قرينه دوم: عزّت و سربلندىِ اسلام وامدار وجود خلفاى دوازده گانه است.
در بررسى رواياتى كه خلفاى رسول خدا(ص) را دوازده تن معرفى مى كند, به مفاهيم مهمى بر مى خوريم كه با توجيهات دانشمندان اهل سنت به هيچ وجه سازگارى ندارد.
اين سلسله از روايات تنها بر ديدگاه تشيع در مورد جانشينان رسول خدا(ص) قابل تطبيق است. از جمله, در پاره اى از روايات, عزت و ارجمندى اسلام, وامدار وجود خلفاى دوازده گانه قرار داده شده است:
لايزال الاسلام عزيزاً الى اثنى عشر خليفة.1
در پاره اى ديگر از روايات, استوارىِ دين وامدار وجود خلفاى دوازده گانه رسول خدا(ص) دانسته شده است:
لايزال الدين قائماً حتى يكون اثنا عشر خليفة.2
در شمارى از روايات اين باب, امر خلافت اسلامى در طى دوران خلافت خلفاى دوازده گانه, صالح و قائم به قسط و عدل معرفى شده و چنانكه مى دانيم ـ و پس از اين نيز خواهد آمد ـ اكثر كسانى كه اهل سنت آنان را به عنوان خلفاى رسول خدا معرفى كرده اند, افراد فاسد و ستمگرى بوده اند:
لايزال امر امتى صالحاً حتى يمضى اثنا عشر خليفة. 3
در تعدادى از روايات نيز از عزت خلافت سخن به ميان آمده است, وچنانكه مى دانيم حكومت حاكمان اموى و عباسى با ستم و حق كشى آميخته است و چنين حكومتى به طور طبيعى عزيز نخواهد بود!
لايزال هذا الامر عزيزاً حتى يكون اثنا عشرخليفة كلهم من قريش.4
حال اگر چنانكه دانشمندان اهل سنت گفته اند, بپذيريم كه خلفاى دوازده گانه تا حدود سال 132 هجرى يا اندكى پس از آن, خلافت كرده و دوران خلافت هر دوازده نفرشان پايان يافته است ـ چنانكه از عبدالله بن عمر, و قاضى عياض و ابن حجر و... نقل شده ـ در اين صورت لازمه چنين اعتقادى براساس مفاد احاديث فوق, اين سخن فاسد خواهد بود كه پس از اتمام دوران خلافت دوازد نفر معرفى شده, دين محمد(ص),دوام و قوام و عزت خويش را از دست داده است; سپس بايد بپذيريم كه دوران خلافت خلفاى دوازده گانه رسول خدا(ص) هنوز پايان نيافته است و استمرار دارد. قبول اين نظر با توجيهات عبدالله بن عمر و دانشمندان اهل سنت كه مى گفتند دوران خلافت خلفاى دوازده گانه رسول اكرم(ص) در اوايل سده دوم هجرى پايان يافته, ناسازگار است.

1. صحيح مسلم, كتاب الامارة, باب 1, شماره;7 مسند احمد بن حنبل, ج5, ص90, 100, ;106 كنزل العمال, حديث ;33851 فتح البارى, ج13, ص;211 معجم الكبير, چاپ عراق, ج2, ص214
2. معجم الكبير, چاپ عراق, ج2, ص;218 صحيح مسلم, كتاب الامارة, باب 1, شماره ;10 كنز العمال, حديث ;33855 مسند احمد بن حنبل, ج5,ص;86 دلائل النبوة, ج6, ص;324 البداية والنهاية, ج6, ص;220 سنن ابى داوود, كتاب المهدى.
3. المستدرك على الصحيحين, ج3, ص;618 مجمع الزوائد و منبع الفرائد, هيثمى, چاپ قدسى, ج5, ص;190 كنز العمال, حديث ;33849 فتح البارى, ج13, ص;211 تاريخ الكبير, ج8,ص;411 اتحاف السادة المتقين, زبيدى, دارالفكر, ج7, ص;489 معجم الكبير, ج2, ص216 و 236
4. البداية والنهاية, ج1, ص;153 تاريخ الخلفاء, ص10