قبل

دفاع بد از حديث

محمّدعلى غلامى

 


127

 سردبيرمحترم مجله علوم حديث
سلام عليكم
مجله خوب و خواندنى شما، از جهاتى جالب، سودمند و ارجمند است.
عناوين مقالات نيز براى كسانى كه در اين زمينه ها مى انديشند، بعضاً ذوق برانگيز است و گاه پرجاذبه.عنوان «دفاع از حديث »از آن مجموعه است.اين بنده در شماره دوم شايد اوّلين مقاله اى را كه به خواندن گرفتم، مقاله ياد شده بود، امّا متاسفانه آن استحكام و استوارى مأمول را درآن نيافتم و….
اكنون مقاله چهارم از آن مجموعه را درپيش روى دارم كه بواقع مصداق روشن «دفاع بد»از حديث است. با اعتذار تمام عرض مى كنم كه نويسنده اين مقاله نشان داده است كه نه «ادب نفس » دارد و نه «ادب بحث »؛اندكى به تعبيرها بنگريد: «به جنگ اسلام مى روند »، «خنده جاهلانه » (حضرت نويسنده اين خنده وچگونگى آن را از كجا كشف كرده اند)، «جهل خويش…»، «كج انديشى ها»، «عقل ناقص »، «هرزگى »، «غرب زدگى »، «آلودگى » و….
كسى كه فرياد بر مى آورد كه كجايند مطهرى ها و...وگويا خود را در چنان جايگاهى مى نگرد،خوب است ابتدا به آنگونه شدن بينديشد و آنگاه….
 


128

آنچه را مؤلف از حضرت زهرا (س ) نقل كرده است و بر آنچه پنداشته دليل گرفته، روشن است كه از تفسير درست سخن بازمانده است، بگذريم كه در مباحثى از اين دست كه «بايد» و «نبايد» را رقم نمى زند، به اين گونه حديثها ـ بر فرض تماميت سند ـ نمى توان استناد كرد.
جناب نويسنده تلاش كرده است ـ كه سعيش مشكور باد ـ و سن حماد را از سيزده سالگى به بيش از سى سالگى رسانده است تا آنگاه فرموده اند: «نبايد تعبير امام بر وضعيت فعلى حماد قابل تطبيق باشد». گمان نمى كنم اگر نويسنده محترم درست معناى كلام خود را تصور مى كرد چنين مى نوشت.
اگرشخص سى ساله و درس نخوانده به محضر ايشان بيايد و وى بدو بگويد «زشت است مرد هفتاد ساله چون تو سواد نداشته باشد»، و آنگاه او بگويد من «سى ساله ام» بگويد بنده چهل سال بعد تو را در نظر رفته بودم!! آنگاه شنونده چه خواهد گفت «ما هكذا، يا سعد تورد الأبل»!
آنگاه نويسنده چون مى نگرد تلاشى عبث بكار بسته مى گويد: «تطبيق جمله… بر شخص حماد… هيچ ضرورتى ندارد. يعنى لزومى ندارد سخن مخاطب خودش را بگيرد!!… از اين افاضات شگفت، نويسنده محترم در ضمن مقاله هاى پيشين نيز داشته است.
بهر حال… شايسته چنان است كه بانيان «مجله علوم حديث» كه نشريه اى است تخصصى و علمى، كه تضارب آرا در صفحات آن بس ضرورى است، درشت گوييها و ناهنجار نويسيها را از صفحات مجله بزدايند و به نوشته هايى بدانگونه مجال نشر ندهند، و يا اين گونه سطور آن را بپيرايند و در فضايى سالم و ميدانى آكنده از «ادب نفس» و «ادب بحث» حقايق نموده شود و حق بر كرسى نشيند.

والسلام