تفاسير معتمده شيعه به شمار نمىآورده است يا آن را در عداد كتب اخبار به شمار مىآورده است».۱ رازى در جاى ديگرى پس از يادكرد تفاسير متقدّمان چون عبد اللَّه عبّاس و ضحّاك و مجاهد و از دو كتاب تفسير محمّد باقر عليه السلام و حسن عسكرى عليه السلام ياد كرده كه از تفاسير منسوب به اهل بيت اند. هر چند از ظاهر عبارت ايشان دستيابى ايشان به آن دو به دست نمىآيد؛ لكن خلاف آن نيز بعيد به نظر نمىآيد.
عبد الجليل از ديگر تفاسير شيعه، به اين آثار، اشاره كرده است: ابو جعفر طوسى: التبيان؛۲ محمّد بن مؤمن شيرازى: نزول القرآن فى شأن أمير المؤمنين؛ تفسير محمّد الفتّال النيسابورى؛۳ تفسير شيخ ابوعلى طبرسى؛ تفسير ابو الفتوح رازى؛۴ محمّد بن الحسين المحتسب؛ امام قطب الدين كاشى. ۵
ظاهراً رازى، به اين تفاسير دسترسى داشته است. غير از كتابهاى تفسير قرآن، از يادكرد اهم آثار شيعه چنين بر مىآيد كه بيشتر كتابهاى فقهى، اصولى و كلامى را نيز در اختيار داشته است.۶ گاه به برخى از تكنگارىهاى خود نيز چون كتاب فى تنزيه عايشه،۷ ارجاع داده است. رازى اين كتاب را در سال 533 ق، به هدف تبيين ديدگاه اماميه در تنزيه عايشه و ديگر همسران پيامبر صلى اللَّه عليه و آله نگاشته و عالمان بزرگى از شيعه، چون: سيّد سعيد فخر الدين حسينى و قاضى القضاة سعيد عماد الدين استرآبادى در دوره حيات رازى بر آن مقدّمهاى غرّاء نوشتهاند.۸
1.همان، ص ۲۶۳ (پاورقى ۳).
2.همان، ص۲۱۰.
3.تفسير وى را «تفسيرى مفيد» خوانده است. (ر.ك: همان، ص ۲۱۲ و ۲۸۵).
4.«بيست مجلّد كه ائمّه و علماى همه طوايف، طالب و راغباند آن را». بارها از تفسير رازى به عظمت يادكرده و استناد داده است. (همان، ص۴۱، ۲۸۰ و ۲۸۵).
5.برعكس تفسير ابو الفتوح رازى، استناد به التبيان طوسى در نقض به چشم نمىخورد با اين كه از ديگر آثار وى، فراوان استناد داده است؛ ليكن از طوسى به عظمت ياد كرده و به مفسّر بودنش اشارت نموده است (ر.ك: همان، ص۲۱۲).
6.همان، ص ۳۸ - ۴۱، ۱۸۷ و ۱۹۰.
7.همان، ص۲۹۵ و ۱۱۵.
8.همان، ص۱۱۵.