منبع : حکمت نامه فاطمی پدیدآورنده : محمّد محمّدی ری شهری زمان انتشار : 1395 از صفحه 568 تا صفحه 589
اهدای فدک

اهدای فدک

چگونگی اهدای فدک و شبهه ای در این مورد، بیان شده است.

بنا بر گزارش ابو سعید خدری و ابن عباس در منابع اهل سنت، در سال هفتم هجری به دنبال نزول آیه «وَآتِ ذَا الْقُرْبی حَقَّه»،[۱]پیامبر خدا(ص)، دخترش فاطمه(ع) را فراخواند ومنطقه فدک را به او بخشید.[۲]

سیوطی در الدرّالمنثور این اهدا را چنین گزارش کرده است:

و أخرج البزّار و أبو یعلی و ابن أبی حاتم و ابن مردویه عن أبی سعید الخدری قال: لمّا نزلت هذه الآیة: «وَ آتِ ذَا الْقُرْبی حَقَّهُ»دعا رسول اللّه (ص) فاطمة فأعطاها فدک.

بزّار، ابو یعلی، ابن ابی حاتم و ابن مردویه از ابو سعید خدری نقل کرده اند: وقتی آیه «وَ آتِ ذَا الْقُرْبی حَقَّهُ» نازل شد، رسول خدا(ص) فاطمه را فرا خواند و فدک را به او هدیه داد.

و أخرج ابن مردویه عن ابن عبّاس قال: لمّا نزلت: «وَ آتِ ذَا الْقُرْبی حَقَّهُ»أقطع رسول اللّه (ص) فاطمة فدکا[۳]

ابن مردویه از ابن عباس نقل کرده است: وقتی آیه «وَ آتِ ذَا الْقُرْبی حَقَّهُ» نازل شد، رسول خدا(ص) فدک را برای فاطمه به اقطاع داد.

در تفسیرهای شیعی نیز به این بخشش پیامبر(ص) به گونه های مختلف اشاره شده است. روایت ذیل از تفسیر عیاشی است:

عن عطیة العوفی قال: لمّا افتتح رسول اللّه (ص) خیبر، و أفاء اللّه  علیه فدک و أنزل علیه: «وَ آتِ ذَا الْقُرْبی حَقَّهُ» قال: یا فاطِمَةُ لَک فَدَک.[۴]

عطیه عوفی می گوید: وقتی رسول خدا(ص) خیبر را فتح کرد، و خداوند فدک را فی ء [و مال] او قرار داد و آیه «وَ آتِ ذَا الْقُرْبی حَقَّهُ» را بر او نازل کرد، فرمود: ای فاطمه، فدک برای تو.

اهدای این منطقه وسیع از سوی پیامبر خدا(ص) که حاکم حکومت اسلامی است، نشان از این دارد که این عملکرد نیز باید در اقدامات حاکمیتی حکومت دیده شود. به نظر می رسد این اقدام حاکمیتی، به جهت تقویت پایگاه اقتصادی بیتِ امامت که ریشه در خاندان نبوت دارد، بوده است.

پس از اهدای فدک، کارگزاران و نمایندگان حضرت فاطمه(ع)در آن منطقه حضور فعّال داشتند.[۵]درآمد سالانه این منطقه را در زمان رسول خدا(ص) از ۲۴ تا ۷۰ هزار دینار تخمین زده اند.[۶]این درآمد می توانست پشتوانه خوبی برای اهل بیت علیهم السلام در تأمین نیازهای بنی هاشم، نیازمندان و مؤمنان از انصار و مهاجران باشد. در گزارشی، خلیفه دوم در اعتراض به نگارش سند فدک به خلیفه اول اعتراض می کند که «چه مالی به مسلمانان خواهی داد، در حالی که عرب ها با تو به جنگ برخاسته اند؟!». و با همین توجیه مانع مالکیت آن حضرت می شد.[۷]این سخن خلیفه دوم گویای گستردگی درآمدهای منطقه فدک است. به گونه ای که می توان سپاهی را با آن سامان داد.

بعدها معاویه این سرزمین را سه قسمت کرد و به پسرش یزید، مروان بن حکم و عمرو بن عثمان ـ پسر خلیفه سوم ـ بخشید.[۸]این گزارش نیز نشانگر اهمیت و بزرگی این منطقه است. از این رو، آشکار است که فدک از جهت سیاسی و اقتصادی برای طرفین اهمیت داشته است. چه اینکه اهل بیت علیهم السلام با درآمد به دست آمده از این اراضی بیشتر می توانستند نیازمندان و جامعه مسلمان آن روز را با تعلیمات نبوی و حقانیت ولایت آشنا سازند.

شبهه ای در اهدای فدک

مکی بودن سوره اسرا[۹]سبب شده است تا ابن کثیر ـ از مفسران اهل سنت ـ با وجود تصریح بر اعتبار سند روایت اهدای فدک، اصل روایت را به جهت تطابق نداشتن زمانی و مکانی با آیه «دادن حق به ذوی القربی» مخدوش بداند.[۱۰]

عالمان و مفسران دیگر در پاسخ وی به چند نکته اشاره کرده اند:

۱. بیشترین آیه های سوره اسرا در مکه نازل شده است، ولی این آیه (۲۶) و آیات دیگر (۳۲، ۳۳، ۵۷ و ۷۳ تا ۸۱ از سوره اسرا) در مدینه نازل شده اند ؛[۱۱]

۲. اعطای حق به ذوی القربی در مکه معنا ندارد ؛ زیرا پیامبر خدا(ص) در مکه موقعیتی نداشت تا بتواند حق خویشان و مستمندان و در راه ماندگان را بپردازد؛

۳. برخی آیات دو بار نازل شده اند، بعید نیست که این آیه نیز دو بار ناز ل شده باشد ؛ چراکه یک دستور اجرائی برای همیشه تاریخ است و تکرار آن مانعی ندارد ؛

۴. در گزارش ابو سعید خدری عبارت: «لمّا نَزَلَت هذه الآیة» آمده است. و می دانیم که یکی از معانی «لمّا»، علّت است. در این صورت می توان گفت علت بخشش فدک، آیه «بخشش به خویشان» بوده است و این روایت زمان خاصی را بیان نمی کند ؛

۵. و سرانجام روایاتی که بخشش را متوقف به زمان خاصی کرده اند، با شک و تردید مواجه اند، اما روایات متعدد دیگری که اساس بخشش را گزارش کرده اند، تردیدی در آنها نیست. بی شک این بخشش میان سال های هفتم تا دهم هجری رخ داده است.

بنا برآنچه گذشت، شبهه ابن کثیر نمی تواند به اساس یا فرایند بخشش فدک خللی وارد سازد.


[۱]. اسرا : آيه ۲۶ .

[۲]. مسند أبي يعلى : ج ۲ ص ۳۳۴ ، تفسير ابن كثير : ج ۳ ص ۳۹ ، الدر المنثور : ج ۴ ص ۱۷۷ .

[۳]. الدرالمنثور : ج ۴ ص ۱۷۷ .

[۴]. تفسير العيّاشى : ج ۲ ص ۲۸۷ .

[۵]. الكافى : ج ۱ ص ۵۴۳ ح ۵ ، علل الشرائع : ص ۱۹۱ ح ۱ ، التبيان فى تفسير القرآن : ج ۶ ص ۴۶۸ ـ ۴۶۹ ، نهج البلاغة : نامه ۴۵ .

[۶]. الخرائج و الجرائح : ج ۱ ص ۱۳۱ ، كشف المحجة : ص ۱۲۴ .

[۷]. السيرة الحلبيّة : ج ۳ ص ۴۸۸ .

[۸]. شرح نهج البلاغة ، ابن ابى الحديد : ج ۱۶ ص ۲۱۶ .

[۹]. گفتنى است در سوره روم نيز چند كلمه نخست اين آيه آمده است . اما با توجه به برخى روايات كه «وابن السبيل» را هم آورده‏اند ، روشن است كه اين اهدا پس از نزول آيه سوره اسرا رخ داده است . وانگهى همين شبهه مكى بودن در سوره روم هم جريان دارد .

[۱۰]. تفسير ابن كثير : ج ۳ ص ۳۹ .

[۱۱]. تاريخ القرآن ، زنجانى : ص ۵۶ ، بيان النظم فى القرآن الكريم : ج ۲ ص ۵۱۶ .