صحابه كه با جارى هاى وحى همراه بوده، معناى نزول و چگونگى هاى آن و جهت نزول را دريافته اند؛ آنان كه در فضاى نزول حضور داشتند و بسيارى از قراين را ـ كه به لحاظ عدم ضبط و ثبت از ميان رفته ـ در اختيار داشتند، اگر مطلبى را درباره سبب نزول آيه اى بگويند، سخن ايشان از باب شهادت از علم حسى و قضايايى است كه خود شاهد آن بوده اند و از طريق مشاهده وقايع و حوادث، براى آنها علمى حاصل شده كه عاقلان عالم به گزارششان ترتيب اثر مى دهند و حجيت قايل اند. همه عاقلان، گزارش شخص راستگو را براى شهادت كافى مى دانند.
آقاى معرفت نوشته است:
اعتبار خبر واحد ثقه، جنبه تعبدى ندارد؛ بلكه از ديدگاه عقلا جنبه كاشفيت ذاتى دارد كه شرع نيز آن را پذيرفته است. بناى انسان ها بر آن است كه بر اخبار كسى كه مورد ثقه است، ترتيب اثر مى دهند و همچون واقعِ معلوم با آن رفتار مى كنند و اين، نه قراردادى است و نه تعبّد محض، بلكه همان جنبه كاشفيت آن است كه اين خاصيت را به آن مى بخشد. شارع مقدس ـ كه خود سرآمد عقلاست ـ بر همين شيوه رفتار كرده و خرده اى نگرفته، جز مواردى كه انسان خبر آورنده، فاقد تعهد باشد... و بدون تحقيق نبايد به گفته او ترتيب اثر داد؛ لذا اعتبار خبر واحد ثقه، نه مخصوص احكام شرعى است و نه جنبه فقه و تعبدى دارد، بلكه اعتبار آن عام و در تمام مواردى است كه عقلا، از جمله شارع، كاربرد آن را پذيرفته اند... و اساسا اگر اخبار عدل ثقه را در باب تفسير، فاقد اعتبار بدانيم، از تمامى بيانات معصومان عليهم السلام و بزرگان صحابه و تابعان محروم مى مانيم... ۱
آقاى جوادى آملى نيز اين دسته از روايات را به منزله گزارش و حكايتى تاريخى دانسته و آنها را فاقد هرگونه حجيّت مى داند؛ جز يك استثنا و آن در جايى است كه از سخن صحابه و تابعان، براى فرد اطمينان حاصل شود.
وى شأن نزول را به سه دسته تقسيم كرده است و درباره بياناتى كه به صورت تاريخ اند، نه روايت از معصوم عليه السلام، مانند اين كه ابن عباس در زمينه آيه اى مطلبى نقل كند، گفته است:
اين اقوال تنها زمينه ساز برداشت هاى تفسيرى اند و حجيّتى ندارند؛ مگر آن كه اطمينان و طمأنينه حاصل شود؛ برخلاف حديث معتبر كه حجيت تعبدّى دارد، هرچند وثوق حاصل نشود... اگر در موردى اطمينان حاصل شود، مانند آن كه صرف تاريخ، اعتبار تعبّدى داشته باشد... . ۲
به اعتقاد ما گرچه صحابه در ميزان اعتبار، فهم ، درك ، ضبط ، دقّت و نزديكى به پيامبر صلى الله عليه و آله و حضور در هنگامه نزول آيات متفاوت اند، اما چنين نيست كه درباره همه آنان حكم به بى اعتبارى و
1.تفسير تسنيم، ج ۱، ص ۲۳۳.
2.التفسير الأثرى، ص ۱۰۱.