الأصول الستة عشر (ط- دار الحديث)

عنوان کتاب : الأصول الستة عشر (ط- دار الحديث)
پدید آورنده : عده اى از علماء
محقق، مصحح : محمودى، ضياء الدين و جليلى، نعمت الله و غلامعلى، مهدى
تاریخ وفات : قرن 3

معرفى اجمالى‏

« الاصول الستة عشر( ط- دار الحديث)»، كتابى است مشتمل بر دو مجموعه از اصول و منابع روايى باقیمانده از عصر ائمه( ع) با موضوعات گوناگون كه توسط جمعى از علما و به زبان عربى تأليف گرديده است.

ساختار

كتاب، داراى يك مقدمه و دو مجموعه است كه مجموعه اول، حاوى هفت كتاب و چند روايت با عناوين« حديثان لعلى بن عبد الله بن سعيد»،« روايتان للشيخ التلعكبرى رحمه الله» و« حديث متفرد آخر للتلعكبرى» است و مجموعه دوم، شامل شش كتاب و چند روايت با عناوين« من نوادر على بن اسباط»،« خبر فى الملاحم» و« المختار من كتاب علاء بن رزين» مى‏باشد.

گزارش محتوا

در مقدمه مفصل كتاب، بسيارى از مطالب مهم در مورد اصول حديثى و كتاب حاضر بيان شده است. مؤلف، مى‏فرمايد:
آنچه ما را بر آن داشته تا به فكر جمع‏آورى چنين مجموعه‏اى بيفتيم، از بين رفتن بعضى از منابع اصلى ما در حديث و كلمات معصومين( ع) مى‏باشد كه با توجه به اهميت حديث در احكام شرعى ما، نبايد چنين اتفاقى مى‏افتاد. ايشان، از مرحوم وحيد بهبهانى نقل مى‏كند كه اين سرنوشت بسيارى از اديان الهى بوده است كه با فاصله گرفتن از عهد تشريع و از بين رفتن منابع اصليشان، دچار گمراهى شده و رفته‏رفته با آموزه‏هاى دينى خود بيگانه شده‏اند. مؤلف، چنين وضعيتى را تهديدى براى ما مسلمانان برشمرده كه وظيفه سنگين صيانت از اصول و منابع اوليه‏مان را چندين برابر مى‏كند.

اصول اربعمائة، ديگر مطلبى است كه به تفصيل در مقدمه توضيح داده شده است؛ اين اصول، به نظر شيخ مفيد، مجموعه‏اى از مصنفات اماميه از زمان امير المؤمنين( ع) تا زمان امام حسن عسكرى( ع) و مشتمل بر چهار صد كتاب بودند. اينكه در مورد بعضى از روات گفته شده كه« له اصل»، ناظر به همين مطلب مى‏باشد. مرحوم طبرسى مى‏گويد: اين اصول، در واقع پاسخ‏هاى امام صادق( ع) به چهار صد سؤالى است كه از محضرشان شده است.

تراث اسلامى، در سه مرحله دچار دگرگونى و ضياع شده‏اند كه عبارتند از:

مرحله اول: اين مرحله، با وفات رسول خدا( ص) و منع از كتابت و تدوين حديث آغاز شد؛

مرحله دوم: اين مرحله، بعد از شهادت امام صادق( ع) و قوت گرفتن عباسيان تا زمان كلينى مى‏باشد؛

مرحله سوم: اين مرحله، از زمان شيخ طوسى و بعد از استيلاى سلجوقيان پديد آمد.

اين مطلب كه اين اصول، چگونه شناسايى شده‏اند و محتواى اين مجموعه چيست و رواتش چه كسانى هستند؟ در قسمت ديگرى از مقدمه مشخص گرديده است. اولين آشنايى با مجموعه مذكور، به زمان صفويه كه علامه مجلسى بخشى از روايات مزبور را در كتاب بحار الانوار آورد، برمى‏گردد. ظاهر اين است كه شيخ حر عاملى، مؤلف« وسائل الشيعة»، به مجموعه ياد شده دست‏رسى نداشته است؛ لا اقل تا قبل از زمان تأليف اين اثر گران‏قدر، زيرا هيچ اشاره‏اى به روايات آن در وسائل ننموده است.

مجموعه مزبور، ويژگى‏هايى دارد كه آن را از امثالش متمايز كرده است، مانند اينكه در آن، برخى از روايات، در يك دسته‏بندى ذكر شده‏اند كه ظاهرشان با هم هم‏آهنگى ندارد، ولى به لحاظ واقعى و با دقت معلوم مى‏شود، همگى مضمون واحدى دارند.

كتاب« الاصول الستة عشر( ط- دار الحديث)»، از دو مجموعه تشكيل يافته است كه اولى، مشتمل بر كتاب زيد زراد و چند نفر ديگر مى‏باشد و دومى، شامل كتاب عبد الملك و چند نفر ديگر است كه به تفصيل اشاره خواهد شد. در مورد روات مجموعه هم بايد گفت كه غالب روايات از طريق شيخ الرواية، محمد بن ابى عمير مى‏باشد كه از اصحاب اجماع است. در مقدمه كتاب، تعاريفى از هر دو مجموعه كتاب و اينكه براى گردآورى كتاب از چه نسخه‏هايى استفاده شده و طريق تحقيق بر چه پايه‏اى استوار است، بازگو شده است.

مجموعه اول: اولين كتاب مجموعه نخست؛ يعنى كتاب‏هاى روايى زمان ائمه( ع)، كتاب زيد زراد مى‏باشد و اولين روايت اين كتاب، از امام صادق( ع) بوده و در مدح جود و ذم بخل است. اين كتاب، غير از روايت مذكور داراى سى و سه روايت ديگر نيز مى‏باشد كه آخرين آنها دستورى است از امام صادق( ع) كه به هنگام نگاه به آسمان، آيات ۱۹۰ آل عمران و ۵۴ اعراف قرائت گردد.

كتاب بعدى، متعلق به ابى سعيد، عباد عصفرى است كه نوزده روايت دارد؛ اولين روايت اين كتاب، روايت عاصم بن حميد حناط از امام صادق( ع) مى‏باشد.

كتاب سوم، كتاب عاصم بن حميد حناط است كه مشتمل بر صد روايت است.

كتاب چهارم، كتاب زيد نرسى است كه در بر گيرنده پنجاه روايت از امام صادق( ع) مى‏باشد؛ اولين روايت آن از محمد بن ابى عمير از زيد نرسى از امام صادق( ع) است كه در فضيلت روز جمعه و روزهاى عيد مى‏باشد.

كتاب بعدى، كتاب جعفر بن محمد بن شرع حضرمى است. اين كتاب، چهار نوع اخبار دارد كه عبارتند از: اخبار حميد بن شعيب از جابر جعفى، اخبار عبد الله بن طلحه نهدى، اخبار ابى صباح عبدى و اخبار ابراهيم بن جبير از جابر جعفى كه مجموعا صد و بيست و سه روايت را در بر گرفته است.

كتاب ششم، متعلق به محمد بن مثناى حضرمى است كه مشتمل بر اخبار ذريح بن يزيد محاربى و اخبار محمد بن مثنا بن قاسم حضرمى ملقب به بزيع مى‏باشد. اين كتاب، شصت روايت دارد.

كتاب هفتم، كتاب درست بن ابى منصور است. اين كتاب، داراى شصت و دو روايت مى‏باشد كه اولين روايت آن، در مورد استغفار هر روزه پيامبر( ص) مى‏باشد.

در اين مجموعه، اين مطالب نيز ذكر شده است:

۱. دو حديث از على بن عبد الله بن سعيد كه يكى در مورد دعاى وتر است از امام صادق( ع) و ديگرى در مورد شعرى از هند است كه به هنگام رحلت پيامبر( ص) سروده است؛

۲. دو روايت از شيخ تلعكبرى كه از محمد بن جعفر قرشى نقل كرده است؛

۳. يك روايت ديگر از تلعكبرى كه سؤال مرد يهودى از پيامبر( ص) در مورد صداى حيوانات مى‏باشد.

مجموعه دوم: اين مجموعه، از كتب روايى اوليه كه در زمان ائمه( ع) بوده و به اصول اربعمائة مشهور است، اخذ گرديده است. اولين كتاب اين مجموعه، كتاب عبد الملك بن حكيم است كه تنها شش روايت دارد و اولين روايت آن هم از امام باقر( ع) بوده و در باره سابقه سلمان فارسى مى‏باشد كه عمرى را مشغول خدمت به بزرگان مسيحى از فرزندان حواريون و غيرهم بوده و نهايتا توفيق شرف‏يابى به محضر پيامبر اسلام( ص) را پيدا مى‏كند.

دومين كتاب از دومين مجموعه، كتاب مثنى بن وليد حناط است كه بيست و سه روايت دارد.

كتاب بعدى، متعلق به خلاد سندى است كه هشت روايت داشته و اولين آنها روايتى است از امام صادق( ع) در بيان حكم ذبح كبوترى از كبوتران حرم.

كتاب حسين بن عثمان بن شريك، چهارمين كتاب مجموعه دوم است كه در بر دارنده چهل و چهار روايت از امام باقر( ع) و امام صادق( ع) است.

كتاب بعدى، متعلق به عبد الله بن يحياى كاهلى است كه سيزده روايت دارد.

آخرين كتاب اين مجموعه هم از سلام بن ابى عمرة است كه ده روايت دارد.

دسته بعدى روايت‏هاى مجموعه دوم، از نوادر على بن اسباط است كه شامل سى روايت بوده و در ادامه‏اش خبرى در ملاحم آمده است. اين خبر را ابو القاسم، على بن حسن بن قاسم يشكرى خزار كوفى، معروف به ابن طبال نقل كرده است. آخرين بخش مجموعه دوم كتاب، انتخاب پنجاه و نه روايت از كتاب علاء بن رزين است كه اولين روايتش در توضيح آيه ۸۷ سوره حجر مى‏باشد. امام باقر( ع) در مورد اين آيه؛ يعنى‏«و لقد آتيناك سبعا من المثانى و القرآن العظيم»مى‏فرمايد: مراد، آية الكرسى است.

وضعيت كتاب‏

تحقيق و تصحيح كتاب، توسط ضياء الدين محمودى با مساعدت آقايان نعمت الله جليلى و مهدى غلام‏على و... صورت گرفته و به‏صورت پانوشت، در ذيل صفحات ذكر شده است. در آغاز كتاب، مطالبى تحت عنوان« التصدير» توسط محمد حسين درايتى نگاشته شده، سپس مقدمه آقاى ضياء الدين محمودى ذكر گرديده است.

در پايان كتاب، فهرست آيات، فهرست احاديث، فهرست اشعار، فهرست اسماء معصومين( ع)، فهرست اعلام، فهرست اماكن و بقاع، فهرست اسماء حيوانات، فهرست مصادر تحقيق و فهرست مطالب مرقوم شده است.