روايات، زيارت آن حضرت را واجب مى دانند ۱ و برخى ديگر مستحب مى دانند ۲ .
تعارضى كه در اين دسته از روايات موجود است را مى توان از طريق در نظر گرفتن تفاوت شرايط و مقتضيات، قابل حل دانست زيرا گاهى موقعيت و جو حاكم در جامعه موجب اقبال و توجه مردم به انجام كارى مى شود و گاهى هم مردم نسبت به انجام آن رغبتى نشان نمى دهند. عواملى از اين قبيل موجب تفاوت حكم مى شود.
شهيد مطهرى در اين زمينه مى فرمايد:
زيارت سيد الشهدا عليه السلام در شرايط مخصوص ممكن است واجب بشود مثل زمانى كه ارزش زيارت امام حسين عليه السلام ارزش زنده كردن مكتب امام حسين عليه السلام است. آنقدر بزرگ مى شود كه به حد وجوب مى رسد ولى در زمانى هم در حد يك مستحب عادى است ۳ .
ايشان در جاى ديگر فرموده است:
«مثلاً شما مى بينيد كه از امام سؤال مى كنند كه زيارت امام حسين چطور است؟ مى گويد مستحب است و از يك امام ديگر يا از همان امام در زمان ديگر همين سوال را كرده اند، يا گفته واجب است و يا به عبارتى گفته كه مفهوم وجوب داشته، (مثلاً گفته است) حتما بايد چنين كنيد مبادا ترك كنيد باز ممكن است يك وقت ديگرى سؤال كرده باشند، اساسا بى تفاوتى نشان داده باشد (مثلاً فرموده باشد) حالا ضرورتى ندارد، مى خواهى برو، مى خواهى نرو، يك آدم ساده مى گويد: جوابهاى متناقض داده اند! يك جا حتى گفته اند رفتنش واجب است، يك جا گفته اند مستحب موكد است، و يك جا مطلب را به صورت يك مستحب (غير موكد) بيان كرده اند.
ولى نه، اين تعارض نيست، اينها در شرايط مختلف بيان شده است گاهى در يك شرايط عادى بوده، بديهى است كه خود زيارت قبر پيغمبر صلى الله عليه و آله و امام عليه السلام و حتى اولياء و انبياء از باب اين كه خاطره آنها را تجديد مى كند يك عامل تربيتى است و فى حد ذاته يك مستحب است، ولى همين مستحب يك وقت حرام مى شود، يك وقت واجب؛ گاهى در شرايط زمان متوكل قرار مى گيريد كه سختگيرى بسيار شديد است، توطئه است كه رسم زيارت امام حسين بايد ور بيفتد، اينجا ائمه تشخيص مى دهند كه بايد با اين كار مبارزه كرد و يك مسئله جديد پيش مى آيد، مبارزه با خليفه وقت. در اينجا دستور مى دهند: واجب است واقعا هم واجب بوده» ۴ .
بنابراين يكى از فوايد شناخت شرايط و مقتضيات زمان صدور روايات اين است كه علت تعارض و تفاوت در روايات را مى توان شناخت و مى توان پى برد كه تناقض وجود ندارد بلك ائمه عليه السلام به جهت شرايط متفاوت دستورات متناسب با آن را بيان مى كردند.
1.ر.ك: همان، ج ۱۰۱، ص ۱۰۲.
2.ر. ك: كامل الزيارات، ص ۱۵۴.
3.اسلام و مقتضيات زمان، ج ۲، ص ۸۳.
4.همان، ج ۲، ص ۳۱ ـ ۳۲.