان، عادت [و سنّت خود] را به مقتضاى حكمت در انواع مصالح دينى و دنيوى بر روياندن گياه هنگام بارش بارانْ جارى ساخته و بر روياندن گياه از غير باران نيز تواناست.۲
شيخ ابوالفتوح رازى در تفسير خود، آية الكرسى را نقدى بر ديدگاه قائلان به طبع دانسته است:
علما گفته‏اند: در اين آيت، چند فوايد و ادلّه است بر اصول دين از توحيد و عدل، منها ... قوله: الْقَيُّومُ، دليل بطلان قول فلاسفه و طبايعان (طبايعيان خ ل) است گفتند: بيشتر چيزها به طبع محلّ حاصل مى‏آيد، حق تعالى باز نمود كه: من قيّومم؛ يعنى قايم به تولّاى افعال خود.۳
ابن شهرآشوب نيز همين مطلب را در تفسير خود آورده است.۴

1.التبيان، ج ۴، ص ۴۳۱ - ۴۳۲.

2.مجمع البيان، ج ۴، ص ۲۷۶.

3.روض الجنان و روح الجنان فى تفسير القرآن، ج‏۳، ص ۴۱۱ - ۴۱۲.

4.متشابه القرآن و مختلفه، ج ۱، ص ۱۰۶.

صفحه از 340