گزارشى از جلسات نقد و بررسى كتاب مكتب در فرآيند تكامل بخش دوم و سوم كتاب‏ - صفحه 162

از طبقه اوّل زنده باشند، برادر و خواهر، ارث نمى برند. خود اين اتّفاق نشان داد كه ادّعاى جعفر دعوى باطلى است.
همان‏طور كه قبلاً هم گفتيم، يكى از اشكالات روشى در اين كتاب، آن است كه مؤلّف گاهى يك مسئله جزئى را بيش از حد بزرگ جلوه مى‏دهد و آن را به كلّ جامعه شيعه تعميم مى‏دهد. گاهى نيز به گزارشهاى ضعيف استناد كرده، به اشتباه استنتاج مى‏كند. از جمله، در صفحه 139، مى‏گويد: خزانه‏دار ممدوح و امين امام اموال خزانه را مى‏دزديد. فردى كه ايشان اشاره مى‏كند، عروةبن يحيى دهقان است. اين فرد در زمان امام هادى عليه السلام به غلات پيوسته بود و توقيعاتى در لعن و طعن او صادر شده است. امّا تعبير ايشان كه مى‏گويد «امين و ممدوح» اشاره به نامه‏اى دارد كه در رجال كشّى، ص 576 به اين صورت آمده است: «فإذا وردت بغداد فاقرأه على الدهقان وكيلنا و ثقتنا...» ۱ اين نامه در سال 260 هجرى نوشته شده، يعنى بعد از دورانى كه وى از جامعه شيعه منحرف شده؛ بنابراين، قطعاً نمى‏تواند منظور همان فرد باشد. مرحوم شوشترى در پاورقى كتاب كشّى توضيح مى‏دهند كه اين قطعاً اشتباه نسخه‏بردار بوده است و بايد به جاى كلمه «دهقان»، كلمه «سمان» به معناى روغن‏فروش بوده باشد كه منظور عثمان‏بن سعيد عمروى است.
مؤلّف در صفحه 149 تا 151، درباره ادّعاى جعفر و مسئله جانشينى حضرت عسكرى عليه السلام مى‏نويسد: انتقال امامت از برادر به برادر جز در مورد امام حسن و امام حسين عليهما السلام - براساس رواياتى كه عمدتاً عليه عقيده فطحيّه به صحّت امامت عبداللَّه‏بن جعفر و عدم تنافى آن با امامت حضرت كاظم عليه السلام وارد شده بود - امكان نداشت. ايشان ادّعا مى‏كند كه روايات مبنى بر عدم جمع امامت در دو برادر، در زمان فطحيّه و عليه عقائد آنها صادر شده است؛ در حالى كه اگر به منابع روايى رجوع كنيم، مى‏بينيم كه اين‏گونه روايات مربوط به قبل از فطحيّه و در زمان امام باقر و امام صادق عليهما السلام بوده است. ۲

1.ص ۱۳۹ كتاب، پاورقى ۵

2.غيبت شيخ طوسى، ص ۲۲۲

صفحه از 155