ابو طاهر محمّد بن على

پرسش :

ابو طاهر محمّد بن على بن بلال کیست؟



پاسخ :

محمّد بن على بن بلال، در خاندانى حديثى و مورد اعتماد امامان عليهم السلام زاده شد و رشد كرد. پدر او از محدّثان و مورد اعتماد امام هادى و امام عسكرى عليه السلام بود و برادران او نيز محدّث بوده اند. بنا بر اين، او نيز صبغه حديثى داشت. مجموعه حديثى در اختيار او، چنان شهره و گسترده بود كه حسين بن روح نوبختى در دوران قبل از نيابت خاصّ خويش، بدو مراجعه كرده و براى حل مشكلى كلامى از او يارى مى خواهد. او نيز با يافتن حديثى از مجموعه خويش به رفع اين مشكل، يارى مى رساند.[۱]

 به ادّعاى او، امام عسكرى عليه السلام جانشين خويش، امام مهدى عليه السلام را در دو نامه به او معرّفى كرده است.[۲]

 در زمان امام عسكرى عليه السلام و در سفر حج، بر رفتار على بن جعفر همانى، وكيل امام عليه السلام ايراد گرفت و از او به دليل بخشش هاى فراوانش ، نزد امام عسكرى عليه السلام شكايت كرد. امام عليه السلام خُرده گيرى او را نپذيرفت و فرمود:

 قد كنّا أمرنا بمئة ألف دينار ثُمَّ أمرنا له بمثلها فأبى قبولها إبقاء علينا ما للنّاس والدخول في أمرنا فيما لم ندخلهم فيه؟[۳]

ما به او صد هزار دينار داديم و بار ديگر ، همين مقدار براى او قرار داديم ولى او آن را نپذيرفت تا اموال ما باقى بماند . مردمان را چه شده است كه در امور ما كه اجازه ورود ندارند دخالت مى كنند؟

نام وى در فهرست وكيلان ملاقات كننده امام عصر عليه السلام نيز قرار دارد.[۴]محمّد بن على بن بلال در دوران نيابت عثمان بن سعيد، از دست ياران او محسوب مى شد.[۵]

 انحراف او از دوران نيابت محمّد بن عثمان، آغاز شد. ظاهرا حسادت او نسبت به نايب دوم، موجب شد كه او از تحويل اموالِ در اختيار خود به محمّد بن عثمان خوددارى كرده و براى رفع اتهام مالى از خود، نيابت محمّد بن عثمان را مورد تشكيك قرار دهد.

 محمّد بن عثمان، او را به ديدار امام عليه السلام برد و حجّت را بر وى تمام كرد؛ ولى اين واقعه نيز در اصلاح او كارگر نيفتاد.[۶]

 پس از اين اتّفاقات، او به وسيله ناحيه وكالت، طرد شد. ظاهراً طرد شدن او به سهولت، انجام شده است. بنا بر اين، توقيع خاص در باره لعن و طرد وى گزارش نشده است. در توقيع لعن شلمغانى - كه سال ها پس از اين جريان و در سال ۳۱۲ق، صادر گشته - ، به انحراف ابن بلال، اشاره شده است:

 أعلِمهُم - تَوَلّاكُمُ اللَّهُ - أنَّنا فِي التَّوَقّي وَالمُحاذَرَةِ مِنهُ عَلى  مِثلِ ما كُنّا عَلَيهِ مِمَّن تَقَدَّمَهُ مِن نُظَرائِهِ ، مِنَ : الشَّريعِيِّ ، وَالنُّمَيرِيِّ ، وَالهِلالِيِّ ، وَالبِلالِيِّ وغَيرِهِم .[۷]

خداوند ، سرپرستى تان را به عهده گيرد! به آنان اعلام كن كه ما از او در حذر و مراقبت هستيم، همان گونه كه از مدّعيان دروغين پيشين همانند او ، همچون شريعى، نميرى، هلالى و بلالى و جز ايشان، در حذر بوديم .

محمّد بن على بن بلال از نگاه رجال شناسان

پيشينه مقبول محمّد بن بلال در زمان امام عسكرى عليه السلام و اوايل غيبت صغرا، موجب توثيق به وسيله شيخ طوسى [۸] و برخى ديگر شده است [۹]. برخى ديگر در باره او توقّف كرده اند.[۱۰]

 توثيق كنندگان وى، استدلال پيشين در باره ابن هلال را در اين جا تكرار كرده و مى گويند:

 او قبل از انحراف، ظاهرى وجيه و مورد اعتماد داشته و براى حفظ اعتماد مردم، محتاط بوده و در مسير مستقيم، حركت مى كرده است. مجموعه غنى احاديثى كه در اختيار او بوده، سبب شده است تا ديگران به او مراجعه كرده، از او نقل حديث كنند.

 او پس از انحراف، از جمع شيعيان طرد شد و ديگر كسى از او روايت، نقل نكرد . بنا بر اين، پذيرش احاديث او اشكالى ندارد؛ زيرا در زمان استقامتش از وى نقل شده است.

نكته: در نامه امام عسكرى عليه السلام به اسحاق بن اسماعيل نيشابورى، به فردى از آن ديار با نام «بلالى» اشاره و با جمله «الثقة المأمون العارف لما يجب عليه» از او تقدير شده است.

 ظاهراً كسانى كه بلالى را توثيق كرده اند، به اين نامه استناد نموده اند.[۱۱] بايد گفت : مقصود از بلالى در اين نامه، شخصى نيشابورى است، در حالى كه  بلالى مورد بحث ما ساكن بغداد بوده است. بنا بر اين، نمى توان با استناد به اين نامه، وثاقت محمّد بن على بن بلال را اثبات نمود.

 نتيجه نهايى آن كه اگر كسى استدلال پيشين در توثيق فردى همانند ابن هلال و ابن بلال را نپذيرد، نمى تواند به روايات او عمل كند. طبيعى است سخنانى كه در ايّام پس از انحراف از او نقل شده، به كلّى بى اعتبار است.

 

[۱] الغيبة: ۳۸۷ ح ۳۵۱.

[۲] الكافى: ج ۱ ص ۳۲۸ ح ۱: «على بن محمّد عن محمّد بن على بن بلال ، قال: خرج إلىّ من أبى محمّد قبل مضيه بسنتين يخبرنى بالخلف من بعده، ثم خرج إلىّ من قبل مضيه بثلاثة أيّام يخبرنى بالخلف من بعده». دو سال قبل از شهادت امام عسكرى عليه السلام نامه اى از ايشان به من رسيد كه جانشين خود را معرفى كرده بود . سپس سه روز قبل از شهادت ايشان ، نامه ديگرى در معرفى جانشين ايشان براى من صادر شد .

[۳] الغيبة ، طوسى: ص ۳۰۵ ح ۳۰۸.

[۴] ر . ك : ج ۵ ص ۸۳ ح ۸۰۶ .

[۵] ظاهراً شخصيت و وجاهت عثمان بن سعيد به گونه اى بوده است كه هيچ كس در باره او ترديد و با او مخالفت نمى كرده است. نيابت او از زمان امام هادى عليه السلام و امام عسكرى عليه السلام آغاز شده بود و ادامه آن در زمان غيبت امام مهدى عليه السلام طبيعى مى نمود.

[۶] ر . ك : ج ۵ ص ۸۳ ح ۸۰۶ .

[۷] ر . ك : ص ۱۶۱ ح ۶۷۰ .

[۸] رجال الطوسى: ص ۴۰۱.

[۹] وسائل الشيعة: ج ۳۰ ص ۲۳۲ و ص ۴۷۸. آية اللّه خويى نيز او را شخص ثقه فاسد العقيده دانسته است (معجم رجال الحديث ج ۱۷ ص ۳۳۵).

[۱۰] خلاصة الأقوال: ص ۱۴۲ ش ۲۶، رجال ابن داوود: ص ۳۲۴.

[۱۱] وسائل الشيعة: ج ۳۰ ص ۲۳۲، معجم رجال الحديث: ج ۱۷ ص ۳۳۵. 



پاسخگو : بخش پاسخ گویی پایگاه حدیث نت