منبع : حكمت نامه فاطمى پديدآورنده : محمّد محمّدی ری شهری زمان انتشار : 1395 از صفحه 337 تا صفحه 343
درنگى در سيره اخلاقى حضرت فاطمه(س)

درنگى در سيره اخلاقى حضرت فاطمه(س)

برخى از ابعاد اخلاقى حضرت فاطمه(ع) گزارش می شود.

روايات متعددى از حضرت فاطمه(ع) نقل شده اند كه نشان دهنده توجه عميق ايشان به مسائل اخلاقى است. گزارش هاى فراوانى نيز هستند كه نشان از تحقق آن مسائل اخلاقى در زندگى حضرت فاطمه دارند. در ادامه برخى از ابعاد اخلاقى حضرت فاطمه(ع) را بر مى شماريم.[۱]

۱. تاب آورى و شكيبايى

نگاهى اجمالى به زندگى سراسر محنت حضرت فاطمه(ع)، نشان مى دهد كه ايشان كوه صبر و استقامت بوده است. صفتى كه رأس ايمان است و در همه بزرگان تاريخ ديده مى شود و بدون آن، بزرگى تحقق نمى يابد. حضرت فاطمه(ع) در خردسالى، سه سال گرسنگى ناشى از تحريم اقتصادى را همراه پدر و مسلمانان در شعب ابى طالب تاب آورد. سپس به فاصله اندكى، مادرش را از دست داد. توهين ها و فشارهاى مكيان را به پدر بزرگوارش ديد و همه را تحمل كرد. در نوجوانى سفرى چهارصد كيلومترى را در حاشيه كوه هاى تفتيده حجاز و صحراى سوزان عربستان از مكه به مدينه به پايان برد. سفرى پر خطر و آميخته به تهديد حراميان راه و بيم بازگردانده شدن به مكه، ولى با اين حال، و يا نداشتن مادر محروم بودن از همراهى پدر هجرت كرد، آن هم با قافله اى كوچك كه تنها مردش جوانى حدود ۲۳ ساله بود كه بعدها همسرش شد. رادمرد يگانه اى كه بايد يك تنه در برابر گروه هاى مسلح اعزام شده از سوى قريش بايستد و مانع از به بند كشيده شدن آنها و بازگرداندانشان به مكه شود.

فاطمه(ع) در همه عرصه ها، صبور و پر شكيب بود. بانويى كه در كنار فرزنددارى و در غيابِ همسرِ به كارزار رفته، ناگزير است يك تنه كارهاى داخلى خانه را بر دوش كشد. كارهاى سخت و طاقت فرساى آن روزگار كه معمولى ترين آنها آب كشيدن از چاه، آسياب كردن گندم و جو با دستاس، جارو كردن خانه خاكى و بر افروختن آتش براى پختن نان و غذا بود.[۲]اينها مى توانند جلوه اى از سختكوشى حضرت فاطمه(ع) را نيز به تصوير كشند ؛ صفتى كه در همه پويندگان راه كمال ديده مى شود و بدون آن نمى توان در هميشه زندگى و در همه عرصه ها موفق بود.

تحمل رنج از دست دادن پدر، غصب تكيه گاه مالى در فدك و زير پا نهادن حق خلافت شويش، نقطه اوج اين تاب آورى است. فاطمه(ع) نه همانند زنان جاهلى بر سر و صورت مى زند، نه گريبان مى درد و نه از ميدان به در مى رود. او به آرامى، تنها مى گريد و با مقاومتى قهرمانانه، در برابر هجومى هنجارشكنانه، ايستادگى مى كند. گريه اى كه نه تنها بر حال خود، كه بر سرنوشت يك امت در درازناى تاريخ است ؛ امتى كه با وجود داشتن كسى چونان على عليه السلام، به گونه اى تصميم مى گيرد كه بايد رنج بر دوش كشيدن ستم هزارماهه امويان و ظلم ۶ هزار ماهه عباسيان را بر دوش رنجور خود تحمل كند. اين گونه است كه فاطمه(ع) مى شكند، هر چند تسليم نمى شود و با وجود شكستگىِ پهلو و ضعف بيمارى، بر منبر مردانه اعتراض مى نشيند و با تسلط تمام، داد سخن مى دهد و از حق خويش و همسرش، به صورت شرعى، قانونى و منطقى دفاع مى كند. فريادى كه واپسين رمق هاى فاطمه(ع) را از درد هجران پدر و تصميم نادرست امت، مى گيرد روح والايش و را از تن رنج ديده اش جدا مى سازد.

۲. عفت و حيامندى

حضرت فاطمه(ع) بهترين زن را زنى مى دانست كه كمترين ارتباط را با مردان داشته باشد[۳]، از اين رو، به هنگام تقسيم كار، از اينكه كار بيرون خانه به عهده اش نيامد، خرسند شد.[۴]پوشش بلند حضرت گاه تا زير پايش مى رسيد و بر زمين كشيده مى شد[۵]و با وجود داشتن مقنعه اى كه تا ميانه بازوانش را مى پوشاند،[۶]از پس پرده به ايراد خطبه فدكيه پرداخت و با مسجديان سخن گفت. ايشان حتى از مردان نابينا نيز حجاب مى گرفت[۷]و در انديشه پوشيدگى پس از وفاتش، سفارش كرد تابوتى بسازند تا حجم پيكرش نمايان نباشد.[۸]

۳. زهد و ساده زيستى

فاطمه، دختر پيامبر خدا(ص) بود كه به ديده باطن، سرور دو جان و به ديده ظاهر فرمانرواى عرب بود. فاطمه مى توانست با بهره گيرى از موقعيت اجتماعى و سياسى پدر و منزلت خانوادگى خود، با ثروتمندترين افراد خاندانش ازدواج كند و در ناز و نعمت به سر برد. او اما به خواستگاران ثروتمند پاسخ نداد و به همسرى مردى در آمد كه تنها دارايى قابل فروشش يك زره و گذران زندگى اش وابسته به شترى بود كه با او آب از چاه مى كشيد. فاطمه با جهيزيه اى به منزل شوهر رفت كه مجموعش به اندازه يك زره مى ارزيد.[۹]او سال ها بسترى داشت كه چيزى جز پوستين نبود و همان را نيز روزها زيراندازى براى خوراندن علف به گوسفندان به كار مى گرفت. فاطمه چندان به جامه بيرونى خويش وصله زد كه سلمان فارسى از وصله هاى دوازده گانه آن به شگفت آمد و از مقايسه آن با پوشش پرنيان و ابريشم دختران قيصر و كسرا، با پيامبر اكرم(ص) سخن گفت.[۱۰]

فاطمه هيچ گاه به تجمّلات و زيورآلات دنيايى دل نبست. او براى استقبال از پدر و همسرش، پرده اى بر در خانه اش آويخت، اما چون ديد پيامبر اين را نيز خوش ندارد، بلافاصله و بى چون و چرا آن را پايين كشيد و همراه زينت و زيورهاى خود براى پيامبر(ص) فرستاد تا آنها را در راه خدا انفاق كند.[۱۱]فاطمه همچون ديگر زنان عادى مدينه، خودش همه كارهاى خانه را انجام مى داد و خود را تافته اى جدا بافته نمى ديد. حتى او زمانى كه خدمتكارى گرفت كارهاى خانه را ميان خود و او تقسيم كرد.[۱۲]

۴. رضايت و تسليم

حضرت فاطمه(ع) از افق معنوى بالا به هستى مى نگريست. اين نگاه بلند و اطمينان به خيرگزينى خداوند براى بنده مؤمنش، حس تسليم و رضايت به مقدّرات الهى و ناملايمات زندگى را برايش به ارمغان آورد. هنگامى كه پيامبر اكرم(ص) شهادت حسين عليه السلام فرزندى را كه هنوز به دنيا نيامده بود به او خبر داد، تا در عوض شهادت، امامت را در نسل او قرار دهد، به راحتى پذيرفت و نگاه دورانديشانه آخرتگرا را جايگزين نگاه دلسوزانه و مادرانه ساخت.[۱۳]همچنين روزى پيامبر خدا(ص) او را ديد كه از بى لباسى، پلاس و جل شترى بر خود افكنده و با دست غَلات را آسياب مى كند و در همان حال به فرزندش شير مى دهد. چشمانش اشكبار شد و فرمود:

يا بِنتاه، تَعَجَّلى مَرارَةَ الدُّنيا بِحَلاوَةِ الآخِرَةِ.

دخترم ! با [تحمّل] تلخى دنيا، به سوى شيرينى آخرت بشتاب.

حضرت فاطمه(ع) پاسخى داد كه بيانگر روح رضايت مند و تسليم خدا شده اوست ؛ او گفت:

يا رَسولَ اللّه ، الحَمدُ للّه  عَلى نَعمائِهِ، وَالشُّكرُ للّه  عَلى آلائِهِ.[۱۴]

اى رسول خدا، حمد از آن خداست براى نعمتش و شكر از آن اوست براى داده هايش.

۵. بخشش و ايثار

ايثار يكى از والاترين ويژگى هاى اخلاقى است. ايثارگر با گذر از خود و ابراز نوع دوستى، به قلّه مكارم اخلاقى دست مى يابد. اين صفت برجسته اخلاقى در زندگى حضرت فاطمه(ع) به كمال، موجود است. وى همه زندگى و جوانى اش را در راه خدمت به پدر و همسر و فرزندانش فدا كرد. در يك جا مال را بخشيد و در جايى ديگر جان را ايثار كرد. در جنگ خندق، لقمه نان خود و فرزندانش را براى پدرى برد كه سه روز بى غذا مانده بود.[۱۵]در جايى و روزگارى ديگر سه روز پياپى افطار خود را به مسكين، يتيم و اسير بخشيد[۱۶]. و در شبى شگفت، غذاى خود و فرزندان خردسالش را خوراك مهمانى كرد كه به آنان پناه آورده بود[۱۷]. در واقعه اى ديگر، درهم هاى اندوخته براى خريد آرد را به سفارش اميرمؤمنان عليه السلام به فقيرى صدقه داد[۱۸]كه به سفارش و حواله همسرش، به در خانه او آمده بود. گاه كه فقير بيشتر مى طلبيد، بيشتر مى بخشيد. در يك گزارش تاريخى آمده است كه چون پوستين زير پايش و نيز زيرانداز خواب حسنين را به فقير بخشيد و او بيشتر خواست، گردن بندى را كه به او هديه داده بودند، از گردن باز كرد و بدو بخشيد[۱۹]. همچنين در گزارش هاى تاريخى آمده است كه در آمد سالانه قابل توجه فدك به نيازمندان داده مى شود[۲۰]. فاطمه(ع) جان خويش را نيز ايثار كرد و در عرصه دفاع از حق و ولايت، تا پاى جان دادن ايستاد.

۶. مراقبت از ديگران

مراقبت به عنوان يك اخلاق مهم انسانى به شمار مى رود. حسى برخاسته از انديشيدن به ديگران، ايثار و فداكارى. حضرت فاطمه(ع) از همان خردسالى، احساس عميق مراقبت از پدر را به جلوه درآورد، تا آنجا كه از سوى پدر بزرگوارش، به لقب «اُمّ ابيها» مفتخر شود. حضرت فاطمه(ع) با وجود كم سالى، تسلّى دهنده پدر در بحبوحه مبارزه توحيد و شرك بود. روزى مشركان محتويات شكمبه شترى را بر سر و روى پيامبر ريختند و فاطمه در غياب مادرش، پاك كننده و آرامش دهنده پيامبر بود. كارى كه مشابهش را در جوانى و به هنگام بازگشت پدر و همسرش از سخت ترين جنگ هاى صدر اسلام بارها انجام داد و خون از چهره و پيكر اين دو قهرمان بزرگ فداكار شُست. بر پايه برخى گزارش ها، پيامبر(ص) پس از بازگشت از نبردى سخت و خسته كننده، طبق معمول به فاطمه(ع) سر زد. فاطمه پدر را غبار آلود، خسته و با لباسى پاره پاره ديد. از اين رو، بر چهره و چشمان پدر بوسه زد و گريست.[۲۱]مشابه همين كار را پس از جنگ خونين اُحد كرد. خون را از چهره پدر زدود، سپس تكه حصيرى را سوزاند و از خاكسترش مرهمى ساخت و بر زخم پدر نهاد.[۲۲]

مى توان فعاليت هاى حضرت فاطمه(ع) در تهيه غذا براى همسر و فرزندان را نيز افزود، اما نكته قابل توجه، غذا پختنِ گاه به گاه ايشان و بردن آن براى پدر يا دعوت ايشان به خانه براى خوردن غذا است.[۲۳]حضرت فاطمه(ع) همچنين با تحمل گرسنگى و سختى هاى زندگى فقيرانه صدر اسلام، از فرزندان خود با كمال جديت مراقبت كرد. او در كمتر از يك دهه و در ميان تنگناهاى اقتصادى، چهار فرزند به دنيا آورد و آنها را با شيره جانش پرورد ؛ كارى كه تنها از حس مراقبت كامل و تمام عيار يك مادر بر مى آيد. او حتى براى پس از وفاتش نيز انديشيد و براى اينكه فرزندانش بى سرپرست نمانند، يكى از زنان خويشاوندش را به همسرش معرفى كرد تا با او ازدواج كند و وى نگاهدارى از فرزندان فاطمه(ع) را بر عهده گيرد. فرزندانى خردسال كه بزرگ ترين آنها، هشت ساله بود.[۲۴]


[۱]. در اين نوشته از مقاله حجه الاسلام آقاى دكتر جبارى استفاده شده است دانش نامه فاطمى : ج ۲ص ۲۰۰ ـ ۲۲۳ . ديگر سيره هاى ايشان مانند سيره عبادى ، همسردارى ، همسايگى و سياسى اجتماعى نيز در جاى خود خواهند آمد .

[۲]. ر . ك : ص ۲۸۱ ح ۲۰۲ و كشف الغمّة : ج ۱ ص ۳۷۳ ، صحيح البخارى : ج ۴ ص ۴۸ .

[۳]. ر . ك : ص ۳۲۶ ح ۲۵۳ .

[۴]. ر . ك : ص ۲۵۵ ح ۱۸۰ .

[۵]. ر . ك : ص ۵۳۱ ح ۳۹۳ .

[۶]. ر . ك : ص ۵۳۱ ح ۳۹۳ .

[۷]. ر . ك : ص ۳۲۹ ح ۲۵۴ .

[۸]. ر . ك : ص ۶۴۹ ح ۴۵۸ و ص ۶۵۱ ح ۴۵۹ .

[۹]. ر . ك : ص ۲۴۲ (درس هايى از ازدواج حضرت فاطمه) .

[۱۰]. ر . ك : ص۲۶۷ ح ۱۹۴ .

[۱۱]. ر . ك : ص ۲۷۱ (ماجراى گردن آويز و دست بند و پرده) و المناقب ، ابن شهرآشوب : ج ۳ ص ۲۴۳ .

[۱۲]. ر . ك : ص ۲۸۵ تقسيم كار با خدمتكار .

[۱۳]. ر . ك : ص ۲۸۹ ح ۲۰۶ و ص ۲۹۱ ح ۲۰۸ .

[۱۴]. ر . ك : ص ۲۶۶ ح ۱۹۲ .

[۱۵]. عيون أخبار الرضا عليه السلام : ج ۲ ص ۴۰ ح ۱۲۳ .

[۱۶]. ر . ك : ص ۵۰ ح ۱۰ .

[۱۷]. ر . ك : ص ۶۵ ح ۱۷ و الأمالى ، طوسى : ص ۱۸۵ ح ۳۰۹ .

[۱۸]. ر . ك : كنز العمّال : ج ۶ ص ۵۷۳ ح ۱۶۹۷۶ .

[۱۹]. بشارة المصطفى : ص ۱۳۷ ح۱۴ .

[۲۰]. ر . ك : ص ۵۶۸ پژوهشى درباره فدك . نيز ، ر . ك : المناقب ، ابن شهرآشوب : ج ۱ ص ۱۴۲ وكشف المحجّة : ص ۱۸۲ والخرائج والجرائح : ج ۱ ص ۱۱۳ .

[۲۱]. المستدرك على الصحيحين : ج ۳ ص ۱۶۹ ح ۴۷۳۷ .

[۲۲]. صحيح البخارى : ج ۳ ص ۱۰۶۶ ح ۲۷۵۴ .

[۲۳]. ر . ك : سيره فاطمى : ج ۲ ص ۲۱۰ و ۲۱۱ سيره اخلاقى فاطمه .

[۲۴]. ر . ك : ص۶۱۷ ح۴۲۷ وص۶۴۱ ح۴۴۹ و المناقب ، ابن شهرآشوب : ج ۳ ص ۳۶۲.