محمّد بن عثمان‏ بن سعید

پرسش :

محمّد بن عثمان‏ بن سعید کیست؟



پاسخ :

محمّد بن عثمان بن سعيد، فرزند نائب اوّل و وكيل امام عسكرى عليه السلام و امام مهدى عليه السلام بود كه در زمانى طولانى، نزديك به پنجاه سال، وكالت امام عسكرى عليه السلام و امام مهدى عليه السلام را به عهده داشت. او همانند پدر خويش، منزلتى خاص و ويژه در نزد امامان عليهم السلام داشت. امام حسن عسكرى عليه السلام به احمد بن اسحاق درباره او و پدرش فرموده است :

 عَمرى و فرزند او مورد اعتماد من هستند و آنچه به تو برسانند، از سوى من رسانده اند و آنچه بگويند از جانب من گفته اند. پس سخن آن دو را گوش فرا ده و فرمان آن دو را اطاعت كن، كه آنها مورد اعتماد و امين هستند .[۱]

امام مهدى عليه السلام نيز او را با واژه هايى همچون «ثقتى»[۲] توصيف نموده است. او از جمله افرادى است كه معتمد امام عسكرى عليه السلام بوده و ايشان، فرزندش امام مهدى عليه السلام را بدانان نمايانده است.[۳]

 پيشينه وكالت او در زمان امام عسكرى عليه السلام و وجاهت و شخصيت او در نزد عالمان و شيعيان، زمينه پذيرش نيابت او را فراهم ساخته بود. او در زمان پدرش نيز شخصيتى وجيه و شناخته شده در نهاد و وكالت بود. پس از درگذشت عثمان بن سعيد، توقيع شريف از ناحيه امامت نسبت به او صادر شد و پس از تعزيت مرگ پدر، او را بدين سِمَت، منصوب كرد. امام مهدى عليه السلام در اين توقيع، ضمن تجليل از عثمان بن سعيد نوشته اند :

 از كمال سعادتش ، آن بود كه خداى متعال ، فرزندى مانند تو را روزى اش نمود كه جايش را پس از او بگيرد و به فرمانش ، بر جاى او بنشيند و براى او رحمت الهى طلب كند .[۴]

نيابت او نسبت به امام مهدى عليه السلام در سخنان امام عسكرى عليه السلام نيز گزارش شده است. ايشان در ستايش از پدر و پسر فرموده است :

 همانا كه پسرش [محمّد بن عثمان ] وكيل پسرم مهدى شماست .[۵]

اين ويژگى ها سبب شد كه مخالفت جدّى و تأثيرگذار با نيابت او پديد نيايد. شيخ طوسى در باره باور عمومى نسبت به او نوشته است : شيعيان، بر عدالت و وثوق و امانتدارى او اتّفاق نظر داشتند؛ زيرا در همان روزگار حيات پدرش ، به امانتدارى و عدالت او و لزوم مراجعه به وى در روزگار امام حسن عليه السلام و نيز پس از حيات ايشان، تصريح شده بود. در عدالتش اختلاف نظر و در امانتدارى اش، شكّى نبود و شيعه ، كسى را جز او در اين امر نمى شناخت و به كسى جز وى مراجعه نمى كرد .[۶] گفتنى است كه برخى از مخالفت ها از ناحيه كسانى چون: احمد بن هلال، محمّد بن نصير، و محمّد بن على بن بلال،[۷] مورد  قبول جامعه شيعى قرار نگرفت. مدت طولانى نيابت و وكالت محمّد بن عثمان، همراه با وجاهت شخصيت او سبب گرديد تا تشكيلات وكالت در اين مدّت طولانى، پابرجا بماند و تقويت شود. محمّد بن عثمان در حدود چهل سال به عنوان نايب خاص، فعّاليت داشت .[۸] در اين مدت طولانى، او به پاسخگويى به  پرسش ها و نيازهاى مردم مى پرداخت. تنها در حوزه بغداد، ده نفر دستيار به او يارى مى رساندند. يكى از اين ده نفر، حسين بن روح است كه بعدها به جانشينىِ او منصوب گشت.

نگاشته ها

افزون بر منصب اجرايى نيابت و وكالت، او نگاشته هايى در حديث و فقه نيز داشته. سؤالات او از امام عسكرى عليه السلام همراه با جواب ايشان به خطّ او در اختيار عبد اللَّه بن جعفر حِميرى قرار داشت.[۹] وى همچنين كتاب هايى را در موضوعات فقهى نگاشته كه جمع آورى و تبيين احاديث امام عسكرى عليه  السلام و فرزندش امام مهدى عليه السلام است. محمّد بن عثمان، احاديث امام هادى عليه السلام را از طريق پدرش نقل كرده است.

 اين نوشتار، بعدها در اختيار وكيلانِ پس از او قرار گرفت.[۱۰] مباحثات علمى او با برخى از افراد نيز در كتاب هاى حديثى بيان شده است.[۱۱]

وفات

محمّد بن عثمان در سال هاى پايانى عمر خويش، برخى از كارها بويژه پرداخت اموال را به حسين بن روح ارجاع مى داد[۱۲] و زمينه نيابت وى را فراهم مى نمود. او در اواخر حيات خويش، قبر خود را آماده كرده بود و همه روز در قبر خويش آياتى از قرآن را تلاوت مى كرد.[۱۳]

 او كه با خبر امام مهدى عليه السلام از زمان مرگ خويش آگاه بود،[۱۴] آن را به آگاهى برخى از خواص خود نيز رسانده بود. محمّد بن عثمان در پايان جمادى الاولى سال ۳۰۵ يا ۳۰۴ق درگذشت [۱۵] و در كنار مادرش در باب الكوفه بغداد به خاك سپرده شد.[۱۶] مزار وى هم اكنون نيز در بغداد، مشهور به خلّانى  است.

 

[۱] ر. ك: ج ۵ ص ۵۸ .

[۲] ر . ك : ص ۳۴۵ ح ۶۲۳ .

[۳] ر . ك : ص ۳۲۳ ح ۶۰۷ ، الكافى : ج ۱ ص ۳۳۰ ، الغيبة ، طوسى : ص ۲۴۳ ح ۲۰۹ .

[۴] ر . ك : ص ۳۳۷ ح ۶۱۵ .

[۵] ر . ك : ص ۳۲۱ ح ۶۰۶ .

[۶] ر . ك : ص ۳۳۹ ح ۶۱۸ .

[۷] ر. ك: ص ۳۴۹ ح ۶۲۷ .

[۸] الغيبة ، طوسى: ص ۳۶۶.

[۹] الرجال ، نجاشى: ص ۲۱۹، الفهرست ، طوسى: ص ۱۶۷.

[۱۰] الغيبة ، طوسى: ص ۳۶۳ . نيز ، ر. ك: الذريعة: ج ۲ ص ۱۰۶.

[۱۱] كمال الدين: ص ۵۰۷ و ۵۱۹.

[۱۲] ر. ك: ص ۳۵۹ ح ۶۳۰، الغيبة ، طوسى: ص ۳۶۷ و ۳۷۰.

[۱۳] ر. ك: ص ۳۴۷ ح ۶۲۶.

[۱۴] همان جا.

[۱۵] ر. ك: ص ۳۴۹ ح ۶۲۷، خلاصة الأقوال: ص ۲۵۰، الكامل فى التاريخ: ج ۵ ص ۶۰.

[۱۶] ر. ك: ص ۳۴۹ ح ۶۲۷. 



پاسخگو : بخش پاسخ گویی پایگاه حدیث نت