فصوص سليمانيه - صفحه 282

لحوق مذلّت و خوارى در روز جزاست انقطاع يابد ، «تِلْكَ الدَّارُ الْأَخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لاَ يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِى الْأَرْضِ وَلاَ فَسَادًا وَ الْعَـقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ»۱ .
يَا رَبَّنَا وَ يَا سَيِّدَنَااى پروردگار ما درماندگان ! و اى فرمان فرماى ما بندگان ! پس از رشحه فيض۲تربيتت نهال هر كمالى برومند ، و از سودن جبهه عبوديّت بر ساحت بارگاه سلطنتت۳، آوازه هر جاه و جلالى بلند است.وَ يَا مَوْلاَنَا وَ يَا غَايَةَ رَغْبَتِنَااى يارى كننده و پردازنده كارهاى ما ناتوانان ! و اى نهايت خواهش و آخر آرزوهاى ما بى سامانان ! پس از كه يارى جوييم كه به قبضه مشيّت توست زمام هر يارى ؟ و با كه آغاز خواهش كنيم چون در حيطه قدرت توست انجام هر كارى؟!أَسْأَلُكَ يَا اللّهُ أَنْ لاَ تُشَوِّهَ خَلْقِي بِالنَّارِ!مى جويم و ميطلبم تو را ـ اى سزاوار پرستش و بخشنده هستى ـ كه نگردانى حسن خلقت اصلى مرا به آتش دوزخ مبدّل به زشتى!
زهى غفلت كه با وسعت ساحت عفو و مرحمت ، خود را به تنگناى قهر و سطوت كشانيم ، و با تموّج بحار لطف و رأفت ، خود را به شرارت ۴ سخط و عقوبت سوزانيم ، و با تجلّى انوار جود و احسان در ظلمتكده منع و حرمان مانيم ، و با تمكّن عقل در مملكت بدن ، پيروى نفس امّاره نموده ، قدر آن سلطان عادل را ندانيم ؛ «رَبَّنَا ظَـلَمْنَآ أَنفُسَنَا وَإِن لَّمْ تَغْفِرْ لَنَا وَ تَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَـسِرِينَ»۵ .

فـصٌّ

اقصى مراتب سعادت انسانى و اعلى مدارج ترقّيّات نشئه امكانى ، رستگارى از

1.سوره قصص، آيه ۸۳.

2.«ب»: - فيض.

3.«الف» و «ب» : سلطنت .

4.«الف»: شراره.

5.سوره اعراف، آيه ۲۳.

صفحه از 288