قرينه سوم: آخرين جانشين رسول خدا(ص) مهدى(عج) است.
سومين قرينه اين بحث, احاديثى است كه در برخى از آنها به اشاره و در برخى
ديگر بصراحت از حضرت مهدى(عج) به عنوان
آخرين خليفه رسول خدا(ص) ياد شده است كه شمار زيادى از اين گونه احاديث را در
منابع اهل سنت مى توان يافت. اين احاديث نيز گوياى اين حقيقت است كه دوران خلافت
خلفاى رسول خدا(ص) هنوز پايان نپذيرفته است. به عنوان نمونه:
الف ـ ابى داود در سنن خود از على(ع) از رسول خدا(ص) نقل مى كند كه فرمود:
لو لم يبق من الدهر الا يوم لبعث اللّه رجلاً من اهل بيتى
يملاها عدلاً كما ملئت جوراً.1
اين حديث دلالت دارد بر اينكه در آخر الزمان مردى از اهل بيت پيامبر بر انگيخته خواهد
شد, و نيز دلالت مى كند بر اينكه او به حكومت و خلافت خواهد رسيد;چرا كه خالى كردن
جهان از ظلم و جور و پر كردن آن از قسط و عدل, تنها در سايه حكومت مقتدر و فراگير
امكان پذير است.
ب ـ نيز ابو داود در حديث ديگرى از پيامبر اكرم(ص) نقل مى كند:
لو لم يبق من الدنيا الا يوم لطولّ اللّه ذلك اليوم حتى يبعث
فيه رجلاً من اهل بيتى, يواطئ اسمه اسمى, واسم ابيه اسم ابى, يملا الارض قسطاً
وعدلاً كما ملئت ظلماً وجوراً.2
مفهوم حديث پيشين با صراحت بيشترى از اين حديث استفاده مى شود.
نيز, از جمله حتى يبعث فيه رجلاً ..., كه در هر دو حديث پيشين آمده بود, استفاده
مى شود كه بر انگيختن چنين فردى, از سوى خداوند صورت مى پذيرد, نه از سوى مردم.
اين مطلب تاييدى است بر ديدگاه تشيع در مسئله تعيين امام و جانشين رسول خدا(ص)
كه بايد از سوى خداوند انجام گيرد نه توسط مردم. همچنين
جمله لو لم يبق من الدنيا
در اين حديث بر حتميّت وقوع چنين اتفاقى دلالت دارد.
ج ـ ابن ماجه نيز در سنن خود در اين باره احاديث متعددى از رسول خدا(ص) نقل كرده;
از جمله اين حديث:
... فاذا رايتموه فبايعوه ولو حبواً على الثلج. فانه خليفة الله المهدى.3
رسول گرامى در اين حديث دستور داده اند كه هرگاه مهدى(ع) را ديديد با او بيعت كنيد,
اگر چه اين بيعت با دشواريهايى همراه باشد, چرا كه مهدى خليفه خداست.
د ـ نيز ابن ماجه از رسول خدا(ص) نقل مى كند:
يخرج ناس من المشرق فيوطّئون للمهدى, يعنى سلطانه40; مردمى از
مشرق سر بر مى آورند و زمينه هاى حكومت مهدى(ع) را فراهم مى سازند.
ه_ ترمذى در سنن خود از رسول خدا(ص) نقل مى كند:
لانذهب الدين حتى يملك العرب رجل من اهل بيتى يواطئ اسمه
اسمى4; دنيا به پايان نخواهد رسيد, مگر آنكه مردى از اهل بيت من برعرب حكومت كند
كه نامش همانند نام من است.
در دو حديث فوق به مسئله حكومت آن حضرت در آخر الزمان تصريح شده است.
و ـ مسلم در صحيح خود از رسول خدا(ص) چنين نقل مى كند:
يكون فى آخر امتى خليفة يحثى المال حثياً لايعدّه عدد5; در
پايان امتم خليفه اى خواهد بود كه اموال رامى بخشد بدون آنكه آن را به حساب و
شماره در آورد.
راوى مى گويد: از ابى نضره و ابى العلاء پرسيدم به نظر شما اين خليفه عمر بن عبدالعزيز
نيست؟ گفتند: نه.
ز ـ مسلم در حديث
ديگرى از رسول خدا(ص) نقل مى كند:
من خلفائكم خليفة يحثوا المال حثياً لايعده عدداً.6
در اين حديث تصرح شده است كه خليفه آخر الزمان كه سخاوتمندانه, و در عين حال, عادلانه,
به بذل و بخشش اموال مى پردازد, يكى از خلفاست. بنابراين, وى يكى از مصاديق خلفاى
دوازده گانه رسول خدا(ص) است, و چنانكه اشاره شد دوران خلافت او نه در قرن اول و
دوم هجرى, بلكه در آخر الزمان خواهد بود. از همين جا مى توان نتيجه گرفت كه
مهدى(عج) دوازدهمين جانشين رسول خداست. بى گمان افرادى مانند سيوطى7 كه حضرت
مهدى(عج) را خليفه منتظر و از جانشينان رسول خدا به شمار آورده اند, تحت تاثير احاديثى,
از ايندست بوده اند.
ح ـ على(ع) از رسول
خدا(ص) نقل مى كند:
المهدى منا يُختم الدين به كما فتح بنا.8
نتيجه آنكه دوران خلافت خلفاى رسولخدا(ص), چنانكه دانشمندان اهل سنت پنداشته اند,
در اوايل قرن دوم هجرى پايان نيافته, بلكه آن گونه كه در احاديث نبوى آمده, پايان
آن باخلافت حضرت مهدى(ع) و در آخر الزمان خواهد بود. همچنين, اين حقيقت روشن مى
شود كه توجيهات دانشمندان اهل سنت در مورد خلفا, در تباين آشكار
با احاديث رسول اكرم(ص) است.
1. سنن ابى داوود, ج4, كتاب المهدى; الحاوى للفتاوى, سيوطى, دارالكتاب العربى, ج2,
ص;215 كنزالعمال, حيث 3865
2 . سنن ابى داوود, ج4, كتاب المهدى, ص;106 معجم الكبير, ج10, ص;166 كنز العمال,
حديث ;38676 الحاوى للفتاوى, ج2, ص;215مسند احمد بن حنبل, ج1, ص;99 درّالمنثور,
سيوطى, چاپ اسلاميه, ج6, ص;58 سنن ابن ماجه, ج2, كتاب الفتن, باب34
3 . سنن ابن ماجه, ج2, كتاب الفتن, باب 34
4 . همان.
5 . سنن الترمذى, كتاب الفتن, باب ;52 مسند احمد بن حنبل, ج1, ص377, ;430 حلية
الاولياء, ابونعيم, ج5, ص;75 كنز العمال, حديث 38655
6 . صحيح مسلم, كتاب الفتن, حديث 68, ;69 المستدرك على الصحيحين, ج4, ص;454 كنز
العمال, حديث 38659
7 . صحيح مسلم, كتاب الفتن, حديث 68
8 . تاريخ الخلفاء, ص12
9 . كشف الخلفاء و مزيل الالباس, عجلونى, مؤسسة الرسالة, ج2, ص380