بن‏ مايه‏ هاى قرآنى عبد الجليل رازى در «نقض» - صفحه 92

شريعت بگرداند كه خطاب اين باشد(وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَينَا بَعْضَ الْأَقَاوِيلِ لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْيَمِينِ ثُمَّ لَقَطَعْنَا مِنْهُ الْوَتِين)۱ و رخصتش نباشد كه در شريعت چيزى نو نهد كه عتاب اين آيد كه‏(لَيْسَ لَكَ مِنَ اْلأَمْرِ شَيْ‏ءٌ)۲ .۳

ح . گزيده گويى‏

گزيده گويى و موجز نگارى مطالب، از ديگر ويژگى‏هاى روش تفسيرى رازى است. رازى در اغلب موارد، بسيار موجز و مختصر، به تفسير آيات پرداخته است، بدون اين كه توضيح بيشترى ارائه كند. در سراسر كتاب وى، اين ويژگى به روشنى ديده مى‏شود. هر چند گزيده‏نگارى، نوعى امتياز به شمار مى‏آيد، لكن در مواردى سبب ابهام مى‏شود و فهم مطلب بر خواننده، دشوار مى‏شود. البته گزيده‏نگارى رازى، قابل توجيه است؛ چون در مقام جدل بوده، خيلى از مطالب را مفروض گرفته است.

6. منابع تفسيرى «نقض»

رازى در مباحث تفسيرى نقض، از منابع متعدّدى بهره جسته است كه غالب آنها از مؤلّفان شيعى و برخى از اهل سنّت بوده است.

الف. تفاسير شيعه‏

رازى در اعتبار منابع تفسيرى اماميه مى‏نويسد:
و بر شيعت آن حجّت باشد كه در تفسير محمّد باقر عليه السلام و در تفسير الحسن العسكرى عليه السلام باشد و در تفسير شيخ بو جعفر طوسى و محمّد فتّال نيشابورى و ابوعلى طبرسى و خواجه ابو الفتوح رازى باشد - رحمة اللَّه عليهم - كه معروف و معتبر و معتمدند.۴
مرحوم محدّث اُرموى در تعليقه خود بر اين عبارت رازى نگاشته است: «اين كه مصنّف از تفسير على بن ابراهيم قمى نام نبرده است، بر مى‏آيد كه آن را در عداد ساير

1.سوره حاقّه، آيه ۴۴ - ۴۶.

2.سوره آل عمران، آيه ۲۸.

3.نقض، ص‏۵۶۴.

4.همان، ص‏۲۶۳.

صفحه از 98