نگاهى به تاريخ قرآن‏ - صفحه 50

كه مى‏ديد فقدان مصحف واحدى در ميان مسلمانان سبب اختلاف و چنددستگى شده است، براى پركردن چنين خلائى به انتشار متون جمع‏آورى شده توسط ابوبكر پرداخت. البتّه عثمان اين انتشار را همراه با اصلاحاتى انجام داد. آن هم بدين‏صورت كه نظم سور را به ترتيبى كه امروزه ديده مى‏شود، درآورد. قرائت كردن قرآن را به يك لهجه محدود كرد. توضيح آن كه تا عهد عثمان قرائت قرآن به لهجه‏هاى مختلف عرب، به منظور تسهيل در كار مسلمانان جائز بود. امّا عثمان با مشاهده اختلاف قرائات، دريافت كه تداوم چنين آزادى در عرصه قرائات، امرى است بس خطرناك كه بايد براى آن چاره‏جويى كرد؛ زيرا هريك از مناطق مهمّ اسلامى، بر قرائت خاصى اصرار ورزيده و ديگر قرائات را فاقد اعتبار مى‏دانستند. تداوم اين مسأله، به تفرقه در ميان مسلمانان مى‏انجاميد. به همين منظور، عثمان، محدوديّت مذكور را در بحث قرائات قرآن قائل شد. در واقع وى با انتشار متن واحدى كه در سايه مساعى جمعى از صحابه پيامبر فراهم آورد، مصاحف را بر مبناى مصحف واحدى يك‏پارچه و هماهنگ ساخت. از همين رو ماهيّت اقدام او در حوزة جمع‏آورى قرآن، جمع‏المصحف است. با توجه به ويژگى‏هاى اقدام عثمان كه ياد شد، برتن نظر شوالى و بل را مبنى بر آن كه متن عثمان چيزى بيش از يك استنساخ صرف از مصحف حفصه نيست، به ضرس قاطع نادرست مى‏داند.
3. برتن رواياتى را كه حاكى از اختلاف قرائتند، جعلى مى‏داند. مبناى اين ديدگاه، ترديدهاى گولت تسيئر در اعتبار تاريخى روايات مربوط به صدر اسلام و نظرات شاخت در جعلى دانستن اسناد احاديث است.
)Burton, The collection of The Quran, 5 - 7, 52 - 62, 24 - 34, 681 - 781, 112; Motzki, »The collection of The Quran«, 11 -21; Madelung, »review of The Collection of The Quran«,924(.
اين مبنا از پشتوانه علمى برخوردار نيست؛ زيرا برخى از حديث‏پژوهان مسلمان و غير مسلمان، به نقد شواهد و مستندات اين رويكرد شكاكانه نسبت به احاديث اسلامى پرداخته‏اند كه در اين جا مجالى براى طرح آنها

صفحه از 53