|
برگزيده از «المقصدالأقصى فى ترجمةالمستقصى»
مقدمه
حاكميت حاكمان ظالم، همواره دوستداران اهل بيت(ع) در بلا و محنت بوده اند و در نشر فضايل و مناقب آن بزرگواران با محدوديت هاى فراوانى مواجه بوده اند و لكن آنچه براى خدا باشد نتيجه مى دهد:«يريدون ليطفئوا نورالله بأفواههم والله متمّ نوره». آرى احاديث اهل بيت(ع) و فضايل آن بزرگواران منتشر گشت؛ به قول احمدبن حنبل كه درباره اميرالمؤمنين على(ع) گفت:«كتم أصحابه فضله خوفاً و كتمه أعداؤه حسداً، حتى شاع من بين ذا وذاك ما طبّق الخافقين».1
ذكر نموده است؛ از جمله: حديث منزلت، حديث غدير، حديث طير و احاديث ديگر. خوارزمى ضمن ترجمه آن احاديث، آنها را به نظم كشيده و سپس حدود پنجاه بيت از اشعارش در مدح و منقبت مولى الموحدين(ع) را آورده است.2
3ـ نصيحت نامه شاهى.
ششم هجرى بوده است كه ظاهراً در جرجان(گرگان) سكنى داشته است.
«المقصد الاقصى» در منابع كتاب شناسى
رحمت خداوند غنى قوى، حسين بى الحسن خوارزمى الكبروى ـ رزقه الله التحلى بالصفات اللاهوتيه و التخلى من السمات الناسوتيه ـ».
نوشتار حاضر با استفاده از عكسى كه از فيلم مذكور تهيه شده، تنظيم و تصحيح شده است.
اعنى اسدالله الغالب على بن ابى طالب ـ كرّم الله وجهه ـ از غايت كثرت در حدّ حصر نمى آيد.
يكى از آن احاديث كه در همه صحاح مسطورست، حديث راست است در روز خيبر ـ چنانك در قصه خيبر به تقديم رسيد ـ و يكى ديگر حديث: انت منّى بمنزلة هارون من موسى إلاّ أنّه لا نبىّ بعدى است كه روات اين حديث از ائمه ثقات و صحابه عالى درجات كثرتى تمام دارد. آرى بيت:
و ديگر، حديث: انا مدينة العلم و عليّّ بابها در باب فضيلت او به غايت شهرت
رسيده است. بيت:
و در «صحيح مسلم» و غير او از كتب صحاح مذكور است كه: قال على: عهد الىّ النبى ـ صلّ اللّه عليه و سّلم ـ انّه لايحبّك إلاّمؤمن و لايغبضك إلاّمنافق. لاجرم زهى سعادت مؤمنى كه دلش سراپرده محبّت اوست و خوشا بنده اى كه جانش آرزومند بندگى و خدمت اوست. آرى، نظم:
اما حديث غديرخم كه:
مَن كُنتُ مولاه فَعَلىّ مولاه اللهُمّ وال مَن والاه وَعاد من عاداه وَ انصُرمن نَصَره وَ اخذُل من خَذَلَه، مقدار پنجاه كس از صاحبه كبار در نقل آن اتفاق دارند. از زيد بن ارقم منقول است به روايت ائمه كرام و اجله عظام كه گفت: روزى اميرالمؤمنين على ـ كرّم الله وجهه ـ با اصحاب فرمود كه به خداى سوگند مى دهم كه در اين مجلس كيست كه از حضرت رسالت شنيده است كه: من كنت مولاه فعلى مولاه، الحديث؟جمعى از اصحاب برخواستند كه در ميان، دوازده كس بودند همه فضيلت حرب بدر دريافته و راوى ـ كه زيد بن ارقم است ـ مى گويد: من نيز اين حديث از رسول شنيده بودم و در آن حالت برنخواستم و كتم شهادت كردم، لاجرم نابينا شدم.
احمد مى گويد كه: اگر حديث طير صحيح باشد هيچ شبهه اى نمى ماند كه على افضل جميع صحابه است، بعد از آن قاضى در آخر عمر خويش پيش جمعى گفت كه: حديث طير پيش من صحّت يافت؛ از من روايت كنيد.
در «فضايل»، ابن مردويه11 به روايت على ـ كرّم اللّه وجهه ـ آورده است كه: مردى پيش رسول(ص) آمد و گفت: سزاوارترين خلايق كيست تا اطاعت او كنم؟ رسول(ص) گفت: منم. پرسيد كه: بعد از تو كيست؟ گفت: اين مرد و به اميرالمؤمنين اشارت كرد. باز سؤال كرد كه بعد از او كيست؟ فرمود كه: مادر و پدر تو.
اميرالمؤمنين قصيده عربى از قصايد اخطب الخطباء ابوالمؤيد موفق احمد المكى آورده است و التزام ترجمه او خالى از تكلّف نيست و اتباع اسلوب عربى در فارسى بى شائبه تعسّف، نى، و منقبت حضرت اميرالمؤمنين و محمِدَت آن جناب خطير به هر كسوتى طراوتى ديگر و به هر زبانى حلاوتى ديگر دارد و دعاگويى و ثناجويى آن حضرت بر فصحاى قرون ماضيه و بر بلغاى اقوام سالفه منحصر نيست.
سنّت الهى ـ جل جلاله ـ چنان جارى شده كه هرگز اين دريا، بى گوهر و اين باغ، بى ثمر نماند و اگر درّى ناچيز شود، درّى ديگر جاى او بيارايد و اگر ثمرى به آخر رسد، ثمرى ديگر بيارايد. بيت:
بخشنده بنده نواز و بخشاينده بى نياز از خزانه رحمت و ميخانه حكمت، جامه پوشانيده و جامى نوشانيده كه هرگز دو جامه به هم باز نخواهد و از دو جام يكى به يكى نماند، هر جامه را طرازى ديگر است و هر جام را اهزازى ديگر. هر گلى را طراوتى ديگر است و هر شِكرى را حلاوتى ديگر، هر شاهدى را عشوه اى ديگر است و هر شرابى را نشوه اى ديگر. بيت:
نه قابل آن عربى مغز بود و نى ما پوست؛ نه ما همه هيچيم و هر چه هست همه اوست؛ نه ما مسيم و او كيميا و نه ما خاكيم و او توتيا. اگر عربى را فصاحتهاست امّا فارسى را نيز ملاحتهاست، در دُرج ما نيز گوهرهاست و در برج ما نيز اخترهاست.
1. اهل البيت فى المكتبة العربيه، عبدالعزيز طباطبايى، چاپ اول، قم، مؤسسة آل البيت لاحياء التراث، 1417 ق، ص10 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||