اشاره دارد و به سبب آن كافر شدند و صاعقه بديشان فرود آمد؛۱ ولى «شيعه اماميه، نفى رؤيتِ مجاهره كنند ... و نفى آن رؤيت كنند كه مجبّره و مشبّهه اثبات مىكنند كه بدين چشم سر، خداى را ببينيم. امّا رؤيت بدان وجه كه ذاتِ متعالى را ببينند نه به چشم سر، نه در جا، نه در مكان، نه در مقابل، نه در حكم، نه در حكم مقابل، نه حال در مقابل؛ رؤيتى از طريقِ علم چنان كه مىدانند موافقِ قرآن و قولِ سلف صالح ... معروف به الآيات، مشهور به دلالات، لا يقاس بالناس، و لا تدركه الحواس اثباتِ رؤيت شيعت بر اين وجه كنند كه على مرتضى عليه السلام نه چنان كه بلحسن اشعر و ابن الكلاب و جهم صفوان و بو بكر باقلانى.۲
ح. عدم خوف پيامبر صلى اللَّه عليه و آله در تنصيص بر امامت علوى
پيامبران الاهى در تبيين رسالت خود، هراسى به دل ندارند؛ چرا كه پشتيبانى چون خداوند دارند. پيامبر اسلام صلى اللَّه عليه و آله چنين بود و در بيان هيچ امرى، جز از خدا نترسيد؛ لكن صاحب بعض فضائح الروافض در باب علّت كتمان امامت على عليه السلام از سوى پيامبر صلى اللَّه عليه و آله، ترس ايشان از صحابه را علّت آورده است. رازى در نقد وى مىنويسد:
نه مذهب شيعه است كه رسول چگونه بترسد از كسى با ثبوتِ اين حجّت كه بارى تعالى بيان كرده است و گفته كه: (الَّذينَ يُبَلِّغُونَ رِسالاتِ اللَّهِ وَ يَخْشَوْنَهُ وَ لا يَخْشَوْنَ أحَدًا إلاَّ اللَّهَ وَ كَفى بِاللَّهِ حَسيباً )۳ تا بدانند كه همه دروغ محض است كه بر شيعه نهاده است و بارى تعالى بگفته كه (أَلَيسَ اللَّهُ بِكَافٍ عَبْدَهُ)۴ و بگفته كه: (وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النّاسِ).۵پس تأخير البيان عن وقت الخطاب به مذهب شيعه رواست؛ امّا عن وقت الحاجة روا نيست و وقت حاجت، روز غدير بود كه برسانيد و ظاهر كرد امامت را و نص كرد بر امير المؤمنين و بيانِ آيت و اين احوال در تاريخ و تفسير محمّد جرير طبرى ببايد ديدن. ۶