حديث, آن حديث را همانند ابن جوزى به موضوع بودن, محكوم نمى كند.
در عين حال, سيوطى هيچ گاه جانبِ احتياط را رها نمى كند; يعنى به گونه اى به نقّادى مى پردازد كه اهل دقّت, به خوبى به اصل مطلب پى مى برند; ولى اهل تعصّب, نمى توانند بهانه اى براى ستيز و مخاصمه با او به دست آورند.
3ـ سيوطى در نقد ديدگاه هاى ابن جوزى, شيوه هاى مختلفى دارد و گاهى راويانِ حديث و سلسله رجال سند حديثى را كه ابن جوزى تضعيف كرده و متّهم به وضع نموده است, موردِ مطالعه كامل تر قرار مى دهد و در مقابلِ منقولات و اظهاراتِ ابن جوزى, اقوال بزرگان ديگر را قرار مى دهد كه نظر مخالف داشته اند و راوى يا راويان آن حديث را توثيق كرده اند; و گاهى بدونِ پرداختن به راويانِ آن طريق, حديث را از طُرُقِ ديگر روايت مى كند كه رجال آن طريق, متّهم نيستند. گاهى هم به نقل آن حديث از منابع معتبر و جوامع حديثيِ مورد اعتماد اهل سنّت, مثل «صحاح ستّه» مى پردازد, و گاه, راويانى را كه ابن جوزى آنها را متّهم دانسته, به عنوانِ راويانِ مورد اعتماد صاحبان صحاح, معرّفى مى كند. گاهى نيز قضاوت هاى ناصحيح و متعصّبانه ابن جوزى را در كنارِ ساير قضاوت هاى او در آثار ديگرش قرار مى دهد و تناقضات قضاوت ها و اظهارات او را آشكار مى كند. گاه نيز مرجع و منبعى را كه ابن جوزى تحت تأثير آن بوده است, مورد تحقيق و نقّادى قرار مى دهد و اشتباهات, تعارضات و تناقضات آن را آشكار مى سازد.