بزند. در اتقان (ص 137) آمده است كه عُمَر از آن رو اين موضع را اختيار كرد كه نتوانست دو شاهد بر گفته خود آورد ۱ . تمامى اين روايات آيه رجم را وحى مى شمارند. باآن كه اين امر نادرست مى نمايد ـ ـ چنان كه من خود پيشتر ۲ كوشيدم آن را نشان دهم ـ ـ اما از سويى [16]بسيار دشوار مى توان پذيرفت كه فردى چون عمَر از سر لجبازى بر اصالتِ اين آيه اصرار بورزد.
سومين دسته از روايات ۳ دو دسته اول و دوم را آشتى دهند. برطبق اين روايات، نخست زيد به دستور ابوبكر وحى ها را بر تكه هاى پوست، استخوانهاى كتف شتر و برگ هاى خرما نوشت. آن گاه پس از مرگ خليفه، يعنى در روزگار عمَر، اين فقرات را در صحيفه واحده اى ۴ استنساخ و گردآورى كرد كه درباره حجم و اندازه آن متأسفانه هيچ اطلاعى نداده اند.
و سرانجام به روايتى غريب مى رسيم كه مناسب است در آن بيشتر درنگ كنيم ۵ . اين روايت مى گويد كه ابوبكر با جمع قرآن مخالفت كرد، چه پيامبر هم خود به اين كار اقدام نكرده بود. لذا عُمَر دست به كار شد و خواست قرآن را در صحيفه هاى گرد آورد. آن گاه به 25 تن از قريش و 50 تن از انصار دستور داد قرآن را استنساخ كرده، به سعيد بن عاص تحويل دهند. روشن است كه در اينجا رواياتِ جمع قرآن و نسخه رسمى قرآن باهم خلط شده اند؛ چه در هيچ جاى ديگر از اين تعداد فراوانِ مستنسخ در جمع نخست ذكرى به ميان نيامده و سعيد بن عاص هم هنگام شروع خلافت عمَر كودكى يازده ساله بوده است. به گمان من، اين اشتباه نه از يعقوبى و نه از هيچ يك از مصادر پيشينى اش صادر نشده، بلكه علت آن افتادگى در نسخه خطىِ مورد استفاده محقق بوده است ۶ .
درباب اسباب و عللى كه زيد بن ثابت را تنها گزينه مناسب براى جمع قرآن ساخته اند، منابع موجود ۷ همگى متفق اند وى بسيار جوان، باهوش و ذكاوت، و پيشتر كاتب ويژه پيامبر در ثبت وحى [17] بوده است ۸ . تأكيد بر جوانى وى را محققان امر چنين تفسير كرده اند كه از
1.در جاى بسيار دورى از اتقان، ص ۵۲۸ اين خبر آمده است كه اختلاف در اين باب به سبب قبول آيه رجم هنگام تدوين نسخه رسمى قرآن پيش آمد.
2.همين كتاب، پيشتر، ج ۱، ص ۲۲۲ ـ ۲۲۶.
3.تفسير الطبرى، ج ۱، ص ۲۰؛ الاتقان، ص ۱۳۸؛ مخطوطِ Petermann II ۱۷، ص ۵۰۳.
4.فى صحيفة واحدة.
5.تحقيقِ Houtsma، ج ۲، ص ۱۵۲.
6.اين افتادگى لاجرم بايست پيش از عبارت «و أَجلسَ» ص ۱۵۲، سطر ۱۵ روى داده باشد.
7.ر . ك : همين كتاب، پيشتر، ص ۱۱، پاورقى ۴.
8.ابن سعد در فصل مربوط به نامه هاى ارسالى از سوى پيامبر و سفيران وى، نام ۱۴ تن از كاتبان پيامبر را ذكر مى كند، اما زيد در شمار ايشان نيست.