|
قرآن:
«نماز را براى ياد من، بپا دار.»
1 ـ پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله :
نماز واجب شده است ... براى بر پا داشتن
ياد خدا.
2 ـ امام علىّ عليه السّلام : خداوند
ايمان را جهت پاك كردن از شرك، و نماز را
براى دورى از كبر واجب كرد.
3 ـ هشام بن الحكم: از
امام صادق پرسيدم: با اينكه نماز مردم را
از كار و زندگى باز مى دارد و تن هايشان
را خسته مى كند، چرا واجب شده است؟ امام
فرمود: در آن، علتهايى نهفته است. اگر
مردم بدون هيچ آگاهى و يادآورى از
پيامبر اكرم رها شوند و تنها به همان
رسالت نخستين و حضور قرآن در ميان آنان
بسنده شود، مانند امتهاى پيشين مى گردند
كه به دين گرويدند و كتابهايى هم نوشتند
و مردم را به دين خود فراخواندند و حتى
براى آن جنگيدند، امّا با رفتنشان،
دينشان هم رفت و اثرى از آنان باقى نماند.
حال آنكه خداوند تبارك و تعالى خواست كه
مردم حضرت محمّد صلّى الله عليه و آله را
از ياد نبرند. از اين رو نماز را بر آنان
واجب كرد تا او را هر روز، پنج بار ياد
كنند و نام [ مباركش ] را بر زبان آورند و
به نماز و ياد خدا فرمان داده شدند، تا
غافل نگردند و او را فراموش نكنند مبادا
يادش از خاطرها برود .
4 ـ امام رضا عليه السّلام : حكمت
نماز ، اقرار به ربوبيت خداوند جلّ
جلاله و شريك نگرفتن براى اوست. ايستادن
در پيشگاه جبروت الهى ، با خوارى و
بيچارگى، افتادگى و اعتراف و درخواست
بخشش گناهان گذشته است. صورت نهادن بر
خاك در هر روز براى بزرگداشت خداوند جلّ
جلاله است، تا به ياد او ـ نه فراموشكار
و گردنكش كه ـ فروتن و خوار و خواهان و
مشتاق فزونى دين و دنياى خود باشد. افزون
بر اين ها، نماز، ذكر خداوند جلّ جلاله و
دوام آن در شب و روز است تا بنده، مالك و
مدبّر و آفريدگارش را از ياد نبرد و گرنه
سركشى و طغيان مى كند و اين در ياد كردن
پروردگار جلّ جلاله و ايستادن در
پيشگاهش نهفته است، كه او را از سرپيچى
نهى مى كند و از انواع فساد باز مى دارد.
5 ـ در تبيين حكمت نماز ـ :
اطاعتى است كه [ خدا ] آنان را بدان امر
كرده و آيينى است كه بر آن وادارشان
ساخته است . در نماز بزرگداشت و
گراميداشت خداوند و فروتنى بنده هنگام
سجده است و اقرار به اينكه بالاتر از او
، پروردگارى است كه به عبادتش مى پردازد
و برايش سجده مى كند.
|