مائدة الأسحار لخلّص المؤمنين الأخيار - صفحه 241

خداى تعالى است بدون مغايرت يا نه . پس اگر بوده باشد ذات او بدون مغايرت ، پس ثابت مى شود مطلوب ما و اگر بوده باشد غير ذات او ، لازم مى آيد تعدد قدما و آن باطل است .
و اما علم حادث پس حادث مى شود به حدوث معلوم ؛ به علت اين كه آن علم هرگاه حاصل بوده باشد پيش از معلوم نمى باشد علم ؛ زيرا كه علم حادث شرط تحقق و تعلق آن اين است كه مطابق مر معلوم خود بوده باشد و هرگاه كه هنوز معلوم يافت نشده او يافت شود ، حاصل نمى شود مطابق بودن آن با معلوم كه شرط حدوث آن است و اين كه بوده باشد مقترن به معلوم ، و پيش از معلوم اقتران مزبور متحقق نمى شود و اين كه بوده باشد واقع بر معلوم و پيش از معلوم متحقق نمى شود وقوع آن بر معلوم و اين علم حادث فعل خداست و از جمله مخلوقات او و اين كه ما آن را علم ناميديم ، به جهت متابعت كردن ما بود ائمه خود را و به جهت اقتدا كردن ما بود به كتاب خدا آن جايى كه از زبان موسى عليه السلام به فرعون بعد از سؤال او كه : « فَمَا بَالُ الْقُرُونِ الْأُولَى »۱ گفت موسى : «علم آن قرون اولى نزد پروردگار من است در كتابى ، كه گمراه نمى شود پروردگار من و فراموش نمى كند آن را» ، و آن جايى كه فرمود : «به تحقيق كه دانستيم ما آنچه را كه كم مى نمايد زمين از ايشان ، و نزد ماست كتاب محفوظ از غلط و خطا» .
و صاحب كتاب حياة الأرواح بحث كرده است بر آن به اين كه : اين كلام با اين كه خلاف كتاب و سنت و نحو آنهاست به جهت اين كه اطلاق نموده است علم را بر صور لوحيّه و نحو آنها نه محل آنها و ظروف آنها ، غفلت است از اقسام علم ؛ به علت اين كه علم گاهى مى باشد علم حصولى كه حاصل مى شود به حاصل شدن صورت معلوم در عالم ، و گاهى مى باشد حضورى كه حاصل مى شود به حضور معلوم بنفسه نزد عالم با مغايرت ميان عالم و معلوم يا بدون مغايرت به معنى غايب نمودن آن از عالم ، و گاهى مى باشد حضورى كه حاصل مى شود به حضور علت معلوم نزد عالم

1.سوره طه ، آيه ۵۱ .

صفحه از 326