رويكرد به روش تفسير اثری (دلايل و عوامل) - صفحه 299

آن گاه، تحذيرهاى فراوان از تفسير به رأى را براى اين دانسته كه مفسر به تدبر فراگير و جامع، تشويق شود و از يك سو نگرى پرهيز كند. ۱
اين مفسر، جمود در تفسير به رأى را ناشى از عدم درك درست موضوع ارزيابى كرده و در رد آن به دليل نقضى و حلى پرداخته است. او در باره اين موضوع مى گويد كه صحابه ـ كه در محضر پيامبر خدا بوده اند و از همه چيز كم و بيش اطلاع داشته اند ـ خود به تفسير مأثور از نبى بسنده نكردند و گاه در آن به اجتهاد پرداختند؛ ۲ چنان كه خود پيامبر هم در نقلى صحابه را به تفسيرى از قرآن ـ كه با ظواهر آن سازگار باشد ـ فراخوانده است:
انّ القرآن ذو وجوه فاحملوها على أحسن وجوهه. ۳
نيز از پيامبر نقل است كه احاديث منسوب به آن جناب را به قرآن عرضه كنيد، اگر موافق كتاب خدا بود بپذيريد و اگر نبود، رهايش كنيد و يا به ما برگردانيد.
اذا جاءكم عنّى حديث فأعرضوا على كتاب اللّه تعالى. فما وافق كتاب اللّه فاقبلوه و امّا ما خالفه فاطرحوه او ردوه الينا.۴
قرطبى هم مى گويد:
صحابه قرآن را مى خواندند و در تفسير آن اختلاف نظر داشتند و چنين نبود كه هر آنچه را كه مى گفتند از پيامبر شنيده باشند. ۵
شيخ طوسى، هم كه در آغاز تفسير التبيان، پس از نقل ادله عدم جواز تفسير بدون اثر و اسناد آن به ظواهر اخبار، با استناد به آيات و روايات ديگر، ظاهر قرآن را حجت دانسته و اظهار داشته كه چگونه ممكن است قرآن حجت باشد، ولى نامفهوم باشد:
و كيف يكون حجة ما لا يفهم به شى ء.
و در ادامه، افزوده:
و كلّ ذلك يدلّ على أنّ ظاهر هذه الاخبار متروك.
وى آن گاه آيات را از جهت قابل فهم بودن به چهار دسته تقسيم كرده است. اختصاص برخى به خداوند، نيازمند به تفسير پيامبر و اوصيا، قابل فهم براى همگان و مشترك المعنين. ۶ همين نكات را مؤلف مجمع البيان نيز دنبال كرده است. ۷

1.ر . ك : التحرير و التنوير، ج۱، ص ۲۸ تا ۳۱.

2.همان، ص ۳۲.

3.سنن الدارقطني، ج۴، ص ۱۴۴.

4.وسائل الشيعة، ج۱۴، ص ۳۵۶.

5.الجامع لاحكام القرآن، ج۳، ص ۳۳.

6.التبيان، ج۱، ص ۴ تا ۷.

7.مجمع البيان، ج۱، ص ۳۹ و ۴۰.

صفحه از 300