بلاغت (رسايى و شيوايى گفتار) - صفحه 2

درآمد

بلاغت و فصاحت ، در لغت

واژه «بلاغت» در لغت ، مصدر از مادّه «بلغ» به معناى رسيدن به نهايت چيزى است . بدين جهت ، به كسى كه مى تواند با سخنى شيوا ، آنچه را كه در دل دارد ، بگويد و در بيان مقصود خود ، به طور كامل به مقصد برسد ، بليغ گفته مى شود . ابن فارس در اين باره مى گويد :
الباءُ وَ اللّامُ وَ الغَينُ أصلٌ واحِدٌ و هُوَ الوُصولُ إلَى الشَّى ءِ ... وَ البُلغَةُ ما يُتَبَلَّغُ بِهِ مِن عَيشٍ ... و كَذلِكَ البَلاغَةُ الَّتى يُمدَحُ بِهَا الفَصيحُ اللِّسانِ لِأَنَّهُ يَبلُغُ بِها ما يُريدُهُ .۱
با و لام و غين ، يك ريشه است و آن ، رسيدن به چيز است... و بُلغه ، خورشى كه زندگى را بسنده باشد ... . همين طور است بلاغت كه انسان شيواگو ، با آن مدح مى گويد ؛ زيرا آنچه را مى خواهد ، با كلام بليغ مى رساند .
و نيز ابن منظور آورده است :
بَلَغَ الشَّى ءُ ... وَصَلَ وَ انتَهى ... وَ البَلاغَةُ : الفَصاحَةُ . وَ البَلغُ وَ البِلغُ : البَليغُ مِنَ الرِّجالِ . رَجُلٌ بَليغٌ و بَلغٌ و بِلغٌ : حَسَنُ الكَلامِ ، فَصيحُهُ يُبلِغُ بِعِبارَةِ لِسانِهِ كُنهَ ما فى قَلبِهِ .۲

1.معجم مقاييس اللغة : ج ۱ ص ۲۰۱ (مادّه «بلغ») .

2.لسان العرب : ج ۸ ص ۴۱۹ (مادّه «بلغ») .

صفحه از 61