نقدي بر مقاله«بررسي سند چند حديث مشهور» - صفحه 150

مى كند و هنگامى كه از عدم وجوب نماز، وقتى كه كمتر از يك ركعت را در وقت درك كند، سخن مى گويد، به لفظ «من ادرك ركعة من الصلوة فقد ادرك الصلوة» استدلال مى كند و هنگامى كه از درك نماز جمعه سخن مى گويد، به لفظ «من ادرك ركعة من الجمعه مع الامام فقد ادركها و من ادرك ما دونها صلّى اربعاً» استدلال مى كند و هنگامى كه از كافى بودن درك يك ركعت از نماز در وقت در ادا بودن نماز سخن مى گويد، به لفظ «من ادرك ركعة من الوقت فقد ادرك الوقت» استدلال مى كند: اين از سهو قلم محقق نيست، بلكه از دقت محقق است؛ كسى كه محقق على الاطلاق ناميده شده است. بر كسى كه به كتاب رجوع كند، روشن مى شود كه محقق، هر دو روايتى را كه نويسنده مدعى شده كه يكى را به ديگرى تبديل كرد، در يك صفحه، آن هم به فاصله دو سطر، ذكر نموده است. اين دلالت مى كند بر اين كه محقق از نفى، قاعده كليه اى را كه قابل تطبيق بر هر مورد باشد، استفاده كرده و در مقام استدلال، لفظ مناسبِ مقام را ذكر كرده است. همچنين آيه اللّه بروجردى از اين عبارت، به «قاعده من ادرك» تعبير كرده آن چنان كه در تقريرات درس ايشان آمده است، چون اين ظاهر روايات است ۱ .
اما اختلاف الفاظ روايات از باب نقل به معناست، كه طبق قواعد و قوانين معروف نقل مبنا جايز است.
3. شيخ يوسف بحرانى در كتاب لؤلؤة البحرين در شرح حال محقق مى نويسد:
او محقق فقها و مدّقق علما بود. ۲
شيخ حر عاملى در امل الامل مى نويسد:
وضعيت محقق در فضل، دانش، وثاقت، جلالت، تحقيق، تدقيق، فصاحت، شعر، ادب، انشاء، و همه دانش ها و فضايل و محاسن مشهورتر از آن است كه ذكر شود. ۳

1.ابن روايت و روايت هاى ديگر را در المعتبر، ج ۲، ص ۳۸، ۴۵، ۴۶، ۲۷۸ و ۴۷ ببنيد.

2.نهاية التقرير (مباحث الصلوة)، ج ۱، ص ۱۰۱.

3.لؤلؤة البحرين، ص ۲۲۷ ـ ۲۲۸.

صفحه از 165