گفتگو با حجة الاسلام و المسلمين علي كوراني - صفحه 243

علوم حديث : اگر ممكن است ويژگيهاى كتب اربعه و صحاح سته را هم بيان بفرماييد.

استاد كورانى: من ادعا مى كنم كتاب كافى دقيق ترين كتاب علوم حديث، نزد شيعه و سنى، است. شما مى توانيد كتاب كافى را با هر كتاب حديثى از شيعه و سنى مقايسه كنيد و آن گاه مى بينيد كه از چه عمقى برخوردار است. ما مى بينيم كتاب كلينى و بخارى در يك عصر تأليف شده و مؤلفان آنها معاصر هستند اما روش و دقت كارى كلينى نسبت به كليه كتاب هاى قبل و معاصر او برتر است. بخارى در واقع پيش نويس بود و ماند، لذا خيلى از اوقات عنوان بابى را دارد اما ذيل آن حديثى نيست يا حديثى كه تحت عنوان آمده با آن تطبيق ندارد و حديث در موضوع ديگرى است، اين گونه احاديث زياد است.

علوم حديث : در جريان منع كتابت كه يكى از حوادث مهم تاريخ كتابت حديث است، علل روى كرد خلفا به منبع حديث و ضبط چگونه است؟

استاد كورانى: اين به جريان انتقال قدرت به بعد از پيامبر برمى گردد، واقعيت اين بود كه براى عرب سنگين بود كه بنى هاشم حاكم مطلق بشوند. پيامبر از بين بنى هاشم مبعوث شد و بعد از پيامبر هم بنى هاشم حاكم تمام قبايل قريش مى شدند و اين امر براى آنان سنگين بود. لذا بعد از پيامبرنشستند و خليفه دوم گفت: نبوت براى بنى هاشم كافى است و بايد خلافت در قبايل قريش بگردد. اصل قضيه اين بود كه خودشان حكومت تشكيل دادند و حديث پيامبر با اين كار متناقض بود و ترسيدند اگر حديث پيامبر از زبان پيامبر تدوين شود براى شان دردسر آفرين باشد و خلافت شان زير سؤال برود، لذا تصميم گرفتند اوّل اكتفا به قرآن كنند، چنان كه در زمان مريضى پيامبر(ص) وقتى كه خواست وصيت كند عمر گفت: قرآن، كافى است و حتى مفسر قرآن، از بنى هاشم هم، لازم نيست، خليفه حق تفسير قرآن دارد و اين حق خليفه است. وقتى كه قرآن، كافى است و حق تفسير قرآن با خليفه باشد، ديگر نيازى به سنت پيدا نمى شود و خليفه احاديثى را كه مناسب است انتخاب مى كند.
آقاى رشيد رضا به اين نظريه كه مى رسد مى گويد: صحابه نخواستند تمام سنت پيامبر را دين قرار بدهند لذا تدوين حديث مشكلات زيادى براى آنها داشت و مردم را منع كردند. اما مردم به اين دستور خليفه مقيد نبودند، ائمه اهل بيت(ع) ايستادند، خود حديث تدوين كردند و هم دستور دادند كه تدوين حديث كنند.

صفحه از 255