حديث يوم الدار پژوهش و بررسى - صفحه 58

60؛ 51: ج 2، ص 318؛ 32: ج 1، ص 319؛ 39: ص 193؛ 1/75: ج 1، ص 117 به بعد؛ 1/10: ج 2، ص 24؛ 17: ج 3، ص 37؛ 1/17: ج 1، ص 280؛ 68: ج 1، ص 60) در آن سال، پيامبر دعوت خود را اظهار داشت و اين دعوت را از خاندان خود آغاز كرد.
6ـ 4) پيامبر آنها را در خانه خديجه (39: ج 1، ص 196؛ 1/75: ج 1، ص 119؛ 68: ج 3، ص 74) يا خانه ابوطالب (39: ج 1، ص 195؛ 32: ج 1، ص 321؛ 1/75: ج 1، ص 122) گرد آورد. پيامبر به على عليه ‏السلام امر كرد كه غذايى از ران گوسفند آماده كند و عسّ شير نيز فراهم آورد و بنى‏عبدالمطّلب را گرد آورد. اميرالمؤمنين عليه ‏السلام چنين كرد. پيامبر آنان را فرا خواند و ـ همان‏گونه كه خداوند تعالى امر كرده بودـ هشدارشان داد. سپس سنّت الاهى را در مورد پيامبرانش عليهم ‏السلام يادآور شد كه خداوند، براى هر پيامبرى در امّتش برادر، وزير، وارث، وصى و خليفه قرار داده و براى او نيز برادر، وزير، وارث، وصى و خليفه قرار داده است؛ چنان كه براى موسى عليه ‏السلام قرار داد.
6ـ 5) پيامبر براى اتمام حجّت و توجّه‏دادن به موعظه و ترغيب و تشويق آنها كوشيد؛ لذا اين امر را پس از خود براى فردى قرار داد كه وزارت او را به تمام معنى و در تمام شئون بپذيرد و در تمام احوال، براى او خير بخواهد؛ تا براى آنها تبيين كند كه اين مقام مخصوص كسى است كه اين بار سنگين را با تمام دشواريهايش بردارد. لازمه اين امر عصمت است؛ كه خداى تعالى اين مقام را به كسى مى‏دهد كه بر اساس علم الاهى واقعا معصوم باشد.
6ـ 6) در برابر سخنان پيامبر، تمام حاضران سكوت كردند جز على عليه ‏السلام . اين نكته چند بار تكرار شد. پس از آن، پيامبر با كلام خود، حضرتش را برادر، وصى و جانشين خود اعلام كرد و از آنها خواست كه گوش به فرمانش دهند و او را پيروى كنند. يعنى پيروى او را نه تنها بر مخاطبان، بلكه بر تمام مردم‏ـ از مؤمن و كافرـ واجب ساخت. بدين روى، آنان با خنده و استهزا به ابوطالب گفتند كه پيامبر، فرزندت را بر تو امارت داده است. اين استهزا به دليل آن بود كه ابوطالب، برادرزاده‏اش پيامبر را در دامن كفالت خود پرورده و همواره از او دفاع كرده بود و اينك همان برادرزاده، اطاعت فرزندش على را بر او واجب ساخته بود. در بعضى

صفحه از 60