قرينه هشتم: مدينةالنبى, شهرى كه حرمت آن ناديده گرفته شد
مدينةالنبى(ص), شهر رسول خدا(ص) و پايگاه نخستين اسلام, همواره در چشم مسلمانان جهان از ارج و منزلت ويژه اى برخوردار بوده است. شخص رسول گرامى اسلام(ص) نيز عنايت خاصّى به اين شهر و مردم آن(يارى دهندگان پيامبر) داشته, در مناسبتهاى مختلف, بر امنيت مدينه و حفظ حرمت ساكنان آن, سفارش و تاكيد نموده اند; از آن جمله اند:
1ـ ابن خلاد از رسول خدا(ص) نقل مى كند:
من اخاف اهل المدينة اخافه اللّه و عليه لعنة اللّه والملائكة والناس اجمعين.1
2ـ جابربن عبداللّه از رسول خدا(ص) نقل مى كند:
من اخاف اهل المدينة فقد اخاف ما بين جنبىّ2; هر كه مردم مدينه را بترساند, تحقيقا مرا ترسانده است.
3ـ عبداللّه بن عمر از رسول خدا(ص) نقل مى كند:
من آذى اهل المدينة آذاه اللّه و عليه لعنة اللّه والملائكة والناس اجمعين.3
4ـ عبادة بن صامت از رسول خدا(ص) نقل مى كند:
اللهم من ظلم اهل المدينة واخافهم فاخفه و عليه لعنةاللّه والملائكة والناس اجمعين, لا يقبل منه صرف و لاعدل.4
ملاحظه گرديد كه رسول گرامى اسلام(ص) با چند بيان و دعا, تصريح نموده اند: هر كس ,مردم مدينه را بترساند, خداوند او را خواهد ترساند و لعنت خدا, فرشتگان و همه مردم, بر چنين فردى باد! هركس مردم مدينه را بترساند, مرا ترسانده است.
هر كس, مردم مدينه را بيازارد, خداوند او را عذاب خواهد نمود و لعنت خدا, فرشتگان و مردم بر او باد! خداوندا, هر كس بر مردم مدينه ظلم كرد و آنان را ترساند, بترسانش! و لعنت خدا, ملائكه و همه مردم بر او باد و از اوهيچ عبادتى پذيرفته نيست.
اكنون آيا كسانى مانند معاويه و فرزندش يزيد كه سفارش هاى رسول خدا(ص) را
ناديده گرفته اند, مى توانند جانشين پيامبر(ص) باشند؟
معاويه, نخست در سال چهل هجرى و در عهد خلافت على(ع), بسربن ارطاة را در راس سپاهى به مدينه فرستاد تا از مردم مدينه براى او بيعت بگيرد. بسر, مردم را تهديد به قتل نمود و جمع كثيرى از آنان را نيز به قتل رساند و بدين وسيله مردم مدينه را وادار ساخت تا با معاويه بيعت كنند.5
و بار دوم, در سال 50 و 51 هجرى, به هنگام بيعت گرفتن براى يزيد, به تهديد و ارعاب مردم مدينه پرداخت و به زور از آنان بيعت گرفت.6
يزيد نيز در سال 63 هجرى و در جريان(واقعه حرّه), به حرم پيامبر(ص) لشكر كشيد
و مردم مدينه را مورد آزار و اذيّت قرار داد و عده كثيرى از آنان را به قتل رسانيد و ناموس آنان را هتك نمود, تا آنجا كه به نوشته سيوطى, هزار دختر باكره, بكارت خود را از دست دادند.7
در واقعه(حرّه) افزون بر مردم عادى, جمعى از صحابه و ياران رسول خدا(ص) و نيز(ام سلمه) همسر آن حضرت, كشته شدند.8
قابل ذكر است كه پس از حادثه(حرّه) و در زمان حاكميت ساير حاكمان اموى و عباسى نيز, همواره مردم مدينه, تحت ستم آنان قرار داشته اند.
حال, آيا كسى كه مورد لعن خدا, پيامبر, فرشتگان و مردم قرار دارد, مى توان او را جانشين رسول خدا(ص) دانست؟ كسى كه اعمالش موجب شد تا خداوند به سرعت طومار زندگى او را درهم پيچد؟
رسول خدا(ص) سالها پيش از بروز اين حوادث, فرموده بود:
من اراد اهل المدينة بسوء, اذابه اللّه كما يذوب الملح فى الماء.9
به راستى, چقدر تفاوت است ميان ابن حجر و قاضى عياض كه يزيد را جزو خلفاى پيامبر(ص) به شمار آورده اند و سيوطى كه با صراحت تمام, يزيد و همدستانش را لعن مى كند!10

1.المعجم الكبير, طبرانى, داراحياءالتراث, ج7, ص;143 تاريخ الخلفاء, سيوطى, دارالقلم, ص;233 مجمع الزوائد, هيثمى, دارالفكر, ج3, ص659
2. مجمع الزوائد, ج3, ص;658 كنزالعمال, متقى هندى, الرسالة, ج12, ص;237 مسند احمدبن حنبل, ج3, ص354, 393
3. مجمع الزوائد, ج3, ص;659 كنزالعمال, ج12, ص237
4. مجمع الزوائد, چاپ دارالفكر, ج3, ص658(با تصريح به صحت حديث).براى موارد ديگر رجوع شود به روايت ديگرى از سائب بن خلاد در: مسند احمدبن حنبل, ج4, ص55 و ;56 المعجم الكبير, ج7, ص;144 حليةالاولياء, ابونعيم, دارالكتب العلمية, ج1, ص;372 و نيز روايت ديگرى از جابربن عبداللّه در: التاريخ الكبير, بخارى, دارالفكر, ج1, ص117 و ج3, ص;186 حليةالاولياء, ج1, ص;372 كنزالعمال, ج12, ص;237 الترغيب والترهيب, منذرى, چاپ حلبى, ج2, ص;232 مجمع الزوائد, چاپ قدسى, ج3, ص306. به غيراز موارد پيش گفته, احاديث فراوان ديگرى از رسول خدا(ص) نقل شده است.
5. مروج الذهب, مسعودى, دارالمعرفة, ج3, ص30 و 31
6و7و8. تاريخ الخلفاء, ص219, 233 و 234
9. مجمع الزوائد, دارالفكر, ج3, ص657( با تصريح به صحت حديث); كنزالعمال, ج12, ص;238 صحيح مسلم, دارالفكر, ج2, ص1008(كتاب حج, باب 89, حديث 494); سنن ابن ماجه, داراحياء التراث, ج2, ص1039, ح;3114 مسند احمدبن حنبل, ج2, ص;357 التاريخ الكبير, ج1, ص238
10. تاريخ الخلفاء, سيوطى, بيروت, دارالعلم, ص 231