الفقه المنسوب إلى الإمام الرضا عليه السلام

عنوان کتاب : الفقه المنسوب إلى الإمام الرضا عليه السلام
محقق، مصحح : مؤسسة آل البيت عليهم السلام‏
تاریخ وفات : 203 ق‏

مؤلف اين كتاب منسوب به امام رضا عليه السلام است.

مولى مهدى بن ابى ذر نراقى يك نسخه از اين كتاب را به خط خود استنساخ كرده و بر آن نوشته است:« من اين نسخه را از روى نسخه‏اى نوشتم كه يا به خط خود امام عليه السلام مى‏باشد و يا توسط بعضى از معاصرين آن حضرت از روى خط ايشان نوشته شده است».

ناصر خسرو علوى( متولد ۳۹۴ هجرى) مى‏گويد: من در اوايل نوجوانى كتابى متعلق به جدم على بن موسى الرضا عليه السلام ديدم و كتاب« جامع كبير»، تاليف محمد بن حسن شيبانى را نيز مطالعه كردم و ديدم اين دو كتاب فرق چندانى با هم ندارند.

تاريخچه‏

اين كتاب تا قبل از علامه مجلسى بين اصحاب رايج نبود. وى اين كتاب را در« بحار الأنوار» آورد و به آن استناد نمود. ايشان در اين باره مى‏نويسد:

« كتاب فقه الرضا عليه السلام را من از طريق سيد فاضل و محدث، قاضى امير حسين نقل مى‏كنم، وى مى‏گويد: در زمانى كه من در مجاورت خانه خدا زندگى مى‏كردم عده‏اى از اهل قم براى حج آمدند و به همراه آنها كتابى قديمى بود كه تاريخ آن به زمان امام رضا عليه السلام بازمى‏گشت و بر آن كتاب خط امام رضا عليه السلام و اجازه بسيارى از فضلا و علما به چشم مى‏خورد و براى من يقين حاصل شد كه اين كتاب متعلق به آن حضرت است؛ لذا از روى آن كتاب يك نسخه نوشتم.»

بعد از علامه مجلسى، ميرزا عبد الله افندى صاحب« رياض» و سيد مجاهد صاحب« مفاتيح الأصول» و شيخ بحرانى و فاضل كاشانى و محقق نراقى نيز اين كتاب را تاييد و روايات آن را در كتاب‏هاى خود نقل كرده‏اند.

در نسخه‏اى كه در مشهد مقدس موجود مى‏باشد، آمده است:« اين كتاب را امام هشتم براى محمد بن سكين نوشته است».

در كتاب‏هاى رجال آمده است كه محمد بن سكين بن عمار نخعى فردى ثقه و مورد اطمينان است و كتابى نيز دارد.

صاحب رياض مى‏گويد:« اين كتاب در شهر مكه معظمه به خط امام رضا عليه السلام موجود است كه به خط كوفى نگاشته شده و تاريخ آن سال ۲۰۰ هجرى مى‏باشد و بر آن اجازات علما و فضلا نگاشته شده و هم اكنون جزو كتب سيد على‏خان مدنى است».

در اول كتاب اينگونه آمده است:« يقول عبد الله علي بن موسى الرضا» و در جاى ديگر آمده است:« و از چيزهايى كه ما اهل بيت بر آن مداومت داريم...» همچنين:« از پدرم شنيدم كه اينگونه مى‏فرمود...».

انتساب‏

برخى اين كتاب را تاليف امام رضا عليه السلام نمى‏دانند، بزرگانى مانند:

شيخ حر عاملى، سيد خوانسارى، پدر سيد جليل سيد حسين قزوينى، وحيد بهبهانى و سيد حسن صدر و اينگونه استدلال مى‏كنند:

۱- اگر اين كتاب به امام رضا عليه السلام تعلق داشت، چرا هزار سال از آن خبرى نبود و چهار امام بعد از امام رضا عليه السلام نيز به آن اشاره‏اى نداشته‏اند؛ در غير اين صورت در ميان اصحاب و علما مشهور مى‏شد و حداقل نام آن را در كتب روايى خود مى‏آوردند.

۲- در اين كتاب كلماتى آمده كه بعيد است از امام عليه السلام باشد مانند:« من روايت مى‏كنم» يا« روايت شده است» يا« روايت مى‏كند» يا« ما روايت مى‏كنيم» و اين شكل بيان از سياق كلمات امامان معصوم عليهم السلام نيست.

۳- در بعضى از قسمت‏هاى كتاب آمده است:« صفوان بن يحيى و فضالة بن أيوب جميعا عن العلاء بن رزين عن محمد بن مسلم عن أحدهما» حال آنكه نام روات را اين گونه آوردن مناسب كتاب‏هاى روايى ياران ائمه است نه خود ائمه عليهم السلام؛ لذا احتمال دارد اين كتاب تاليف يكى از اصحاب امام رضا عليه السلام بوده باشد.

۴- اگر اين كتاب نوشته امام رضا عليه السلام باشد، بايد حتما على بن بابويه- پدر صدوق- و يا خود شيخ صدوق در كتاب« عيون أخبار الرضا» به آن اشاره مى‏كرد.

۵- در اين كتاب احكامى آمده كه مخالف صريح مذهب است مانند:« به جاى مسح پا مى‏توان پا را شست» و اينكه« اگر پوست ميته را دباغى كنيم مى‏توانيم با آن نماز بخوانيم» و اينكه« اگر در ظرف آب خمر بريزد مى‏توان با آن وضو گرفت» و« در نكاح حضور شاهد لازم است» و يا اينكه« سوره‏قل أعوذ برب الناس و قل أعوذ برب الفلق‏جزو قرآن نيست.»

نسخه ‏هاى كتاب‏

۱- نسخه‏اى در كتابخانه حضرت آيت الله نجفى مرعشى موجود است كه در آخر آن آمده:« إلى هنا خطه سلام الله عليه و على آبائه و أبنائه».

۲- نسخه موجود در كتابخانه آستان قدس رضوى كه در آخر آن دارد:« اين كتابى است كه حضرت امام الجن و الانس سلطان، ابى الحسن على بن موسى الرضا عليه التحية و الثناء از جهت محمد بن سكين تصنيف نموده بودند و نسخه اصل به خط مبارك حضرت در مكه است و حضرت مغفرت پناه، مولانا ميرزا محمد محدث از خط شريف حضرت كه به كوفى بوده به عربى انتقال نموده‏اند.»