گزارشى از جلسات نقد و بررسى كتاب مكتب در فرآيند تكامل بخش دوم و سوم كتاب‏ - صفحه 163

مؤلّف در صفحه 151 و 152 مى‏نويسد: «به گفته عثمان‏بن سعيد، دليل اختفاى آن بزرگوار، آن بود كه در صورت پديدار شدن به دست عمّال حكومت به شهادت مى‏رسيد.» در پاورقى همان صفحه مى‏افزايد: «بنابراين، نصّ آنان جايگزين نصّ خود امام است و همين نصّ است كه سپس به تواتر رسيده است.» اين جمله ايشان به هيچ وجه درست نيست؛ زيرا:
اوّلاً نصّ بر امامت حضرت مهدى عليه السلام از ائمّه قبلى رسيده و در روايات آنان آمده است كه تولّد آن حضرت به جهت حفظ جان ايشان مخفى خواهد بود. بنابراين عثمان‏بن سعيد تنها ناقل اين مطلب نيست. نكته ديگر اينكه نصّ آن افراد، جايگزين نصّ امام نشده است؛ چرا كه امام حسن عسكرى عليه السلام به افراد مختلفى غير از عثمان‏بن سعيد درباره امامت فرزندشان سخن گفته‏اند. پس در واقع، آن افراد ناقل نصّ امام بوده‏اند نه اينكه آنها به جاى امام تعيين نصّ كرده باشند.
مؤلّف در صفحه 159 مى‏نويسد كه اكثريّت شيعه به امامت جعفر معتقد شدند؛ در حالى كه در منابع مورد استناد ايشان آمده است: «خلق كثير». اين دو تعبير خيلى با هم متفاوت است. اتّفاقاً كتابهاى دوران غيبت صغرى نشان مى‏دهد كه بيشترين مشكل علما و متكلّمين شيعه و اصطكاك آنها با زيديّه و معتزله بوده است. اگر واقعاً پيروان جعفر آن قدر زياد بوده‏اند كه فرقه‏اى جداگانه تشكيل دهند، قاعدتاً بايد آثارى از آنان تا زمان شيخ مفيد باقى مى‏ماند. امّا مى‏بينيم كه شيخ مفيد در كتابش مى‏نويسد كه امروزه، از پيروان جعفر گروه چندانى باقى نمانده‏اند. مؤلّف در صفحات 163 تا 167، گزارش مفصّلى از فرزندان جعفر و پراكندگى جغرافيايى آنها ارائه داده است. اينكه نسل جعفر تا به امروز ادامه پيدا كرده و اتّفاقاً بسيارى از آنها شيعيان مخلصى هستند (از جمله سادات نقوى در هند) محلّ بحث نيست. نكته اصلى اين است كه امروز ديگر گروه و مذهبى و فرقه‏اى جداى از شيعه كه قائل به امامت جعفر باشند، وجود ندارد.

صفحه از 155