|
1
ـ پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله :
نماز، نور است.
2 ـ نماز، نور مؤمن است،
نماز نورى از خداوند است.
3 ـ نماز انسان، نورى در
دل اوست. پس هر كس مى خواهد، دلش را
نورانى كند.
4 ـ نماز، دليل روشن و
آشكارى است.
5 ـ نماز پشت سر نماز
بدون كار بيهوده در ميانشان، در علّيين
نوشته شود.
6 ـ آگاه باشيد كه نماز،
خوراك مهمانى خداوند در زمين است كه
براى شايستگان رحمتش در هر روز پنج
مرتبه، آماده و گوارايش مى سازد.
7 ـ هر چيز را زينتى است
و زينت اسلام، نمازهاى پنجگانه است و هر
چيز پايه اى دارد و پايه مؤمن، نماز است
و براى هر چيز، چراغى است و چراغ دل مؤمن
، نمازهاى پنجگانه است.
8 ـ خداوند جلّ جلاله
چيزى برتر از توحيد و نماز را واجب نمى
كند و اگر چيزى برتر بود، آن را بر
فرشتگانش واجب مى كرد كه برخى در ركوع و
برخى ديگر در سجودند.
9 ـ نماز، از دستورات
دين و در آن، خشنودى پروردگار جلّ جلاله
نهفته و راه روشن پيامبران است.
10 ـ دينى كه ركوع و سجود
در آن نباشد، هيچ خيرى ندارد.
11 ـ خداوند متعال فرموده
است: نماز را بين خود و بنده ام دو
نيمه كرده ام و آنچه بخواهد به او مى دهم.
پس هنگامى كه بنده مى گويد: الحمد
لله ربّ العالمين خداوند متعال مى
گويد: بنده ام مرا ستود. و هنگامى كه گفت:
الرحمن الرحيم خداوند متعال مى گويد:
بنده ام مرا ستايش كرد و هنگامى كه گفت: مالك
يوم الدين مى گويد: بنده ام مرا بزرگ
داشت (يك بار فرمود: بنده ام [ امرش را ] به
من واگذارد) و هنگامى كه گفت: ايّاك
نعبد و ايّاك نستعين مى گويد: اين
ميان من و بنده ام مى باشد و آنچه خواست
به او مى دهم. پس هنگامى كه گفت:
اهدنا الصراط المستقيم مى گويد: اين
براى بنده ام مى باشد و آنچه خواست به او
مى هم[1].
فائده:
صاحب كتاب بزرگ جواهر الكلام فى شرح
شرائع الاسلام پس از نقل روايتهايى در
فضيلت نماز مى گويد: اين فضيلت، اختصاص
به نمازهاى پنجگانه واجب ندارد، گرچه
برخى خبرها مخصوص به آن هاست. بلكه گفته
مى شود منظور هر روايتى كه واژه صلاة
دارد آن ها هستند؛ چون معروف و رايج بوده
و جز آن ها نماز ديگرى را از بنده نمى
خواهند؛ امّا دقّت در آنچه از پيشوايان
رسيده كه برخى صراحت هم دارند حكم مى كند
در اين فضيلت، ميان واجب و مستحب فرقى
نگذاريم و هر دو را بهترين كار بدانيم .
(1)
در نقل تفسير تبيان چنين آمده است: «بنده
ام مرا بزرگ داشت. سپس فرمود: اين براى من
و بقيه براى اوست».
|