نظم
آنچه پيش تو غير از آن ره نيستغايت فهم توست اللّه نيست
گفتم همه ملك حُسن ، سرمايه توستخورشيد فلك چو ذره در سايه توست
گفتا غلطى ز ما نشان نتوان يافتاز ما تو هر آنچه ديده اى پايه توست
چنانچه كلام بلاغت نظام حضرت امام محمد باقر عليه السلام اشعار تمام به آن دارد كه فرموده اند : كُلُّ مَا مَيَّزْتُمُوهُ بِأَوْهَامِكُمْ فِي أدَقِّ مَعَانِيهِ مَخْلُوقٌ مَصْنُوعٌ مِثْلُكُمْ مَرْدُودٌ إلَيْكُم ، وَ لَعَلَّ النَّمْلَ الصِّغارَ تَتَوَهَّمُ أنَّ للّهِِ تَعالى زَبَانِيَتَيْنِ ؛۱
فَإنَّ ذلِكَ كَمَالُهَا ، وَتَتَوَهَّم أنَّ عَدَمَهَا نُقْصَانٌ لِمَنْ لا يَتَّصِفُ بِها۲، وَهكذا حالُ الْعُقَلاءِ فِيما يَصِفُونَ اللّهَ تَعالى بِهِ۳.
خلاصه مضمون حقيقت انتظام آن كه هر يك از صفات كمال كه توهّم تميز آن كرده ايد و در نهايت دقت معنى دانسته ، بهترين صفاتش پنداريد ، مخلوقى است مثل شما كه دست صنعت او را آفريده و چون در حسن نسبت آنچه پروردگار قياس به خود كرده ايد سزاوار نيست كه همان شما به آن متصف باشيد ، و بسا باشد كه موران ريزه هر گاه در مقام شناسايى حق درآيند ، گمان برند كه پروردگار ايشان را دو شاخ است از شاخ هاى ايشان بهتر ؛ چه كمال خود را در آن ديده اند و نقص خود را در نداشتن آن دانسته .
پس معلوم شد كه بر اين قياس است اهل عقل و ارباب دانش در اتصاف پروردگار خود به صفاتى كه صفات كمالش مى دانند ، و از آنچه مذكور شد استنباط مَثَلى نموده اند ، در ضمن توحيد ثانى ۴ رحمه الله به نظم آورده :
1.در اصل : زبانتين . متن موافق با مصدر ونسخه روضاتى است .
2.در نسخه خطى : بهما .
3.بحار الأنوار ، ج۶۶ ، ص ۲۹۲ ، باب ۳۷ ؛ در إرشاد القلوب ، ج ۱ ، ص ۱۷۱ ، باب ۵۰ نيز بدين مضمون اشاره شده است .
4.در نسخه اين چنين است و ظاهرا «سنايى» صحيح باشد .