نقدي بر مقاله«بررسي سند چند حديث مشهور» - صفحه 147

وقتى كه قرآن مورد استدلال است، جبران شدن آن به واسطه شهرت، عملى نامعلوم، بلكه ممنوع است. قبلاً گفته شد كه جبران از طريق شهرت عملى تنها در صورتى امكان دارد كه دليل، منحصر در روايت مورد استدلال باشد، در غير اين صورت، جابر بودن شهرتِ عملى ممنوع خواهد بود. ۱
مراد سيّد مصطفى خمينى از اين كه سنّت يا روايت ثابت نيست، اين است كه حجّت معتبر نيست نه اين كه روايت نيست. و به همين دليل، بحث جبران نشدن آن به واسطه شهرت عمليه را مطرح كرده است.
ثانياً، دانسته شد كه صرف عدم اطلاع از روايت در منابع روايى براى حكم كردن به روايت نبودن، بعد از اين كه علماى ما آن را در كتاب هايشان، و لو كتاب غير حديثى ذكر كرده اند، كافى نيست.
ثالثاً، درست است كه ظاهر عبارت كتاب الوسيلة ۲ آن است كه ابن حمزه طوسى آن را به عنوان روايت ذكر نكرده، ولى قرينه اى هم نداريم كه متأخران از او، روايت را از وى گرفته اند. علاوه بر اين كه احتمال اخذشان از مصدرى ديگر قوى تر است، چون احتمال آن كه علما عبارت را به عنوان روايت از او (ابن حمزه) نقل كرده اند، با توجه به آن كه ظاهر عبارت ابن حمزه هم خلاف اين است، جداً بعيد است؛ آن هم علمايى نظير ابن فهد حلى، شهيد ثانى، محقق ثانى و ديگران ـقدس اللّه اسرارهم ـ.
پس وجود روايت در كتاب هاى المهذب البارع، المسالك و جامع المقاصد كافى است براى آن ثابت كند اين حديث اصل دارد.

2. من ادرك ركعة من الوقت فقد ادرك الوقت

اولاً، نويسنده گفته است:
اين عبارت در نظر ايشان بى شك، روايت بوده، بلكه همان گونه كه گذشت،

1.موسوعة السيد الخوئى، ج ۲۲، ص ۲۱۳.

2.خيارات، ج ۲، ص ۲۷۲.

صفحه از 165