|

|
فصل اوّل جايگاه تبليغ |
|
وجوب تبليغ
قرآن
و شايسته نيست مؤمنان، همگى (براى جهاد) كوچ كنند. پس چرا از هر فرقهاى از آنان، دستهاى كوچ نمىكنند تا (دستهاى بمانند و) در دين، آگاهى پيدا كنند و قوم خود را - وقتى به سوى آنان بازگشتند - ، بيم دهند، باشد كه آنان (از كيفر الهى) بترسند؟
و بايد از ميان شما گروهى (مردم را) به نيكى دعوت كنند و به كار شايسته وا دارند و از زشتى باز دارند، و آنان همان رستگاراناند.
اى پيامبر! آنچه از جانب پروردگارت به سوى تو نازل شده، ابلاغ كن؛و اگر نكنى، پيامش را نرساندهاى؛ و خدا تو را از (گزند) مردم نگاه مىدارد. آرى، خدا گروه كافران را هدايت نمىكند.
پس تذكّر ده كه تو تنها تذكّر دهندهاى.
و پند ده كه مؤمنان را پند، سود دهد.
بگو: «گواهى چه كسى از همه برتر است؟». بگو: «خدا ميان من و شما گواه است، و اين قرآن، به من وحى شده تا به وسيله آن، شما و هر كس را (كه اين پيام به او) برسد، هشدار دهم. آيا واقعاً شما گواهى مىدهيد كه در جنب خدا، خدايان ديگرى است؟». بگو: «من گواهى نمىدهم». بگو: «او تنها معبودى يگانه است، و بىترديد، من از آنچه شريك (او) قرار مىدهيد، بيزارم».
(نوح) گفت: «پروردگارا! من قوم خود را در شب و روز، دعوت كردم».
حديث
1. پيامبر خدا(ص): آگاه باشيد! من اين سخن را تكرار مىكنم: هان! نمازرا به پاى داريد، و زكات را بپردازيد، و امر به معروف و نهى از منكركنيد. بدانيد كه اساس امر به معروف و نهى از منكر، آن است كه به سخن من بينجامد و آن (سخن) را به كسى كه حاضر نيست، برسانيد و او را به پذيرش آن، فرمان دهيد و از مخالفتش بازداريد كه آن، فرمانى از جانب خداوند و من است.
2. امام على(ع): خداوند سبحان از ميان فرزندانش (فرزندان آدم(ع»
پيامبران را برگزيد، و از آنان بر وحى پيمان گرفت، و امانت تبليغ رسالت را به آنان سپرد.
3. امام على(ع): برادرت را براى هدايتش يارى رسان.
اهمّيت تبليغ
4. ارشاد القلوب: منقول است كه داوود(ع) به تنهايى به صحرا رفت. خداوند به او وحى فرستاد: «اى داوود! چرا تو را تنها مىبينم؟». داوود گفت: «خدايا! اشتياق من به ديدار تو زياد شده و خلقِ تو ميان من و تو فاصله انداخته است». خداوند به او وحى فرستاد: «به سوى مردم بازگرد كه اگر بنده گريزپايى را نزدم آورى، نام تو را در لوح به زيبايى ثبت خواهم كرد».
5. رسول خدا(ص): اى على! اگر خداوند به دستان تو انسانى را هدايت كند، از آنچه خورشيد بر آن تابيده براى تو بهتر است.
6. المطالب العالية - به نقل از عبدالرحمان بن عائذ -: هرگاه پيامبر(ص) دستهاى را گسيل مىداشت (به آنان) مىفرمود: «با مردم، الفت بگيريد و به آنان فرصت دهيد، و تا آنان را (به اسلام) فرا نخواندهايد، بر آنان هجوم نياوريد كه بر روى زمين، هيچ خانواده روستانشين يا چادرنشين نيست، مگر آن كه
آنان را مسلمان پيش من آوريد، برايم دوست داشتنىتر از آن است كه مردانشان را بكشيد و زنانشان را نزد من آوريد».
7. امام على(ع): هنگامى كه رسول خدا مرا به سوى يمن روانه ساخت، فرمود: «اى على! با هيچ كس پيش از آن كه او را به اسلام فراخوانى، جنگ مكن. سوگند به خدا، اگر خداوند به دستان تو انسانى را هدايت كند، از آنچه خورشيد بر آن طلوع و غروب كرده، برايت بهتر است و ولاى او با توست، اى على!».
8. امام على(ع): پنددهى بهترين هديه است.
9. امام على(ع): هر كس تو را موعظه كند، به تو نيكى كرده است.
10. امام على(ع) - در حكمتهاى منسوب به ايشان -: «هر صاحب چشمى نمىبيند، و هر صاحب گوشى نمىشنود. پس به صاحبان عقلهاى بيمارو خِرَدهاى سرگردان، علوم را صدقه دهيد كه بالاترين صدقههاى شما همين است». آن گاه اين آيه را تلاوت نمود: «كسانى كه نشانههاى روشن و رهنمودى را كه فرو فرستادهايم، بعد از آن كه آن را براى مردم در كتاب توضيح دادهايم، نهفته مىدارند، خدا آنان را لعنت كند، و لعنت كنندگان، لعنتشان مىكنند».
زنده كردن مردم
قرآن
اى كسانى كه ايمان آوردهايد! چون خدا و رسول، شما را به چيزى فراخواندند كه به شما حيات مىبخشد، آنان را اجابت كنيد.
از اين رو بر فرزندان اسرائيل، مقدّر داشتيم كه هر كس كسى را جز به قصاص قتل يا (به كيفر) فسادى در زمين بكشد، چنان است كه گويى همه مردم را كشته باشد، و هر كس كسى را زنده بدارد، چنان است كه گويى تمام مردم را زنده داشته است؛ و قطعاً پيامبران ما دلايل آشكار براى آنان آوردند.(با اين همه) پس از آن، بسيارى از ايشان در زمين، زيادهروى مىكنند.
حديث
11. امام على(ع) - در مناظرهاش با شخصى ملحد -: «از اين رو، بر فرزندان اسرائيل، مقدّر داشتيم كه هر كس كسى را جز به قصاص قتل يا (به كيفر) فسادى در زمين بكُشد، چنان است كه گويى همه مردم را كشته باشد، و هر كس كسى را زنده بدارد،چنان است كه گويىتمام مردم را زنده كرده است».
زنده كردن در اينجا تأويلى باطنى دارد كه غير از ظاهر آن است و آن، «مَن هَداها» است (و زنده كردن به معناى هدايت كردن است)؛ زيرا هدايت، زندگانى ابدى است و كسى را كه خداوند زنده ناميده، هرگز نمىميرد. تنها خداوند او را از خانه رنج و محنت به خانه راحت و لطف، انتقال مىدهد.
12. ابو بصير - به نقل از امام باقر(ع) -: از امام (تفسير اين آيه را) پرسيدم:«و هر كس كسى را زنده بدارد، چنان است كه گويى تمام مردم را زنده بدارد». فرمود: «يعنى كسى كه بخواهد او را از كفر به ايمان ببرد».
13. الكافى - به نقل از فضيل بن يسار -: به امام باقر(ع) اين سخن خداوند در قرآن را گفتم: «و هر كس كسى را زنده بدارد، چنان است كه گويى تمام مردم را زنده بدارد». فرمود: «يعنى او را از آتش يا غرق شدن نجات دهد». گفتم: (و يا) آن كس كه او را از گمراهى به سوى هدايت آورد؟ فرمود: «اين، بالاترين تأويل آن است».
14. امام عسكرى(ع): حسين بن على(ع) به مردى گفت: «كدام يك از اين دو كار، نزد تو محبوبتر است: مردى مىخواهد مستمند ناتوانى را به قتل برساند. آيا تو او را از دست آن مرد، رها مىسازى؟ يا مرد ناصبىاى كه مىخواهد ناتوانى از ناتوانان شيعيان ما را گمراه سازد، و تو باب استدلال به برهانهاى الهى را بر او مىگشايى تا جلوى گمراه ساختن او را بگيرد و او را مجاب سازد و درهم شكند؟». مرد پاسخ داد: بلكه نجات دادن اين مؤمن ناتوان از دست اين ناصبى؛ چرا كه خداوند متعال مىفرمايد: «و هر كس كسى را زنده بدارد، چنان است كه گويى تمام مردم را زنده بدارد»؛ (يعنى) هر كس كسى را زنده كند و از كفر به سوى ايمان رهنمونش سازد، گويا همه مردم را پيش از آن كه آنان را با شمشيرهاى آهنين بكشد، زنده كرده است.
يارى كردن خداوند
قرآن
اى كسانى كه ايمان آوردهايد! اگر خدا را يارى كنيد، ياريتان مىكندو گامهايتان را استوار مىدارد.
اى كسانى كه ايمان آوردهايد! ياران خدا باشيد، همان گونه كه عيسى بن
مريم به حواريان گفت: «ياران من در راه خدا چه كسانىاند؟». حواريان گفتند: «ما ياران خداييم». پس طايفهاى از بنى اسرائيل ايمان آوردندو طايفهاى كفر ورزيدند، و كسانى را كه گرويده بودند، بر دشمنانشان يارى كرديم تا چيره شدند.
ر. ك: آل عمران، آيه 52 .
حديث
15. رسول خدا(ص): خداوند، هيچ پيامبرى را پيش از من در ميان امّتى برنينگيخت، مگر آن كه از ميان امّتش حواريان و يارانى داشت كه به سنّت او عمل كردند و به فرمان او اقتدا مىكردند. امّا پس از آنان، جانشينانى به جاى ايشان نشستند كه آنچه را انجام نمىدهند مىگويند، و بدانچه فرمان نداشتند، عمل مىكنند. هركس با آنان با دست خود جهاد كند، مؤمن است، و هر كس با آنان با زبان يا قلبش جهاد كند، مؤمن است؛ و كمتر از اين به اندازه دانه خَردَل، ايمانى نيست.
16. امام على(ع): خدا را با قلب، زبان و دستت يارى كن؛ زيرا خداوند سبحان، يارى آن كس كه او را يارى رساند، بر عهده گرفته است.
17. امام باقر(ع): هر كس ما را با زبانش عليه دشمنان ما يارى رساند، خداوند در هنگام حضور در پيشگاهش، زبان او را براى بيان عذر، گويا مىسازد.
ر.ك: ميزان الحكمة، باب 2699 (كمترين مراتب نهى از منكر).