بار اول، مؤلف، اسم و كنيه سليم را ذكر نموده و اشاره كرده كه او كتابى دارد. آن گاه، طريق خود به كتاب سليم را شناسانده است.
نجاشى (م 450ق) در نيمه اول قرن پنجم و احتمالاً حداكثر چند دهه پيش از آن مى زيسته است ۱ و سليم به قرن اول هجرى تعلق دارد. بر اين پايه، ميان نجاشى و نخستين راويان كتاب سليم واسطه هاى متعددى قرار دارند كه او از آنها نام برده است (رجال النجاشى، ص 8). بار دوم، ذيل ترجمه «هبه اللّه بن احمد بن محمد كاتب، معروف به ابن برنيه» از سليم نام برده است... مؤلف، هيچ گونه گزارش تاريخى يا خبرى درباره زندگى و احوال سليم بن قيس ذكر نكرده است كه نشان دهد سليم در مقطع تاريخى چهارده هجرى (سال ظهور و حضور ادعايى او در مدينه) تا 76 هجرى (سال وجود و مرگ ادعايى او در نوبندجان فارس) يا قبل و بعد از آن، وجود عينى واقعى و حضور تاريخى داشته است. ۲
اين بخش از نوشته نويسنده ـ كه نجاشى واسطه هايى را نسبت به كتاب سليم ذكر كرده است ـ اگر اين واسطه ها در طريق كتاب، با تأخير زمانى نجاشى تا سليم، دليل بى اعتبارى اين طريق باشد، چنان كه منظور نويسنده نيز همين است، اين نظر بسيار عجيب، و اشتباه مى نمايد؛ زيرا اگر نجاشى بدون بيانِ طريق خود ادعا مى كرد كه اين كتاب حديثى مربوط به شخصى به نام سليم است، سخن او هرگز پذيرفتنى نبود؛ در حالى كه نجاشى مى گويد كه من اين مطالب را از چه كسى شنيده ام و او از چه شخصى، تا آنكه به هم عصر سليم مى رسد. ۳
اگر مقصود نويسنده از بيان اين جمله كه «واسطه هاى متعددى ميان نجاشى و سليم قرار دارد»، همين مطلب باشد كه ذكر شد، لازمه چنين نظرى آن است كه هزاران حديث موجود در كتب اربعه و جوامع حديثى، و نيز همه كتب تاريخى كه حوادث قبل از زمان مؤلف در آن با سند ذكر شده، از اعتبار خواهند افتاد.
اما وجود «گزارش تاريخى» در رجال النجاشى، انتظارى نابجا و غير علمى از اين كتاب و اساساً خلاف روش هر كتاب رجالى ديگر است. اينكه «خبرى» درباره زندگى و احوال سليم بن قيس در اين كتاب ذكر نشده است، با توجه به آمدن نام سليم در «طبقه اول» و بيان طريق نجاشى
1.تولد نجاشى در سال ۳۷۲ ق، بوده است.
2.مقاله يادشده، ص ۱۱۲ و ۱۱۳.
3.اخبرنى على بن احمد القمى قال: حدّثنا محمد بن الحسن بن الوليد قال: حدّثنا محمد بن ابى القاسم ماجيلويه، عن محمد بن على الصيرفىّ، عن حمّاد بن عيسى و عثمان بن عيسى. قال حمّاد بن عيسى: و حدّثنا ابراهيم بن عمر اليمانى عن سليم بن قيس بالكتاب. (رجال النجاشى، ص ۸).