احاديثى كه او از اعمش, هشام بن عروه و اسماعيل بن ابى خالد نقل نموده, در صحيح البخارى موجود است. ۱
تا كنون بارها روشن شده است كه برخى از عالمانِ متعصّبِ اهل سنّت كه نسبت به شيعه و پيروان اهل بيت(ع) بى مِهر هستند, به صرفِ شيعى بودنِ شخصى, او را متّهم به كذب و يا حدّاقل, تضعيف مى كنند, اگرچه بسيارى از بزرگان اهل سنّتْ او را صدوق و ثقه معرّفى كرده, از وى در كتاب هاى معتبر حديثى خود, مثل «صحاح ستّه» حديثْ نقل كرده باشند. اين گروه متعصّب, سعى نموده اند راويان شيعه را به گونه اى متّهم به كذب و انحراف و ضعف نمايند. ظاهراً ابن جوزى نيز از اين دسته متعصّب است.
سيوطى, پس از نقد حديث هشتم از كتاب الموضوعات ابن جوزى و نقل طُرُق ديگرى براى آن و تضعيف و ردّ نظر ابن جوزى, به تناقض گويى او تصريح كرده و مى نويسد:
و قال المؤلف [/ابن الجوزى] فى العلل, روى أبوبكر بن مردوية, قال… عن سلمان, عن النبيّ(ص) قال: «أوّل هذه الأمة وروداً عليّ الحوض أولها اسلاماً عليّ بن أبى طالب», ثمّ قال: «محمد بن يحيى منكر الحديث». ۲
سيوطى سپس مى افزايد:
جاى تعجّب از مصنّف [/ابن جوزى] است كه در كتاب العلل, در باب «فضل على بن أبى طالب» مى گويد: «[در فضايل على] احاديثى وضع كرده اند كه خارج از حدّ و اندازه است و همه آنها را در كتاب الموضوعات آورده ام»; در صورتى كه در اين جا غير از آن است كه گفته بود. سپس اين حديث را آورده است و اين, دلالت مى كند كه متن اين حديث, در نظر مصنّف, موضوع نيست. پس چگونه آن را در كتاب الموضوعات آورده است؟! حافظ ابن حجر نيز عيناً همين اشكال را بر او كرده است. از اين رو, گفته اند كه او حديثى را در
1.المراجعات, ص۱۲۲ـ۱۲۳.
2.اللئالى المصنوعة, ص۲۹۹ـ۳۰۰.