نقد و بررسي روايات جمع قرآن - صفحه 77

اعتمادى از اين وحى ها نيازمند مى شد؛ آن هم به گونه اى كه آيات آسمانى وحيانى در اين دين جديد با آن معناى اصلى ]در لوح محفوظ] مطابق باشد.
رواياتِ اين باب با اجماعى جالب توجه، فضل تقدّم در امر جمع قرآن را به سه خليفه نخست مى دهند ۱ . روايات قديم و متأخر در اين باره فراوان است؛ اما اين روايات گو اين كه در اصل ماجرا باهم مشترك اند، در جزييات بسيار مهمّ اختلاف نظر دارند. و از آنجا كه منابع و مصادر مرتبط با شؤون مهم اديان [4] از آغاز به نزاع هاى درونى و جهت گيرانه گرفتارند، لازم است با تكيه بر داده هاى مشترك، به موارد اختلاف نزديك شويم. آن گاه چنانچه صورت كنونى قرآن را كه در دست ماست با دقّت و اعتبار تمام به مثابه آخرين نتيجه تطورات متن و بالضروره تنها نقطه عزيمت در پژوهش مان برگزينيم، شايد بتوانيم به قدر امكان اندكى به حقيقت امر نزديك شويم.

فصل دوم: حافظان وحى يا مدوّنان غيراصلى قرآن

عدم جمع كامل قرآن در عصر پيامبر امرى بديهى است؛ چه رسول خدا يك باره و ناگهان قالب خاكى اين كره خاكى را ترك گفت. هرچند روايتى ۲ از زيد بن ثابت نقل است كه در آن دوره قرآن به هيچ وجه گردآورى و تدوين نشده بود، ديدگاه ديگر به اخبار و رواياتى تكيه مى كند كه از نسخه تدوين يافته به دست ابوبكر دم مى زنند ۳ . براساس اين روايات، خليفه نخست با نصوص وحيانى پراكنده و پاره پاره روبه رو بود، يا آن چنان كه سيوطى تفسير مى كند اين آيات در يك جا گردآورى و سوره ها مرتب نشده بودند ۴ . اين ديدگاه با نتايجى كه در فصول پيشين به دست آورديم چندان سازگار نيست؛ چه روشن شد كه تمام سوره ها از ابتدا كامل و داراى وحدت ادبى نبودند، بلكه برخى سوره ها را محمّد]ص] خود در زمانهاى بعدى با افزودن وحى هايى از بخشهاى مختلف تكميل مى كرد.
هرچند پاسخ به اين پرسش جدلى [درباب جمع ابوبكر] را بايد تا هنگام پژوهش كامل در مصحف ابوبكر به تأخير انداخت، اما اكنون دست كم مى توان به تناقضى چشمگير در اين

1.علاءالدين در التفسير، ج ۱، ص ۶ مى گويد: «وَفَّقَ اللّهُ عِنْدَ جَمْعِهِ الخُلَفَاءَ الرّاشِدِينَ». سيوطى در الاتقان، ص ۱۳۳ تعبير قوى تر «ألْهَمَ» را به كار مى برد.[اين تعبير نه از سيوطى، بلكه به نقل از خطابى است. ر . ك: الاتقان، تحقيق محمد ابوالفضل ابراهيم، ج ۱، ص ۲۰۲. (م)] نيز قس با ادامه، ص ۸، درباب جمع قرآن منسوب به على[ع].

2.الاتقان، ص ۱۳۳، س ۶ به بعد.

3.قس با ادامه، ص ۱۱ به بعد.

4.اين تفسير نه از آنِ سيوطى، بلكه نقل سيوطى از خطابى است. (م)

صفحه از 94