|
علوم حديث: لطفاً به گوشه
هايى از زندگى، آثار و تحصيلات خود اشاره
فرماييد.
استاد حسينى: اين جانب
سيد محسن حسينى امينى فرزند سيد حسن
متولد سال 1321 شمسى، در خانواده اى مذهبى
در نجف اشرف در حوزه علم و دانش و در پرتو
أنوار قدسيه و الطاف بى كران مولاى
متقيان چشم به جهان گشودم.
از طرف پدر به سادات و علماى ميبد يزد و از
طرف مادر به آقايان و فضلاى خاندان
آخوندى در يزد منسوب ميگردم.
پس از سپرى شدن مراحل ابتدايى و متوسطه با
ترغيب مرحوم والد، عشق به تحصيل علوم
دينى پيدا كردم. مقدمات را نزد آقايان شيخ
ذبيح الله قوچانى و شيخ مراد على سيستانى
و سيد ابراهيم حجازى طبسى، و سطح را نزد
آقايان سيد ابراهيم حجازى و شهيد محراب
مرحوم آية الله سيد اسدالله مدنى، و خارج
را نزد آيات عظام مرحوم آقا ميرزا باقر
زنجانى و مرحوم آقاى سيد نصرالله مستنبط
و مرحوم امام راحل ـ قدس الله روحه الزكيه
ـ و مرحوم آقاى خويى ـ رضوان الله
تعالى
عليهم اجمعين ـ گذراندم. اجازه اجتهاد را
در حوزه علميه نجف دريافت نمودم و در سى
وهشت سالگى از نجف اشرف تبعيد و در
شهرستان قم، عُشّ آل محمد، ساكن شدم و به
تدريس و تحقيق پرداختم. مدتى نيز به
نمايندگى مقام معظم رهبرى جهت نظارت بر
ذبح اسلامى در هندوستان و چين بودم.
آثار
آثار اين جانب به دو بخش تقسيم مى شود:
تأليف و تحقيق. آثار تأليفى شامل بخش
عظيمى از تقريرات درسى مانند شرح بر
كفاية الاصول و بحث دروس خارج آيات عظام
به شرح ذيل است:
1 ـ تقرير بحث طهارت مرحوم آقا ميرزا باقر
زنجانى؛
2 ـ تقرير بحث بيع حضرت امام راحل؛
3 ـ تقرير درس آية الله خويى كه مشتمل بر
مباحث ذيل است:
صلاة يوميه؛ صلاة آيات؛ صلاة مسافر؛ صلاة
قضاء؛ صلاة استيجار؛ صلاة احتياط؛ صلاة
عيد؛ صلاة مستحبه؛ صلاة جماعت؛ منافيات
نماز؛ شكيات نماز؛ صوم در دو مجلد؛
اعتكاف؛ زكات؛ خمس؛ حج در سه مجلد؛
مقدارى از اجاره.
4 ـ منتخب احاديث القدسية: در اين كتاب
احاديث قدسى كه از طريق اهل بيت عصمت و
طهارت(ع) نقل شده است در يك صفحه و احاديث
قدسى نقل شده توسّط اهل تسنن در صفحه
مقابل آورده شده و موضوعات و ابواب متعدد
تدوين شده است. اين كتاب چند بار تجديد
چاپ شده است.
لازم مى دانم مقدارى راجع به حديثِ قدسى
صحبت كنم و در باب فرق ميان آن و آيات
قرآنى توضيح مختصرى بدهم.
حديث قدسى حديثى است كه پيغمبر از خداوند
اخبار كند؛ بدين گونه كه معنى و مضمون آن
بر قلب پيغمبر القا مى شود، سپس پيغمبر با
الفاظ خويش آن
را ادا مى نمايد. لذا در
الفاظ آن، اعجاز وجود ندارد و غير از حضرت
نيز مى تواند مانند اين الفاظ و جملات را
جمع آورى كند. به خلاف قرآن است كه با
الفاظ مخصوص وحى شده و قابل تغيير نيست و
كسى نمى تواند مانند الفاظ آن را جمع آورى
كند و القا بنمايد، چنانكه اين عجز و
ناتوانى تا به حال براى مردم ثابت است.
درباره فرق ميان قرآن و حديث قدسى مى توان
به هفت مورد اشاره كرد:
1 . قرآن معجزه الهى است و انسانها، توان
آوردن و القاى مانند آن الفاظ و جملات را
ندارند به خلاف حديث قدسى كه معجزه نيست.
2 . نماز، جز با تلاوت فاتحه و سوره (يعنى
قرائت قرآن) صحيح نيست و نمى توان با
احاديث قدسيه نماز خواند.
3 . منكر قرآن كافر است، به خلاف منكر حديث
قدسى.
4 . قرآن توسط حضرت جبرئيل بر رسول اكرم(ص)
وحى شد، به خلاف حديث قدسى.
5 . قرآن با الفاظ مخصوص از لوح محفوظ وحى
شد، ولى حديث قدسى الفاظ خاصّى ندارد و
حضرت پيغمبر(ص) مى تواند مفهوم و غرض الهى
را با هر لفظى كه خواست بيان نمايد.
6 . بدون طهارت جايز نيست آيات قرآن و
الفاظ آن بلكه حروف آن را لمس كرد، به
خلاف احاديث قدسى.
7 . كيفيّت خاصى براى ايصال حديث قدسى به
پيغمبر وجود ندارد. چه بسا ممكن است در
رؤيا به پيغمبر القا شود، يا به لسان
فرشته در بيدارى و يا ممكن است به القاى
در خاطر درك شود و امثال اينها، به خلاف
قرآن كه بواسطه حضرت جبرئيل ـ عليه
السلام ـ با كيفيت خاصىِ وحى شده است.
مجموع احاديث قدسى بنا به روايت اهل تسنن
كه چهار صد حديث نقل شده، به نام الاحاديث
القدسية منتشر گرديده.
شيخ حر عاملى (م1104هـ) احاديث قدسى را كه
اغلب آن از طريق اماميه نقل شده است، جمع
آورى نموده كه در يك مجلد به نام الجواهر
السنية في الاحاديث القدسية منتشر
گرديده است.
5 ـ فهرست مرآة العقول در دو جلد مشتمل بر
فهرست موضوعى و فهرست آيات و روايات.
بخش دوم تأليفات اين جانب كه شامل آثار
تحقيقى است در چند موضوع است:
1 ـ حديث؛ 2 ـ فقه؛ 3 ـ اصول؛ 4 ـ تفسير؛ 5 ـ
دعا.
موضوع اوّل: حديث
1 ـ تحقيق پنج جزء از كتاب مرآة العقول (ج14
ـ 18)؛
2 ـ تحقيق و بررسى و تنظيم و اشراف بر چاپ
كتاب من هو المهدى(عج)؛ تأليف عالم ربانى
آقاى ابوطالب تجليل ـ حفظ الله ـ؛
3 ـ تحقيق كتاب المحاسن در دو جلد، اثر
احمد بن محمد برقى ـ قدس سره ـ.
موضوع دوم: فقه
1 ـ تحقيق كتاب المراسم العلوية في
الأحكام النبوية در يك جلد؛
2 ـ تحقيق بحث و ولايت فقيه از كتاب عوائد
الأيام مرحوم نراقى؛
3 ـ تحقيق كتاب مختلف الشيعة اثر مرحوم
علامه ـ قدس سره ـ؛
4 ـ تهذيب و بررسى و مقدمه كتاب المهذب
البارع اثر مرحوم ابن فهد.
موضوع سوم: اصول
1 ـ تحقيق معالم الدين با شرحى مختصر و
بيان الفاظ غريب و مشكل و استخراج آيات و
روايات و اقوال علما از كتب مطبوع و مخطوط.
موضوع چهارم: تفسير
1 ـ تحقيق كتاب شريف كنز الدقائق با كيفيت
خاصى؛
2 ـ تحقيق كتاب الصافى فى تفسير القرآن در
هفت جزء با پاورقيهاى مفيد و مقابله با
نسخه اصلى و استخراج آيات و روايات و
اقوال علما و تبيين و شرح الفاظ غريب.
موضوع پنجم: دعا
تحقيق كتاب شريف رياض السالكين اثر سيد
على خان مدنى در هفت جزء با شرح مفصل و به
همراه شرح بر صحيفه سجاديه امام سجاد(ع) و
در خاتمه اشاره مى كنم به تحقيق كتاب فى
رحاب التقوى با اضافات كه شرحى است بر
خطبه امام على(ع) معروف به خطبه همام از
سيد محسن خرازى.
گفتنى است انگيزه بنده در پژوهشهاى حديثى
و تحقيق كتب قرآنى و روايى، فقط قصد قربت
و خدمت به اهل علم و فضل بود و زياد مقيّد
به ثبت اسم حقير در روى جلد كتابها نبودم.
لذا بعضى تحقيقات اين جانب(مختلف الشيعة،
مهذب البارع، كنزالدقائق، المحاسن) بدون
آوردن نام بنده به چاپ رسيده است. اميد
آنكه اين اعمال مورد قبول آقا صاحب
الزمان(عج) قرار گرفته باشد. ماعند اللّه
يبقى وماعند الناس يفنى.
علوم حديث:از چه زمانى و با چه علل،
انگيزه ها و زمينه هايى به پژوهشهاى
حديثى روى آورديد؟
استاد حسينى: چنانچه مى دانيد فقيه
براى استنباط حكم شرعى به روايت ـ كه يكى
از ادله اربعه ـ احتياج دارد و چون در سى
سال قبل در اوج قوت حكومت
بعثى عراق
اشتغال به تقرير بحث آيات عظام داشتم و
امكان تبعيد ازحوزه علميه نجف اشرف در هر
آن قوى بود، بنابراين دروس را با ذكر سند
حديث و مأخذ آن مى نوشتم كه اگر احياناً
به جايى تبعيد شدم كه دسترسى به كتابخانه
نبود احتياجى به مدرك نداشته باشم و
نوشته هايم كامل باشد.
از جهت ديگر چون زبان مادرى اين جانب عربى
است با خصوصيتهاى عبارتى حديث و امثال و
مفاهيم موجود در آن آشنا هستم.
علوم حديث: سروكار داشتن با حديث و كتب
حديثى چه تأثير روحى خاصى در شما داشته
است؟
استاد حسينى: تحقيق و بويژه استخراج
منابع در زمان سابق، كار خيلى مشكل و
مهمّى بود چون هنوز امكانات رايانه اى
فراهم نبود و براى پيدا كردن مدرك يك حديث
شايد سه چهار روز تفحص لازم بود. لهذا
بيشتر به خداوند متعال توجه مى كردم و
براى يافتن مدارك حديث از او استمداد مى
گرفتم و بارها الهام هايى به وجود مى آمد كه
گمشده تو در فلان كتاب يا به وسيله چنين
عملى پيدا مى شود و يا احياناً در خواب به
رجوع به فلان كتاب راهنمايى مى شدم و پس
از مراجعه حديث را پيدا مى كردم.
علوم
حديث: بيشترين كار پژوهشى شما در زمينه
حديث در مورد كدام موضوع يا موضوعات بوده
است؟
استا حسينى: يقيناً در موضوعات متعدد
ـ چنانچه به آن اشاره شد ـ فقيه دايماً به
حديث احتياج دارد و چون تقريرات اين جانب
از دروس فقه آيات عظام در موضوعات مختلف
بوده لهذا در موضوعات مختلف به حديث
احتياج داشتم و آن را سنداً و دلالة مورد
بحث قرار مى دادم.
علوم
حديث: چه كارهايى را هم اكنون در دست
تحقيق داريد؟
استاد حسينى: 1 ـ اصول اربعمأة را كه
نسخه هاى خطى آن حدود بيست و هشت عدد است،
فعلاً در دست تحقيق دارم. مقدارى از آنها
به چاپ رسيده و بقيه نيز ان شاء الله به
چاپ خواهد رسيد.
2 ـ تفسير صافى در هفت جزء كه كار شش جزء آن
تمام شده و كار جزء آخر نيز تا پايان
امسال ان شاء الله تمام مى شود.
علوم
حديث: چه انگيزه اى موجب شد كه حضرتعالى
به تحقيق در اين زمينه ها بپردازيد؟
استاد حسينى: يكى از مستحباتى كه خيلى
به آن سفارش شده اجابت دعوت و خواهش برادر
مؤمن است. بعد از اقامت در قم حضرات
آقايان، شيخ محمد آخوندى مدير مؤسسه
دارالكتب الاسلاميه و آقاى فاكر مسئول
انتشارات جامعه مدرسين و آقاى تسخيرى
مسئول سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامى از
اين جانب براى مشاركت در تحقيق كتب خطى
حديث، تفسير و دعا و غيره دعوت كردند.
علوم
حديث: به برخى نكات جالب و مهم كه در
تحقيقات حديثى خود به آنها دست يافته
ايد، اشاره بفرماييد.
استاد حسينى: بعضى احاديث را سليس نمى
يابيم و مى بينيم كه ظهور سياق حديث دلالت
بر نقص و يا زيادتى در آن مى كند. در بعضى
احاديث نيز نقل به معنى مشاهده مى كنيم.
نكته مهم اين است كه آشنائى با اصطلاحات
عربى و علم به سياق قول معصوم ما را متوجه
جعلى بودن حديث يا مخدوش بودن متن مى كند.
علوم
حديث: اهميت و جايگاه سنّت را در تبيين
معارف دينى چگونه ارزيابى مى كنيد؟
همچنين بفرماييد كه سنّت، در
نسبت با
قرآن از چه جايگاهى برخوردار است؟
استاد حسينى: معارف دينى اصولاً
مبتنى بر قرآن و حديث است. براى تبيين
معارف دينى بعد از تحليل آيات قرآن، حديث
است كه مفصِّل و مبيّن و شارح آيات قرآن
است.
به تعبير ديگر حديث مخصِّص، مبيّن،
مفصِّل و شارح اجمال آيات و عموم و اطلاق
آن است. البته اين بحث در ميان فقها هست كه
آيا چنانكه حديث مخصِّص و مقيّد عموم و
اطلاق آيات است، ناسخ آيات نيز هست.
بحث مفصلى است كه براى اطلاع از آن بايد
به علم اصول مراجعه شود. حديث در رديف
قرآن قرار مى گيرد؛ يعنى حديث نيز مانند
قرآن است؛ چون قرآن بتنهايى مبين و شارح
تمام امور از قبيل: عبادات، معاملات،
اخلاقيات و… نيست. حديث مبين كلياتى است
كه از قرآن بدست مى آيد، مى باشد و به
وسيله حديث احكام جزئيات روشن مى شود.
بنابر اين حديث داراى ويژگى خاصى است كه
از لحاظ حجيت در رديف قرآن قرار مى گيرد.
از آيه شريفه اطيعوا الله واطيعوا الرسول…
استفاده مى شود كه وجوب اطاعت رسول الله
مانند وجوب اطاعت از خداست پس قول و فعل
رسول الله(ص) حجت است، همچنانكه قول خدا ـ
كه آيه باشد ـ حجت است.
علاوه بر اين از آيه وما ينطق عن الهوى ان
هو الاّ وحى يوحى استفاده مى شود
كه حديث
فى الواقع مانند قرآن است و اهميتش از
قرآن كمتر نيست و شكى نيست كه احاديث ائمه
اطهار(ع) داراى همان ويژگيهاى خاص احاديث
رسول اكرم(ص) است با استفاده از آيه پيش
نيز حجيت احاديث ائمه اطهار(ع) ثابت مى
شود.
پس به اين دو آيه مى توان بر حجيت سنت
استدلال كرد.
علوم
حديث: آيا در نگرش شيعه و سنّى به احاديث
تفاوتهايى هست؟
استاد حسينى: بله. شيعه، حديثى را حجت
مى داند كه سندش به واسطه ثقات به ائمه
اطهار(ع) يا به رسول اكرم(ص) برسد، مگر در
موارد خاصى مانند مراسيل ابن ابى عمير كه
مانند مسانيد اوست پس روايتهاى او حجّت
است؛ چون نظر شيعه اين است كه ابن ابى
عمير از شخصى راستگو نقل روايت مى كند
يعنى روايت را كم و زياد يا نقل به معنى
نمى كند مگر اينكه تصريح كند، مذهبش هر چه
كه مى خواهد باشد: سنى يا شيعه، شيعه زيدى
يا فطحى يا واقفى و يا شيعه امامى اثنى
عشرى. اما متأسفانه براى تضعيف روايت نزد
برادران اهل تسنّن، كافى است كه راوى
شيعه باشد و يا ميل به تشيع، داشته باشد
كه در اين صورت مى گويند روايت معتبر است
ولى راوى آن رافضى است و نسبت دادن به رفض
در نظر آنها عامل مهمى براى تضعيف روايت
است.
علوم
حديث: دليل حجيّت سنت و پيامبر(ص) و ائمه(ع)
چيست؟
استاد حسينى: سابقاً بر حجيّت حديث
منقول از رسول اكرم(ص) و ائمه اطهار(ع)
استدلال كرديم. اكنون مى خواهيم به وسيله
حديث، حجيّت روايت منقول از ائمه اطهار(ع)
را اثبات كنيم:
حديث ثقلين (انى تارك فيكم الثقلين كتاب
الله وعترتى اهل بيتى ما ان تمسكتما بها
لن تضلوا بعدى ابداً) كه فريقين آن را نقل
كرده و به حد تواتر لفظى و معنوى رسيده
است، در كتب صحاح، مسانيد، سنن و غيره
وارد شده و سنداً و دلالة مورد قبول
است و
جاى مناقشه اى در آن نيست. پس قول عترت
مانند قول خداست و همچنانكه قرآن حجت است
قول ائمه اطهار(ع) نيز كه عترت است، حجت و
معتبر است.
علوم
حديث: آيا حديث در جامعه اسلامى و حوزه
هاى علمى ما جايگاه حقيقى خود را پيدا
كرده است؟
استاد حسينى: خير، از اين لحاظ كه بحث
در زمينه حديث داراى ابعاد گوناگونى است
كه بعضى نمونه هاى آن ذكر مى شود:
1 ـ بحث در زمينه سند. از حديث صحيح، موثق،
مرفوع، منقطع، ضعيف و يا مرسل بودن و
امثال اين تقسيمها كه بايد در علم حديث
بحث بشود و در انظار فقها و عالمان حديث
به عنوان ملاكى براى حجيت و عدم آن مطرح
شود.
2 ـ بحث در زمينه متن. از حيث منقول لفظى (عين
لفظ از امام(ع) نقل شود) يا منقول معنوى
بودن حديث (نقل به معنى). و نيز از اين حيث
كه امام(ع) در زمان روايت تقيّه كرده است
يا نه.
3 ـ بحث در زمينه دلالت.
4 ـ بحث در زمينه جمع بين دو حديث مختلف از
ابعاد مختلف مانند: اختلاف از ديدگاه
سند، متن (عموم و خصوص، اطلاق، تقييد،
ناسخ و منسوخ و…) از ديدگاه دلالت (به
لحاظ وجود تفسير وعدم آن).
به اميد آن كه اين محورها در آينده نه
چندان دور مورد بحث و تحقيق قرار گيرد، ان
شاء الله!
علوم
حديث: چه پيشنهادى براى بهره گيرى بيشتر
از حديث در جامعه و حوزه دارديد؟
استاد حسينى: در حال حاضر استفاده از
سيستم رايانه اى، بحمدالله در جامعه ما
امرى عادى شده است و اغلب محققان از اين
سيستم بهره مند هستند. بنابراين
مى توان
براحتى احاديث را از ديدگاه هاى متعدد
دسته بندى كرد. بعضى از ديدگاهها به شرح
ذيل است:
1 ـ از ديدگاه سبقت زمانى؛
2 ـ از ديدگاه صحت و سقم حديث؛
3 ـ از ديدگاه موضوعات حديث گرچه مستلزم
تكرار حديث مى شود؛
4 ـ از نظرتعداد در زمينه هايى چون: موضوع
در كتب شيعى و سنى، از لحاظ راوى (مثل
اينكه روايتهاى زراره، ابوبصير، عبدالله
بن سنان و… چه تعداد است)، از نظر كتب
فقهى ـ اخلاقى، اصولى، تفسيرى و تاريخى و…
5 ـ از ديدگاه كتبى كه از آنها نقل شده است.
آيا متعلق به نويسندگان شيعى است يا سنى،
و نيز گردآورى روايتهاى شيعه در كتب اهل
تسنن و بالعكس.
علوم
حديث: چه پژوهشهايى را در زمينه احاديث و
كتب حديثى، ضرورى مى دانيد؟
استاد حسينى: سابقاً به آن اشاره
كرديم و گفتيم كه بايد تحقيق درباره حديث
از تمام جهات بررسى شود، از لحاظ سند،
متن، زمان، سياق، تعارض (سندى و دلالتى) و…
فقها براى استنباط احكام شرعى احتياج به
حديث دارند و در زمينه هاى فوق بحث مى
كنند، علماى اخلاق نيز براى اثبات مدعاى
خويش در تمام موضوعات احتياج به حديث
دارند. و همچنين است در زمينه هاى
اعتقادى، اجتماعى و سياسى، اقتصادى و
غيره.
علوم
حديث: موقعيت كتب اربعه و صحاح ستّه را در
جوامع شيعى و سنّى چگونه ارزيابى مى كنيد
و چه ويژگيهاى خاص را در هر يك از آنها
سراغ داريد؟
استاد حسينى: اوّلاً بايد توضيحى
درباره كتب اربعه و صحاح سته، و مشخصّات
كتابشناسى آنها داده شود و سپس اشاره
مختصرى به موقعيت آنها در مجامع شيعه و
سنّى و ويژگيهاى خاص آنها شود.
كتب اربعه
كتب اربعه شامل: كافى، من لايحضره
الفقيه، تهذيب الاحكام و استبصار است.
1 ـ كافى : تأليف شيخ كلينى رازى (محمد بن
يعقوب بن اسحاق)، اخيراً جناب آقاى
آخوندى آن را در هشت جزء به چاپ رسانده
اند كه دو جزء اوّل شامل مسائل اعتقادى و
تاريخى و اخلاقى و اجتماعى و… است كه به
نام الاصول من كافى معروف گشته است. پنج جزء
ديگر راجع به مباحث فقهى است و به نام
الفروع من الكافى معروف گشته وجزء هشتم به
نام الفروع من الكافى معروف شده است. مجموع
احاديث اين كتاب شريف به شانزده هزار و صد
و نود و نه حديث مى رسد.
زعامت و فقاهت در ايام المقتدر بالله ـ
يكى از خلفاى عباسى ـ به مرحوم كلينى ـ
اعلى الله مقامه الشريف ـ منتقل مى گردد.
مرحوم كلينى سفراى أربعه يعنى نواب خاص
حضرت ولى عصر(عج) را درك كرده و احاديث اهل
بيت(ع) را جمع آورى نموده و در سال 328 ـ 329
هجرى دار دنيا را وداع گفته و در بغداد در
محله بغداد الشرقيه كه معروف به باب شرجى
است در تكيه مولوى مدفون شده است. مزار او
داراى بارگاه و ضريح است. توفيق زيارت
مزار او بارها نصيبم گشت.
2 ـ من لايحضره الفقيه: اين كتاب شريف حاوى
فتاوى مرحوم شيخ صدوق است و بالغ بر نه
هزار و چهل و چهار حديث است كه آقاى
آخوندى و نيز انتشارات جامعه مدرّسين آن
را در چهار مجلد به چاپ رسانده است.
مرحوم شيخ صدوق (محمد بن على بابويه قمى) ـ
رضوان الله عليه ـ به دعاى آقا امام زمان(ع)
به دنيا آمد. داستان آن مفصل است؛ به
زندگينامه اش مراجعه شود.
او در سال 381 هجرى يعنى پنجاه و دو سال بعد
از وفات كلينى در شهر رى
وفات يافت. و
نزديك قبر شاه عبدالعظيم حسنى مدفون شد.
مزار وى داراى بارگاه و ضريح است.
3 ـ تهذيب الاحكام: تأليف شيخ الطائفه
محمد بن حسن طوسى است و در ده جزء به همّت
آقاى آخوندى به چاپ رسيده و داراى سيزده
هزار و پانصد و نود حديث است. اين كتاب در
واقع شرحى است بر كتاب مقنعه شيخ مفيد ـ
قدس سرّه ـ.
مرحوم شيخ طوسى در سال 385 هجرى (چهار سال
بعد از وفات شيخ صدوق) در طوس چشم به دنيا
گشود. و در بيست وسه سالگى در سال 408 هجرى
براى استفاده از بحث مرحوم شيخ مفيد و سيد
مرتضى به بغداد رفت و پس از درگيريهاى
زياد ميان شيعيان و اهل تسنن در آن زمان و
سوزاندن منزل و كتابخانه شخصى وى كه از
مهمترين كتابخانه هاى بغداد به شمار مى
رفت و نيز تعطيلى درس كلام كه خليفه وقت
به معظم له اختصاص داده بود، مجبور شد
بغداد را به سوى نجف اشرف ترك كند و در
آنجا پايه گذار حوزه علميه شود.
او در نزديكى حرم مطهر اميرمؤمنان خانه و
مسجدى ساخت كه محل تدريس و قبر وى در
آنجاست. بحث فقه و اصول مرحوم آقا ميرزا
باقر زنجانى در همين مسجد بود و اين جانب
در آن درس شركت كرده ام.
وفات مرحوم شيخ طوسى هفتاد و نه سال بعد
از وفات شيخ صدوق است.
4 ـ الاستبصار: اين كتاب شريف نيز از
مؤلفات مرحوم شيخ طوسى است و در چهار جزء
توسط آقاى آخوندى منتشر گرديده و داراى
پنچ هزار و پانصد و يازده حديث است.
محتواى كتب اربعه
تمام روايات كتب اربعه از نظر مؤلفان
آنها صحيح و معتبر است. چنانكه مثلاً ابن
قولويه در كتاب كامل الزيارات روايتهاى
اين كتاب را موثق و معتبر مى داند و نيز
على بن ابراهيم قمى در كتاب تفسيرش كه
روايتهاى اين كتاب را معتبر و
صحيح مى
داند. شيخ كلينى در كافى مى گويد: بايد
روايات صحيح منقول از صادقين(ع) را أخذ
كنيم و شيخ صدوق در من لايحضره الفقيه مى
فرمايد: من در اين مجموعه احاديثى را نقل
نموده ام كه حجّت بين من و بين خداى من
است، و شيخ طوسى مى فرمايد: من در هر مسئله
اى روايت مشهور و معتبر را ذكر كرده ام. پس
از اين جهت است كه روايتهاى كتب اربعه در
تمام قرون و اعصار مورد قبول علماى اعلام
قرار گرفته است، عده اى از اعلام مانند
مرحوم علامه مجلسى در كتاب مرآة العقول
در سند روايات بحث كرده و صحيح را از
نادرست جدا كرده است. پس انظار و افكار
نسبت به صحت و سقم روايات فرق مى كند و تا
به حال قاعده اى در دست نيست كه به آن
مراجعه شود.
صحاح ششگانه
صحاح سته عبارت است از: صحيح بخارى، سنن ابى
داود، صحيح مسلم، سنن ترمذى (جامع ترمذى)
سنن ابن ماجه و سنن نسائى.
قبل از توصيف صحاح سته قابل ذكر است ـ كه
صحاح بعد از طبقه محمد بن ادريس شافعى ـ
كه يكى از مذاهب اربعه است، تدوين و جمع
آورى شده است. شافعى در سال 150هـ به دنيا
آمده و در سال 204هـ. وفات يافته است و
بخارى در سال 194هـ. متولد شده و در سال 256هـ.
وفات يافته كه شرح آن خواهد آمد.
1 ـ صحيح بخارى: صحيح بخارى از مؤلفات
محمد بن اسماعيل بن
ابراهيم بن مغيره جعفى
است. بخارى در بخارا متولد شده و در خرتنك
كه يكى از قراء سمرقند است وفات يافته و
شصت و دو سال عمر كرده است. صحيح بخارى
مشتمل بر سه هزار و هشتاد و دو حديث است كه
صد و ده حديث آن غيرصحيح است و سى و دو
حديث آن را مسلم نيز نقل نموده است. ابن
حجر مى گويد: از ميان چهار صد وسى و چند نفر
از راويانى كه تنها در سلسله اسناد بخارى
قرار گرفته اند، هشتاد نفر از آنها را
ضعيف دانسته اند و از ميان ششصد و بيست
نفر از آنان كه تنها مسلم از آنها نقل
حديث كرده است، صدوشصت نفر آنها نيز ضعيف
دانسته شده اند. و نيز احاديثى كه بخارى و
مسلم به طور مشترك در كتاب خود آورده اند
و مورد انتقاد قرار گرفته حدود دويست و ده
حديث است كه كمتر از هشتاد حديث آن مربوط
به بخارى و بقيه اختصاص به مسلم دارد. ابن
حجر نيز در مقدمه فتح البارى اسامى حدود
چهارصد نفر را كه متهم به ضعفند و در
اسناد بخارى واقع شده اند ذكر مى كند.
به هر حال با اينكه درباره اخبارى كه
بخارى در صحيح خود آورده گفته شده «كل من
روى عنه البخارى فقد جاز القنطرة» مى
بينيم كه وى از يك سو از كسانى مانند: عمرو
بن عاص، مروان بن حكم، ابوسفيان، معاوية،
مغيرة بن شعبة، عبدالله بن عمرو بن عاص،
نعمان بن بشير كه با معاويه و فرزندش يزيد
تا آخرين لحظه ملازم و در جميع جرايم با
آنها شريك بوده است، شمر بن ذى الجوشن،
قاتل امام حسين(ع)، ابوهريره، عبدالله بن
عمر، ابوموسى اشعرى، عبدالله بن زبير،
عمران بن حطان كه از رؤساى خوارج و خطباى
آنان بوده است، عروة بن زبير، عكرمه كه
عامل انتشار مذهب خوارج و اباضيه در مغرب
بوده است، و… روايات فراوانى نقل كرده
است، ولى از افراد صدوق و سرچشمه هاى
معارف اسلامى اصلاً حديثى نقل نكرده و يا
اگر نقل كرده نسبت به ديگران بسيار ناچيز
بوده است؛ مثلاً از ابوهريره كه مصاحبت
خيلى ناچيزى با رسول اكرم(ص) داشت،
چهارصد وچهل و شش حديث و از عبدالله بن عمر
دويست و هفتاد
حديث و از عائشه دويست و
چهل و دو حديث و از ابوموسى اشعرى پنجاه و
هفت حديث و از انس بن مالك بيش از دويست
حديث نقل كرده است ولى از على(ع) كه باب
مدينه علم است نوزده حديث و از حضرت زهرا(س)
دختر گرامى رسول اكرم فقط يك حديث و از
سائر اهل بيت عصمت و طهارت(ع) و از علويين
مانند: زيد بن على كه داراى مسند و امام
مذهبى زيديه حتى يك حديث نقل ننموده است.
علامه محمد حسين مظفر درباره بسيارى از
رجال صحاح سته كه كذّاب و وضّاع و مطعون و
متروك و ناصبى و خارجى و… هستند مى
فرمايد: لااقل دو تن از بزرگان اهل سنّت
حدود سيصد و شصت و هشت نفر را كه از راويان
صحاح ششگانه هستند به شدت طعن كرده و آنان
را به ضعف منتسب كرده اند: يكى ذهبى در
ميزان اعتدال و ديگرى ابن حجر عسقلانى در
تهذيب التهذيب. اين تحقيق بخوبى نشان مى
دهد كه اين كتابها از لحاظ سند آن طور كه
درباره آنها گفته شده از اعتبار و صحت
برخوردار نيستند.
نگرشى به متن روايات بخارى
خطيب بغدادى در تاريخ بغداد از بخارى نقل
مى كند كه: چه بسا حديثى را كه در بصره
شنيده بودم، در شام آن را نوشته ام و چه
بسا حديثى را كه در شام شنيده بودم در مصر
نوشته ام. آنگاه كسى از او پرسيد: آيا تمام
آن را نوشته اى؟ وى در پاسخ سكوت كرد.
همين مضمون از والى بخارى و از محمد بن
ازهر سجستانى نقل شده است.
ابن حجر مى گويد: از حوادث نادر در كتاب
بخارى اين است كه يك حديث تمام را با
اسناد واحد با دو لفظ روايت كرده است.
صحيح بخارى به وسيله ديگران تكميل گرديده
است. قسطلانى مى گويد: در نسخه هايى كه از
صحيح بخارى در دست ماست بعضى از بابها
عنوان گرديده ولى حديثى در آن باب نقل
نشده است و به قسمتى از ابواب حديثى منضم
گرديده
كه با عنوان آن باب تطبيق نمى كند.
گروهى به اين جا به جا بودن مطالب و
احاديث انتقاد و اشكال كرده اند.
«ابوذر هروى» از «حافظ ابو اسحاق» و او
نيز از «ابوالوليد باجى» نقل نموده كه: من
در نسخه اصل صحيح بخارى كه در پيش «فربرى»
بود چيزهايى ديدم كه اصلاً نوشته نشده
بود. ما بعضى از آنها را به همديگر اضافه
كرديم تا صورت كتاب به خود گرفت و صحيح
بخارى به اين وسيله تكميل گرديد.
و نيز «ابوالوليد باجى» مى گويد: روايت
«ابى اسحاق» و «ابى محمد سرخى» و «ابى
هيثم كشميهنى» و «ابى زيد مروزى» از كتاب
بخارى با آنكه از يك اصل نسخه بردارى شده
اند از لحاظ تقديم و تأخير و غيره با
همديگر فرق دارند اين به دليل همان
اضافاتى است كه هر كس طبق سليقه خود در
صحيح بخارى اِعمال كرده است.
پس اوّلاً: ممكن نيست آسان بتواند در فاصله
زمانى متن حديث را بدون كم و زياد بنويسد؛
ثانياً: با احتمال زيادى و تغيير، ديگر
نمى توان به بخارى اعتماد داشت و اينكه
اين كتاب از بخارى است.
نادرستى متن و محتواى احاديث صحاح ششگانه
همچنانكه مى دانيد مهمترين معيار
نادرستى خبر، مخالفت متن و محتواى آن با
كتاب و عقل است كه متأسفانه احاديث صحاح
سته از اين نقيصه دور نيستند و روايات
فراوانى در آنها وجود دارد كه متن و
محتواى آنها با كتاب خدا و عقل سليم به
هيچ وجه سازگارى ندارد؛ مثلاً در بعد
توحيد از خدايى ياد مى كنند كه مانند
موجودات مادى داراى جسم و اعضا و جوارح و
قابل رؤيت است.
در بعد نبوت از پيامبرانى ياد مى كند كه
دروغ مى گويند، غذاى حرام مى خورند، با
حال جنابت نماز مى خوانند، اشتباهكار و
فراموش خاطر و….
در بعد قرآن، قرآن را تحريف شده معرفى مى
نمايند. در بعد احكام، مباشرت با حائض
جائز و غنا را مباح مى داند.
2 ـ سنن ابى داود: سنن ابى داود اثر،
«سليمان بن اشعث سجستانى» است كه در سال
202هـ. به دنيا آمده و در سال 275هجرى در بصره
در هفتاد وسه سالگى در گذشته است. مجموع
احاديث اين كتاب به چهار هزار و هشتصد
حديث مى رسد.
3 ـ صحيح مسلم: صحيح مسلم اثر «مسلم بن
حجاج قشيرى» است كه در سال 204 هـ متولد شده
و در سال 261هـ. در پنجاه و هفت سالگى وفات
يافته است. مجموع احاديث موجود در اين
صحيح به هفت هزار و دويست و هفتاد و پنج
حديث مى رسد.
4 ـ جامع ترمذى (سنن ترمذى): ترمذ از شهرهاى
ماوراء النهر است و در كنار جيحون واقع
شده است. مؤلف اين كتاب «محمّد بن عيسى بن
سورة بن موسى» است. وى در سال 209هـ. متولد
شده و در سال 279هـ. در هفتاد سالگى دار
دنيا را وداع گفته است. اين كتاب شامل پنچ
هزار حديث است.
5 ـ سنن ابن ماجه: مؤلف اين كتاب «محمد بن
يزيد بن ماجه قزوينى» است. وى در سال 209
هجرى متولد شده و در سال 273 هـ. در شصت و
چهار سالگى وفات يافته است. اين كتاب شامل
چهارهزار و سيصد و چهل و يك حديث است.
6 ـ سنن نسائى: نساء از شهرهاى استان
خراسان است كه در يك منزلى آبيور و دو
منزلى سرخس واقع شده است. مؤلف اين كتاب
«احمد بن شعيب بن على بن بحر نسائى» است
كه در سال 215هـ. متولد شده و در سال 303هـ. در
هشتاد و هشت سالگى وفات مى كند و بين صفا و
مروه دفن مى شود. نسائى خود مى گويد: من به
دليل تأليف كتاب خصائص اميرالمؤمنين در
شام مورد هجوم اوباش قرار گرفتم و بعد از
ضرب و شتم از شام به سوى مكه تبعيد گرديدم.
او در مكه وفات نمود. آرى كسى كه فضايل و
خصايص على(ع) را بنويسد بايد نزديك كعبه
مدفون شود.
علوم
حديث: جريان منع كتابت حديث، يكى از حوادث
مهمّ تاريخ اسلام است. ديدگاه شما در باب
علل و عوامل رويكرد خلفا به منع ثبت و ضبط
حديث چيست؟
استاد حسينى: چنانچه مى دانيد خليفه
دوم رسماً اعلام كرد كه: «حسبنا كتاب
الله» واز ثبت، ذكر و كتابت حديث به طور
جدى جلوگيرى كرد. براى اين منع دو علت ذكر
كرده اند: يكى اينكه همه در آن زمان
روايتها را از رسول اكرم(ص) شنيده و
حافظان آن بود. دوم اينكه ترس از اختلاط
با آيات بنا بر ادّعاى خليفه دوم. اما حق
چيزى ديگرى بود: همه از رسول اكرم فضايل و
خصايص و مناقب اهل البيت(ع) را شنيده
بودند، اگر بنا مى شد احاديث نوشته و ضبط
گردد، اين احاديث قرنى بعد از قرن به
مسلمانان جهان مى رسد و ديگر زير بار ظلم
احدى از خلفاى غاصب و خلفاى بين مروان و
بنى اميه و بنى عباس نمى رفتند. پس با منع
توانستند اين فضايل را كم كم به فراموشى
بسپارند و به جاى آنها احاديث مجعول
وخلاف عقل را با كمك دراهم معاويه و
تابعان او در ميان مسلمانان رواج دهند تا
اينكه در اواخر عصر تابعين تدوين آثار
شروع شد و «عمر بن عبدالعزيز» به «ابوبكر
خرمى» نوشت كه سنن و احاديث را جمع آورى
كند.
گفته شده است اوّل كسى كه به جمع آورى
احاديث مشغول شد «ربيع بن صبح»بود كه وى
در سال 160هـ. در سند وفات يافت و در جزيره
مدفون شد، سپس «عيد بن ابى عروبه» (م 156هـ)
و بعد از او بقيه افراد تا انقضاى طبقه
دوم
كار جمع آورى حديث را دنبال كردند.
سپس زمان طبقه سوم مى رسد، «مالك بن انس»
در فقه، موطأ را مى نويسد و هر يك از
محدثان مدينه و مكه و كوفه مسندهايى با
اسامى مختلف مى نويسند، مانند: مسند ابى
هريره، مسند ابى بكر، مسند عمر، مسند
عثمان، مسند اسد بن موسى الاموى، مسند
نعيم بن حماد الخزاعى، مسند عبيد الله بن
موسى و به همين ترتيب نوبت به مسند احمد
بن حنبل مى رسد و سپس صحاح سته نوشته شد كه
شرح آن گذشت. قابل توجه است كه هر يك از
مذاهب اربعه، ديگرى را تكفير مى كند.
علوم
حديث: تصحيح و تحقيق متون حديثى از چه
زمان آغاز شده است؟ لطفاً تاريخچه آن را
به اختصار بيان فرماييد؟
استاد حسينى: سابقاً گفته شد كه شيعه
اخبار و احاديث خويش را از رسول اكرم(ص) و
ائمه اطهار(ع) اخذ كرد و در نقل حديث
اهتمام بسيار كرد كه متن حديث را بدون كم
و زياد نقل بنمايد و احياناً در استنساخ
كلمه اى جا به جاين جانب يا حذف نشود و كلمه ديگرى
به جاى آن نوشته نشود و كلمات به گونه اى
نباشد كه نتوان آن را خواند، و خلاصه دقت
مى كردند كه به هر علّت در متن روايت
تغييرى ايجاد نشود. پژوهشگران و محققان
شيعى در چنين مواردى فوراً به آن اشاره مى
كنند و در پاورقى توضيحات لازم را مى دهند
و متن را اصلاح مى كنند. مسئله استنساخ
مسئله خيلى مهم و حسّاس است و هر كس نمى
تواند ادعا كند كه در حالت استنساخ هيچ
گونه اشتباهى ندارد، پس تغيير در متن
حديث امرى طبيعى است، اما نبايد از آن
غفلت شود و بايد فوراً آن را اصلاح كرد
علوم
حديث: ضرورت تصحيح و تحقيق متون تا چه
اندازه است؟
استاد حسينى: يكى از ويژگيهاى لغت عرب
تغيير معنى با تغيير حركات است؛ يعنى يك
كلمه اگر با فتح فاءالفعل و عين الفعل
خوانده شود (مانند: قتل) يك معنى
دارد و
اگر با ضم فاءالعقل و كسر عين الفعل (مانند:
قُتِلَ) خوانده شود، معناى ديگرى دارد،
يعنى اولى معلوم و دومى مجهول خواهد بود.
و نيز اگر آخر كلمه متغير بشود (مانند:
ضربت، ضربتِ، ضربتُ)، معنى بكل متغير مى
شود چه برسد به تغيير حروف و تغيير كلمات
كه در اين صورت معنى نيز متغير مى شود.
پس به تصحيح و تحقيق متون احتياج مبرم
داريم تا معنى مستقيم باشد. همچنين است
مسئله تذكير و تأنيث و ضمائر (مفرد،
تثنيه، جمع، مؤنث، مذكر)؛ تمام اينها
بايد با مرجع خود تطابق كلى داشته باشد تا
معنى واضح و مستقيم گردد.
علوم
حديث: در تصحيح و تحقيق كتب حديثى، چه
شيوه هايى به كار گرفته مى شود؟ به نظر
حضرت عالى مناسبترين شيوه كدام است؟
استاد حسينى: در هر زمانى شيوه خاصى
براى تصحيح و تحقيق اجرا مى شود، لهذا
كتابهاى تصحيح شده و تحقيق شده در هر
زمانى با زمان بعد تفاوت خاصى دارد؛
مثلاً تحقيق كتاب الكافى چاپ انتشارات
آقاى آخوندى با تحقيق جديد تفاوت خيلى
زيادى دارد.
به نظر اين جانب مناسبترين شيوه ها عبارت
است:
1 ـ مراجعه به متون اصلى كتاب از حيث نزديك
بودن تاريخ نگارش با زمان حيات مؤلف و
ناقل حديث و نيز از اين حيث كه احتمال
مقابله نسخه در زمانِ حيات و با حضور
مؤلف، ناقل حديث، بزرگان معاصر مؤلف و يا
بزرگان بعد از حيات مؤلف زياده مى باشد.
خلاصه نسخه منتخب بايد خالى از اغلاط و
نمونه مصحّح آن باشد.
2 ـ در صورت تعدد نسخه ها اگر احياناً در
يك نسخه غلط املائى به چشم خورد داعى بر
ذكر آن در پاورقى نيست. چون فايده اى بر آن
مترتب نيست، بلكه مطلب و كلمه صحيح را كه
در بقيه نسخه ها وجود دارد بايد در متن
آورد.
3 ـ در فرض غلط بودن كلمه در تمام نسخه هاى
خطى بايد صحيح آن را در متن بياوريم و در
پاورقى اشاره كنيم كه در تمام نسخه ها
چنين است و سپس براى
اثبات صحت كلمه
پيشنهاد شده در متن، در پاورقى دليل و
شاهد بياوريم. در صورت نسخه بدل بودن كلمه
اى كه هر دو معنى صحيح مى باشد يكى را در
متن و ديگرى در پاورقى درج مى شود.
4 ـ واژه قال، قلت، اقول، قيل و امثال
اينها بايد اوّل سطر ذكر شود.
5 ـ ابتداى حديث بايد اوّل سطر باشد.
6 ـ بايد بعد از هر قول و مقول: دو نقطه (:)
گذاشته شود.
7 ـ عليه السلام، عليهم السلام، عليها
السلام، سلام الله عليه و نظاير آنها
بايد با حروف نوشته شود نه به اختصار.
8 ـ رسم الخط عبارات حديث و قرآن تفاوت
دارد و بنابراين الفاظى چون : صلاة، زكاة،
حياة و امثال اينها اگر در حديث آمده است
بايد چنانكه آمده نوشته شود و اگر در عبارت
قرآن آمده است بايد صلوة، زكوة و حيوة
نوشته شود.
علوم
حديث: چه مقدار از كتب و متون حديثى هنوز
تصحيح نشده و مورد تحقيق قرار نگرفته
اند؟
استاد حسينى: كتب تحقيق نشده ما
شاءالله خيلى زياد است؛ مثلاً مرحوم
علامه آقابزرگ تهرانى در الذريعه (ج6، ص301
ـ 375) معتقد مى شود كه هفتصد و چهل و چهار
كتاب حديثى هست كه هنوز اغلب آنها تحقيق و
بررسى نشده است. به اميد اينكه اين توفيق
شامل حال اين جانب گردد و در سال آينده
شروع به تحقيق اين كتب كنم.
علوم
حديث: در تصحيح يك متن حديثى چه ملاكها،
قواعد و ضرورتهايى وجود دارد؟ ويژگيهاى
تصحيح خوب چيست؟
استاد حسينى: جواب اين سؤال سابقاً
داده شد و عرض كرديم كه براى تصحيح يك متن
حديثى بايد اوّلاً نسخه اصل را كه مقارن با
زمان مؤلف باشد و مقابله نيز شده باشد،
پيدا كرد و حديث را با آن مقابله كرد.
افرادى كه با احاديث رسول اكرم(ص) و ائمه
اطهار(ع) مأنوس هستند صحت و سقم عبارت را
فوراً درك مى كنند. زياده و كم شدن در حديث
امرى ملموس و آشكار است. مطابق بودن متن
حديث با روايات و احاديث مروى دركتب اهل
تسنن و عدم مطابقت با آنها و كيفيت عبارت
و سياق حديث، مفهوم تقيه را بخوبى روشن مى
سازد.
علوم
حديث: لطفاً برخى از متون كهن شايسته پژوهش
و تحقيق را معرفى بفرماييد.
استاد حسينى: متونى كه شايسته پژوهش و
تحقيق اند به نظر اين جانب چنانچه سابقاً
عرض كردم، اصول اربعمأة هفتصد و چهل و
چهار كتاب حديث است كه در اولويّت قرار
دارند و بعد از آنها كتاب القريبين؛ يعنى
غريب قرآن و حديث. اين كتاب نوشته «ابى
عبيد احمد بن محمد بن محمد بن عبدالرحمان
هروى» است كه سال 401هـ. در ماه رجب وفات
يافته است. اين كتاب واژه هاى مشكل قرآن و
حديث را معنى مى كند و به ترتيب حرف الفبا
جمع آورى شده و بسيارى از علماى شيعه از
اين كتاب استفاده كرده اند و به آن
استدلال مى نمايند.
نسخه خطى اين كتاب در كتابخانه ملى تهران
كه وابسته به آستان قدس رضوى است موجود
است. اين نسخه بسيار خوش خط و خوانا است.
علوم
حديث: با تشكر از حضرت عالى كه فرصتى در
اختيار فصلنامه علوم حديث گذاشتيد و به
اميد موفّقيت جناب عالى در پژوهش هاى
قرآنى و حديثى.
استاد حسينى: بنده هم از دوستان و دست
اندركاران مجله علوم حديث نهايت تقدير و
تشكر را دارم. اميدوارم تحت عنايات و
توجيهات ولى عصر(عج) و مقام معظم رهبرى
همه با هم بيشتر در خدمت به قرآن مجيد و
احاديث نبوى و روايات ائمه اطهار(ع) كوشا
باشيم و با جديت تمام در اين راستا انجام
وظيفه بنمائيم. السلام عليكم ورحمه الله
و بركاته.
|