نصوص، كلمات و عبارات ديگر آمده است؛ مانند: «وزير من»، «وارث من»، «همراه من»، «براى من به منزله هارون نسبت به موسى است مگر آنكه پس از من پيامبرى نيست». تمام اين معانى، از كلمه وصىّ، خليفه و ولىّ پيامبر نيز استفاده مىشود. همچنين اين جملات، اشاره به جايگاه هارون نسبت به موسى عليهماالسلام دارد كه در آيات طه (20)/ 29ـ 34 و قصص (28)/ 34ـ 35 بيان شده است.
6ـ 7) در بعضى از نصوص اين حديث، كلمات و تعبيراتى آمده كه مىرساند پيامبر، على عليه السلام را به عنوان «اداكننده ديون و تعهّدات حضرتش» شناساند. اين جملات، شدّت اهتمام پيامبر را به حفظ اموال مردم مىرساند كه با جانشين خود بر اداى آنها شرط مىكند. همچنين بر تبليغ رسالت خود به مردم و هدايت آنها به صراط مستقيم، از خليفه خود پيمان مىگيرد.
6ـ 8) در نقل ابورافع آمده كه پيامبر، على عليه السلام را به خود نزديك ساخت و با او آهسته سخن گفت. آنگاه در جواب ابولهب و انكار او فرمود: «او را از حكمت و علم و فقاهت سرشار كردم.»
6ـ 9) علّامه سيّد جعفر مرتضى گويد: پيامبر براى تهيّه غذا و دعوت مهمانان، فقط على عليه السلام را برگزيد كه ميزبان باشد نه ديگران را.
6ـ 10) به گفته سيّد جعفر مرتضى، ظاهرا اين فراخوان در خانه پيامبر بوده، زيرا على عليه السلام در خانه پيامبر بوده است. پيامبر مىتوانست اين ميزبانى را از خديجه بخواهد يا از افرادى با وجاهت و شهرت بيشتر، مانند ابوطالب و جعفر؛ امّا انتخاب على عليه السلام براى اينكار، پيام مهمّى در بر داشت تا رويداد را از حالت طبيعى خود خارج كند....
نگارنده مىافزايد: على عليه السلام در آن زمان در كفالت پيامبر بود. غذاى مهمانان، از پيامبر بود و اميرالمؤمنين عليه السلام مانند يكى از فرزندان او بود؛ چنان كه بر پژوهشگر در تاريخ پوشيده نيست. امر، به طور طبيعى جريان يافته، با نگاهدارى درجات بلندى كه خداى تعالى به او بخشيده بود؛ به ويژه آنكه حضرت على عليه السلام نور نبوّت را مىديد و رائحه رسالت را استشمام مىكرد؛ چنانكه پيامبر به حضرتش فرمود: «يا