وَ فَعَلْتَ فَعْلَتَكَ الَّتى فَعَلْتَ وَ أَنْتَ مِنَ الْكافِرينَ قالَ فَعَلْتُها إِذاً وَ أَنَا مِنَ الضَّالِّينَ)1 استناد جسته و چنين نتيجه گرفته است:
اگر روا باشد كه موسى عمران، كليم سبحان، با معجز و كتاب و شريعت و درجه نبوّت و منزلتِ رسالت با فرعونِ طاغى و كافر در حالتِ غضبِ او مانند اين سخن گويد و نبوّت او را نقصانى نباشد، روا باشد كه صادق عليه السلام با شخصى كه اند هزار فاطمى را در ديوار گرفته باشد و با امامى چون بوحنيفه روا دارد چنان معامله بى مجامله كردن، سخنى نرم بگويد به وجه مصلحت... .2
همچنين در پاسخ به اين اشكال كه چرا امام رضا عليه السلام مأمون را امير المؤمنين خطاب كرد، به اين دليل استناد مىكند كه خداوند در قرآن، بتان را خدا و اله مىخواند چنان كه مىفرمايد: (الَّذينَ يَجْعَلُونَ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ فَسَوْفَ يَعْلَمُون)3 . 4 اگر خداوند را روا باشد اين را نيز روا باشد و نقصان امامت او نباشد. همچنين به بخشى از داستان يوسف عليه السلام استناد مىجويد كه در زندان، كافران را به خدايشان خوانْد: (يا صاحِبَى السِّجْنِ أَ أَرْبابٌ مُتَفَرِّقُونَ خَيرٌ أَمِ اللَّهُ الْواحِدُ الْقَهَّار)5 و نبوّت او را نقصان نباشد.6 در نتيجه اگر على موسى الرضا عليه السلام مأمون را امير المؤمنين خواند نه عصمتِ او را خلل باشد و نه مأمون، امير المؤمنين شود.7
دو. امكان تبديل صورت حيوانى به حيوان حقيقى
در بيان رازى، مفاد اخبارى كه در آن امام رضا عليه السلام صورتِ منقوش شير درنده بر روى بالشى ديبا را به شير حقيقى تبديل كردند، امرى است ممكن؛ زيرا براى قدرت خداوند چنين امرى مقدور است و نمونههاى متعدّدى از آن در قرآن كريم گزارش
1.سوره شعراء، آيه ۱۸ - ۲۰.
2.نقض، ص ۳۳۸.
3.سوره حجر، آيه ۹۶.
4.نقض، ص ۳۳۸.
5.سوره يوسف، آيه ۳۹.
6.نقض، ص۳۴۰.
7.همان جا.