تأثير شناخت زمينه هاي صدور در فهم حديث - صفحه 107

ولد الزنا شرّ الثلاثه ۱ ؛

۰.زنازاده از زانى و زانيه بدتر است.

معناى تحت اللفظى روايت، با عقل و نقل معارض است، از نظر عقل چرا فرزند بايد بدتر از زانى و زانيه باشد با اينكه هيچ اختيارى از خود نداشته است؛ و از نظر نقل با آيه «وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى» ۲ تعارض دارد. و چنين قصدى از رسول خدا صلى الله عليه و آله بعيد به نظر مى رسد اما با مطالعه و شناخت زمينه صدور، اين استعباد رفع شده و معناى حقيقى آشكار مى گردد؛ چرا اين حديث درباره اباغره جمحى است كه پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله ناسزا گفته بود و خبر به پيغمبر رسيد و نيز به آن حضرت عرض كردند كه اباغره جمحى ولدالزنا است و آنگاه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آلهاين حديث را درباره او گفت ۳ . بنابراين شرّ بودن او نه به خاطر ولدالزنا بودن است؛ بلكه به جهت اعمال خود اوست.

4. شناخت فلسفه و راز برخى احاديث

حكمت و علت برخى اوامر و نواهى و يا سخنان معصومان در خود احاديث بيان شده است؛ اما در برخى از روايات ما با سخنانى مواجه مى شويم كه حكمت يا علت آن در خود روايات بيان نشده و براى ما نيز روشن نيست اما اگر از شرايط صدور حديث آگاهى يابيم فلسفه آن آشكار خواهد شد.

مثال اول: نفى از تصويرگرى و مجسمه سازى

۰.من جدّد قبرا او مثلّ مثالاً فقد خرج عن الاسلام ۴ ؛

۰.كسى كه قبرى را از نو بنا كند يا صورتى را نقاشى كند از اسلام خارج شده است.

و يا روايات مشابه اين روايت كه در كتابهاى فقهى براى حرمت تصوير و نقاشى به آنها استدلال مى شود. اگر شرايط و جوّ صدور اين گونه روايات ملاحظه و مورد بررسى قرار گيرد حكمت يا علت آن كشف خواهد شد و در نتيجه اگر در اين زمان آن حكمت و علت وجود نداشته باشد دليلى بر حرمت تصوير نمى توان يافت. امام خمينى(ره) درباره اين مسئله و اين گونه روايات مى فرمايد:
مقصود از تمثال و تصوير، تمثال بتهايى است كه در عصر صدور روايات وجود داشته است؛ بنابراين اين گونه روايات در موقعيت خاصى وارد شده كه گروهى از اعراب نو مسلمان، پس از نابودى كفر و شكستن بتها، علاقه گذشته را در نهان دل، پنهان داشته و

1.عوالى اللئالى العزيزيه، ج ۳، ص ۵۳۴، ش ۲۳.

2.هيچ نفسى بار ديگرى را بر دوش نمى كشد. سوره انعام، آيه ۱۶۴.

3.ر.ك: عوالى اللئالى العزيزيه، ج ۳، ص ۵۳۴.

4.اشاره به آيه ۲۰ از سوره نحل : «و سپس از حال پرندگان جويا شد و گفت مرا چه شده كه هدهد را نمى بينم؟» .

صفحه از 124