پرینت  ارسال به   مشخصات
تعداد بازدید : 2039
 

جریان‌شناسی غلو و غالیان در رجال نجاشی

جریان شناسی غلو و غالیان در رجال نجاشی (م ۴۵۰ ق)

جریان شناسی غلو و غالیان در رجال نجاشی (م ۴۵۰ ق)

محمد تقی دیاری بیدگلی

منبع: مجله مقالات و بررسیها، دفتر ۷۷ (۱) علوم قرآن، بهار و تابستان ۸۴، ص ۴۷ ـ ۶۶


چکیده
۱ـ طرح مسأله
۲ـ مفهوم شناسی و پیشینـﮥ جریان غلو
۳ـ غلو و غالیان در رجال نجاشی (ره)
۴ـ بررسی و تحلیل
۵ . ردّیه نگاری علیه غالیان
نتیجه
کتابشناسی
پی نوشت ها

چکیده
پدیدۀ غلو و غالی‌گری از جمله پدیده‌هایی است که از دیرباز به عنوان آسیبی جدی و ویرانگر، پیکره و جوهرۀ آیین الاهی را تهدید به نابودی و یا انحراف می‌‌کرده است. از این‌رو، رجال شناسان همواره در جهت شناسایی راویان اقوال ائمـﮥ اطهار علیهم السلام و آشکار ساختن کج‌ اندیشی‌ها و کژروی‌های اعتقادی و موجبات ضعف آنان به ویژه غالیان و متهمان به غلو کوشیده‌اند. در این نوشتار، تلاش شده است تا ضمن تبیین دیدگاه احمد بن علی نجاشی (م ۴۵۰ ق)، رجال‌شناس مشهور شیعه دربارۀ جریان غلو و غالی‌گری، متهمان به غلو در رجال نجاشی، شناسایی و ملاک‌ها و نیز میزان اثرپذیری وی از اندیشه‌های مشایخ رجالی در تضعیف و یا توثیق این دسته از راویان مورد بررسی و ارزیابی قرار گیرد.
کلید واژه‌ها غلو، غالیان، دروغ پردازی و جعل حدیث، فهرست اسماء نصفی شیعه (رجال النجاشی)، احمد بن علی نجاشی، ابن غضائری، قمیون.
۱ـ طرح مسأله
از جمله جریان‌های انحرافی در تاریخ اسلام و شیعه، پیدایش اندیشـﮥ خطرناک غلو و غالی‌گریست. از منظر قرآن کریم، این اندیشه ریشه در اعتقادات و فرهنگ یهودی و مسیحی دارد. قرآن کریم می‌فرماید: یهودیان عزیر را پسر خدا پنداشتند همچنانکه مسیحیان عیسی را (توبه / ۳۰). قرآن همچنین در دو موضع، آشکارا اهل کتاب را از غلو و افراط گرایی و گزافه‌گویی در دین برحذر داشته است (نساء / ۱۷۱؛ مائده / ۷۷). در روایات رسیده است که رسول خدا صلی الله عليه و آله و سلم، خطر غلو در دین را یادآور شده از مردم خواست تا از آن بپرهیزند (نک: احمدبن حنبل، ۱ / ۴۲۱؛ حر عاملی، ۱ / ۴۲۶، ح ۱۴). امیر مؤمنان علیه السلام نیز دو گروه را از هلاک شدگان معرفی کرده‌اند: ۱. دوست غالی (تندرو) ۲. دشمن قالی (کینه توز) (نهج‌البلاغه، حکمت ۱۷). دیگر معصومان علیهم السلام نیز در عصر خویش، ضمن شناسایی سیمای غلات، خطر آنان را به شیعیان گوشزد کرده و آشکارا از آنان بی‌زاری جسته‌اند. بدین ترتیب، ضرورت شناخت اندیشه‌های غلوآمیز و جریان غالی‌گری و پیش‌گیری از توسعه و ترویج آن و مقابله با انحرافات اعتقادی امری است اجتناب ناپذیر؛ چرا که اینان، در مسیر جعل حدیث، تخریب و تباه‌سازی عقاید اسلامی و شبهه افکنی دربارۀ پیشوایان معصوم دینی علیهم السلام، نقش مؤثری داشته‌اند (نک: مجلسی، ۲۵ / ۲۶۵ به بعد؛ طوسی، اختیار معرفه الرجال، رقم‌های ۴۰۲، ۵۱۲، ۵۲۱، ۵۲۷، ۵۳۰، ۵۳۲، ۵۴۱، ۵۴۷، ۵۵۱، ۵۸۸، ۹۹۴ ـ ۹۹۷ و ...).
نگارنده در این نوشتار بر آنست که جریان غلو و غالیان را در رجال نجاشی بررسی و تحلیل کند؛ پرسش‌هایی که در آغاز تحقیق در پی پاسخ آنها هستیم عبارتند از اینکه:
چه تعداد از راویان در رجال نجاشی به عنوان غالی و یا متهم به غلو معرفی شده‌اند؟
آیا نجاشی، راویان غالی و یا متهم به غلو را تضعیف کرده و یا توثیق؟
ملاک نجاشی در تضعیف و یا توثیق راویان غالی و متهم به غلو چه بوده و آیا در این باره متأثر از اندیشه‌های رجالی استادش غضائری و یا دیگران بوده است؟
۲ ـ مفهوم شناسی و پیشینـﮥ جریان غلو
غلو در لغت به معنی افراط و تجاوز از حد و خروج از قصد و اعتدال است (راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن؛ ابن فارسی، معجم مقائیس اللغه؛ ابن اثیر، النهایه، مادۀ غلو). اما در اصطلاح علم کلام، غلات و غالیه، نامی است فراگیر برای همـﮥ فرقه‌هایی که در حق پیامبر اکرم صلی الله عليه و آله و سلم یا ائمه اطهار علیهم السلام به ویژه علی بن ابیطالب علیه السلام غلو کرده و به ایشان مقام الوهیت داده‌اند (نک: ولوی، ۶۶؛ سبحانی، کلیات فی علم الرجال، ۴۱۷).
دربارۀ پیشینـﮥ تاریخی جریان غلو و غالیان در اسلام، ابو عمرو کشی در رجال خود روایاتی از امام سجاد علیه السلام، امام باقر علیه السلام و امام صادق علیه السلام نقل کرده که بنابر آنها بنیانگذار این جریان در اسلام، شخصی است به نام «عبدالله بن سبأ» که در آغاز یهودی بوده و سپس به آیین اسلام گرویده است. وی در دوران یهودیت خود دربارۀ «یوشع بن نون» عقیده‌ای غلو آمیز داشته و پس از گرایش به اسلام نیز، دربارۀ علی علیه السلام راه غلو و افراط پیموده است (طوسی، اختیار معرفه الرجال، رقم ۱۷۰ ـ ۱۷۴).(۲)
گفته شده است که پس از شهادت حسین بن علی علیه السلام و قیام مختار ثقفی به خون خواهی وی، ادعاهای غلوآمیز مطرح گردید و از این زمان بود که غلو در حق ائمه علیهم السلام، جنبـﮥ سیاسی پیدا کرده به عنوان حربه‌ای به کار گرفته شد (نک: ولوی، ۷۲). باید توجه داشت که اندیشـﮥ غالی‌گری در آغاز با پوشش محبت اهل بیت علیهم السلام پا به عرصـﮥ وجود گذاشت، اما به دلیل ناسازگاری اعتقادات غالیان با مبانی عقیدتی پیشوایان دینی شیعه، این جریان نتوانست از پشتوانـﮥ دینی و مردمی برخوردار شود. آنچه در تاریخ این گروه آمده چیزی جز انشعابات پی‌در‌پی و انقراض آنها نمی‌باشد و برخی از منابع تاریخی و ملل و نحل، از صد و سی فرقه به عنوان «غلات» یاد کرده‌اند (نک: همان، ۷۳؛ نوبختی، ۳۴ به بعد؛ سبحانی، بحوث فی الملل و النحل، ۶ / ۱۱۵، ۲۴۵ به بعد؛ شهرستانی، ۱ ـ ۲ / ۱۲۷ ـ ۱۳۹؛ دهخدا، ۱۰ / ۵ ـ ۱۴۸۰۴ واژۀ غلات، اشعری، ۱۵ به بعد، مشکور، فرهنگ فرق اسلامی، ۹۴ ـ ۹۶، ۳۴۴ تا ۳۴۶) به طوری که از قرائن و شواهد تاریخی برمی‌آید، در دوران امام باقر علیه السلام و امام صادق علیه السلام جریان غلات، گسترش یافته و غالیان مناطقی را تحت نفوذ خود قرار داده‌اند (ابن ابی الحدید، ۸ / ۱۲۲، طوسی، اختیار معرفه الرجال، رقم ۴۰۲؛ جعفریان، ۲۲۵؛ اسد حیدر، الامام الصادق و المذاهب الاربعه، ۲۳۴ / ۲؛ معارف، ۲۹۴ ـ ۳۱۲).
۳ ـ غلو و غالیان در رجال نجاشی (ره)
۳ ـ ۱ ـ نجاشی و کتاب رجالی او در یک نگاه
احمد بن علی نجاشی کوفی (م ۴۵۰ ق) از جمله رجال شناسان نام آور شیعه در قرنهای چهارم و پنجم هجری به شمار می‌رود. وی دانش حدیث و رجال را از مشایخ معروف عصر خود نظیر شیخ مفید، سید مرتضی، ابن نوح سیرانی، ابن الجندی، ابن قره کاتب، حسین بن عبیدالله غضائری فرا گرفته است (نک: نجاشی، مقدمه به قلم شبیری زنجانی، ۲؛ سبحانی، کلیات فی علم الرجال، ۶۲ ـ ۶۳). کتاب «رجال النجاشی» با عنوان «فهرست اسماء مصنفی الشیعه» از معتبرترین کتب رجالی شیعه است که بسان دائرة المعارفی بزرگ و ارزش‌مند، به معرفی راویان و اصحاب امامان شیعه، آثار و مصنفات حدیثی آنان، توثیق و تضعیف راویان، شناسایی غلات، بازشناسی نسخه‌های سالم از نسخه‌های جعلی و تحریف شده و اصول و ضوابط جرح و تعدیل پرداخته است (نک: تهرانی، ۱۰ / ۱۵۴؛ معارف، ۴۳۹). مولف در این اثر، جمعاً ۱۲۶۹ نفر از مصنفان شیعه را که در فاصلـﮥ قرن دوم تا پنجم هجری می‌زیسته‌اند معرفی کرده است که از این عده، بسیاری در شمار اصحاب و راویان امامان علیهم السلام قرار دارند (فقهی زاده، ۹۶). بسیاری از دانشمندان بزرگ شیعه، در مقام تعارض جرح و تعدیل، آرای رجال نجاشی را بر دیگر رجال شناسان متقدم شیعه از جمله شیخ طوسی ترجیح داده‌اند (نک: بحر العلوم، ۲ / ۳۵؛ سبحانی، کلیات فی علم الرجال، ۶۲ ـ ۶۳).
۳ ـ ۲ ـ تضعیفات نجاشی
نجاشی، در رجال خود در مجموع ۱۴۱ مورد راویان را تضعیف کرده است. در موارد زیادی، با وجود این ضعف‌ها، راوی را «ثقه» دانسته است. وی، روایت از مراسیل و ضعفا و نیز واقفی بودن را مانع از وثاقت راوی در حدیث نمی‌داند. در برخی موارد هم، راویان را از نسبتهای غلو تبرئه می‌کند. نجاشی، گاهی در تضعیفات، متأثر از عقاید استاد و شیخ خود، احمد بن حسین بن الغضائری در کتاب الضعفاء است. از این‌‌رو، به چنین تضعیفاتی وقعی ننهاده‌اند؛ چه اینکه تضعیفات ابن غضائری را معتبر نداسته‌اند. تضعیفات نجاشی، به طور کلی به چندگونه قابل تقسیم است:
مواردی که وی بدون ذکر جهت و سبب ضعف راویان، آنان را به نحو مطلق تضعیف کرده است.
مواردی که تضعیف راویان همراه با ذکر جهت و سبب ضعف آنان است.
قسم اخیر نیر بر دوگونه است:
الف) تضعیف راویان به سبب ضعف و فساد مذهب و اعتقاد آنان.
ب) تضعیف راویان به سبب ضعف در نقل احادیث.
هر یک از این دو قسم نیز به وجوه دیگری قابل انقسام است. گاهی ضعف راوی برای نقل از راویان ضعیف و اعتماد به روایات مرسل است و گاهی به سبب وضع حدیث و دروغ پردازی و گاهی نیز به علت فقدان دقت و احتیاط و عدم ضبط راوی و یا آمیختن احادیث صحیح با غیر صحیح و همچنین انحراف و فساد عقیدتی راویان گوناگون؛ گاهی هم برخی راویان به چند وجه و عنوان تضعیف شده‌اند؛ نظیر جعفر بن محمد بن مالک (نک: نجاشی، رقم ۳۱۳) که به دلیل وضع حدیث، روایت از مجاهیل و فساد مذهب و روایت تضعیف شده است. یکی از ضعف‌های راویانی که نجاشی در ۳۲ مورد بدان تصریح کرده است، اندیشه‌های انحرافی و غلو آمیز راوی است.
۳ـ ۳ـ غالیان در رجال نجاشی
گفته شد که نجاشی تنها در ۳۲ مورد، راویان را به سبب اندیشـﮥ غلو آمیز آنان تضعیف کرده است البته شایان ذکر است که در برخی موارد، تضعیف صریح راوی از سوی خود نجاشی است و در بعضی مواضع نیز یا با تعبیر «قیل» و یا از قول بعضی اصحاب و یا مشایخ بزرگ خویش و یا قمیون، راویان متهم به غلو شده‌اند. برای آگاهی بیشتر از آرای نجاشی و دیگر رجال شناسان متقدم شیعه در اینجا به ترتیبِ فهرستِ رجال نجاشی، به معرفی غالیان و یا متهمان به غلو می‌پردازیم:
۱ ـ ابراهیم بن یزید المکنوف؛ ضعیف یقال أنّ فی مذهبه ارتفاعاً له کتاب (نجاشی، رقم ۴۰).
۲ ـ حسین بن یزید بن محمد بن عبدالملک النوفلیّ؛ وقال قوم من القمیین انّه غلا فی آخر عمره والله اعلم، وما رأینا له روایة تدل علی هذا (همان، رقم ۷۷).
۳ ـ حسین عبیدالله السعدیّ، ابوعبدالله؛ عنی طعن علیه و رمی بالغلو (همان، رقم ۸۶).
۴ ـ حسن بن خرّزاد، قمی کثیر الحدیث و قیل انّه غلا فی آخر عمره (همان، رقم ۸۷).
۵ ـ احمد بن حسین بن سعید بن حماد، ابو جعفر الاهوازی، مولی علی بن الحسین علیه السلام ـ وضعفوه(۳) وقالوا: هو غالٍ و حدیثه یعرف وینکر (همان، رقم ۱۸۳)، قال ابن الغضائری: و حدیثه فیما رأیته سالم والذی اعتمد علیه التوقف فیما یرویه (حلی، ۳۲۰ رقم ۱۲۵۸).
۶ ـ احمد بن علی ابوالعباس الرازی؛ و قیل: فیه غلو و ترفع (همان، رقم ۲۴۰).
۷ ـ احمد بن الحارث؛ کوفیّ، غمز اصحابنا فیه، و کان من اصحاب المفضل بن عمر،(۴) ابوه روی عن ابی عبدالله علیه السلام (همان، رقم ۲۴۷).
۸ ـ خیبری بن علی الطحان؛ کوفیٌّ، ضعیف فی مذهبه، ذکر ذلـﻚ احمد بن الحسین،(۵) یقال فی مذهبه ارتفاع (همان، رقم ۴۰۸).
۹ ـ داود بن کثیر الرقی؛ ضعیف جداًو الغلاه تروی عنه، قال احمد بن عبدالواحد: قل ما رأیت له حدیثا سدیداً روی عن موسی و الرضا علیه السلام (همان، رقم ۴۱۰).
۱۰ ـ ربیع بن زکریا الوراق؛ کوفی، طعن علیه بالغلو، له کتاب فیه تخلیط (همان، رقم ۴۳۴).
۱۱ ـ سلیمان بن عبدالله الدیلمی ابومحمد؛ غمز علیه وقیل: کان غالیاً کذابا وکذلـﻚ ابنه محمد لایعمل بما انفردا به الروایه (همان، رقم ۴۸۲).
۱۲ ـ سهب بن زیاد، ابو سعید الادمی الرازی؛ کان ضعیفاً فی الحدیث، غیر معتمد فیه، کان احمد بن محمد بن عیسی(۶) یشهد علیه بالغلو و الکذب واخرجه من قم الی الری وکان یسکنها (همان، رقم ۴۹۰).
۱۳ ـ عبدالله بن عبدالرحمن الاهم المسمعی، بصری، ضعیف غال ضعیف غال لیس بشیء (همان ، رقم ۵۶۶).
۱۴ ـ عبدالله بن القاسم الحارثی؛ ضعیف، غال، کان صحب معاویه بن عمار ثم خلط و فارقه (همان، رقم ۵۹۳).
۱۵ ـ عبدالله بن القاسم الحضرتی؛ المعروف بالبطل، کذاب، غالی، یروی عن الغلاة، لا خیر فیه، و لا یعتمد بروایتة (همان، رقم ۵۹۴).
۱۶ ـ عبدالله بن خداش، ابو خداش المهری، ضعیف جداً وفی مذهبه ارتفاع (همان، رقم ۶۰۴).
۱۷ ـ عبدالرحمن بن حجاج البحلی، کوفی، رمی بالکیسانیة(۷) وروی عن ابی عبدالله وابی الحسن علیه السلام وبقی بعد ابی الحسن علیه السلام ورجع الی الحق ولق الرضا علیه السلام، وکان ثقه ثقه، ثبتاً، وجهاً (همان، رقم ۶۳۰).
۱۸ ـ عبد الرحمن بن أبی حماد، ابوالقاسم، کوفی، صیرفی، انتقل الی قم وسکنها، وهو صاحب دار احمد بن ابی عبدالله البرقی،(۸) رمی بالضعف والغلو (همان، رقم ۶۳۳).
۱۹ ـ علی بن حسان بن کثیر الهاشمی؛ ضعیف جداً ذکره بعض اصحابنا فی الغلاه، فاسد الاعتقاد، له کتاب تفسیر الباطن، تخلیط کله (همان، رقم ۶۶۰).
۲۰ ـ علی بن عباس الجراذینی الرازی؛ رمی بالغلو وغمز علیه، ضعیف جداً له وکتاب الرد علی السلمانیه(۹) ـ طائفه من الغلاه (همان، رقم ۶۶۸).
۲۱ ـ علی بن احمد، ابوالقاسم الکوفی؛ وغلا فی آخر أمره وفسد مذهبه وصنف کتبا کثیره اکثرها علی الفساد وهذا الرجل تدعی له الغلاة منازل عظیمة (همان، رقم ۶۹۱).
۲۲ ـ محمد بن اوریمه [اورمه] ابو جعفر القمی؛ ذکره القیمون وغمزوا علیه ورموه بالغو (همان، قم ۸۹۱).
۲۳ ـ محمد بن علی بن ابراهیم بن موسی ابو جعفر القرشی؛ ضعیف جداً فاسد الاعتقاد، لا یعتمد فی شی وکان ورد قم ـ وقد اشتهر بالکذب بالکوفه ـ ونزل علی احمد بن محمد بن عیسی مده، ثم تشهر بالغلو فجفی، وأخرجه احمد بن محمد بن عیسی عن قم (همان، رقم ۸۹۴).
۲۴ ـ محمد بن الحسین بن سمون، ابو جعفر، بغدادی، واقف ثم غلا وکان ضعیفاً جداً (همان، رقم ۸۹۹).
۲۵. محمد بن حسین بن سعید الصانع، کوفی ضعیف جداً. قیل: انّه غال فاسد المذهب (همان، رقم ۹۰۰).
۲۶ ـ محمد بن موسی بن عیسی، الهمدان السمان؛ ضعفه القمیون بالغلوا وکان ابن الولید یقول: انّه کان یضع الحدیث، والله اعلم (همان، رقم ۹۰۴).
۲۷ ـ محمد بن عبدالله بن مهران، ابو جعفر الکرخیّ؛ غالٍ، کذابٌ، فاسد المذهب والحدیث مشهور بذلک (همان، رقم ۹۰۴).
۲۸ ـ محمد بن اسلم الطبری الجبلیّ، ابو جعفر یقال انّه کان غالیاً، فاسد المذهب، روی عن الرضا علیه السلام (همان، رقم ۹۹۹).
۲۹ ـ محمد بن بحر الرّهنیّ الشیبانی؛(۱۰) قال بعض اصحابنا: انّه کان فی مذهبه ارتفاع و حدیثه قریب من السلامه ولاادری من این قیل ذلـﻚ (همان، رقم ۱۰۴۴).
۳۰ ـ موسی بن جعفر الکمیذانیّ؛ ابو علی من قریه من قری قم. کان مرتفعاً فی القول، ضعیفاً فی الحدیث (همان، رقم ۱۰۷۷).
۳۱ ـ مفضّل بن عمر الجعفی؛ کوفّی، فاسد المذهب، مضطرب الروایه، لا یعبأبه وقیل انّه کان خطّابیاً(۱۱) (همان، رقم ۱۱۱۲).
۳۲. نصربن صباح، ابوالقاسم البلخی؛ غال المذهب، روی عنه الکشی(۱۲) (همان، رقم ۱۱۴۹).
۴ ـ بررسی و تحلیل
۱ ـ ۴ ـ تعداد روایان غالی
با مطالعه و نگاهی گذرا به تعداد راویان غالی و یا متهم به غلو (۳۲ نفر)، نسبت به کل راویان معرفی شده در رجال نجاشی (۱۲۶۹ نفر)، این چنین نتیجه‌گیری می‌شود که تنها حدود یک چهلم یعنی ۲ / ۵ درصد آنان از نظر اعتقاد به غلو تضعیف شده‌اند. از این شمار، ۱۲ نفر بدون واسطه، از سوی خود نجاشی، به تصریح به غالی گری متهم شده‌اند و غلوِ ما بقی به صورت «قیل»، «یقال»، «طعن» و یا «رمی» به صیغـﮥ مجهول گزارش شده که نشان می‌دهد نجاشی، آنان را آشکارا غالی ندانسته، بلکه آنان را متهم به غلو می‌شناسد و چه بسا در مواردی از ایشان رفع اتهام می‌کند. چنانکه از سه نفر از راویان، رفع اتهام کرده و احادیث آنان را عاری از عیب و خودشان را نیز موثق شمرده است.
۴ ـ ۲ ـ توثیق راویان متهم به غلو
نجاشی دربارۀ «حسین بن یزید نوفلی» [ردیف ۲]، ابتدا بر اساس نظر «قمیون» گزارش می‌کند که وی در آخر عمرش به اندیشـﮥ غلو دچار شده است و در پایان می‌افزاید: «و ما رأینا له روایة تدل علی هذاً» (یعنی، ما روایتی را که بر این معنا (اندیشـﮥ غلو او) دلالت داشته باشد، ندیده‌ایم).
وی، دربارۀ «عبدالرحمن بن حجاج بجلی» [ردیف ۱۷] می‌گوید: او را منسوب به «فرقـﮥ کیسانیه» یعین پیروان مختار بن ابی عبیدۀ ثقفی (م ۶۷ ق) دانسته‌اند؛ فرقه‌ای که بر این باورند که پس از سید الشهداء علیه السلام، امامت شیعه، از آن محمد بن حنفیه است (نک: طوسی، اختیار معرفه الرجال، ۲۱۰، رقم ۲۰۴) و او را به عنوان «مهدی موعود» می‌شناسند که الان زنده است و در پردۀ غیبت و روزی ظاهر خواهد شد و زمین را سراسر پر از عدل و داد خواهد کرد (غفاری، ۳۹). نجاشی، در ادامـﮥ مطلب او را توثیق کرده و گفته است: «وکان ثقة ثقة، تبتاً، وجهاً» نجاشی، همچنین در خصوص «محمد بن بحر شیبانی» می‌گوید: برخی اصحاب ما معتقدند که او از نظر اعتقادی دارای اندیشه غلو آمیز است در حالی که حدیث او بدون عیب است و نمی‌دانم از کجا چنین چیزی گفته شده است؟)
۴ ـ ۳ ـ تفاوت مفهوم غلو در اندیشـﮥ قدمای اصحاب
بدین ترتیب، از موضع‌گیری نجاشی و توثیق صریح او دربارۀ راویان متهم به غلو چنین بر می‌آید که او به نحو مطلق همـﮥ آنان را صرفاً به دلیل این اتهام و یا ضعف اعتقادی، تضعیف نکرده است؛ بلکه در بسیاری موارد دیگاه افراط گرایانـﮥ برخی از اصحاب امامیه نظیر قمیون را دربارۀ تضعیف راویان نپذیرفته است. زیرا اندیشـﮥ غلو و اعتقادات غلو آمیز غالیان، به حدی متفاوت و ذومراتب است که بسیاری از قدمای شیعه به ویژه قمیون و نیز ابن غضائری، استاد نجاشی، که منزلت ویژه و مرتبـﮥ معنوی تعیین شده‌ای از عصمت و کمال را حسب رأی و اعتقاد خود برای ائمـﮥ اطهار علیهم السلام معتقد بودند؛ اگر کسی فراتر از اعتقاد آنان برای پیشوایان معصوم دینی علیهم السلام، شأن و منزلتی باور داشت، او را متهم به غلو می‌کردند؛ به عنوان مثال اگر کسی قائل به عدم سهو امامان علیهم السلام بود، او را غالی می‌شاختند و یا اینکه مبالغه در معجزات و کرامات اهل بیت علیهما السلام را اندیشه‌ای غلوآمیز می‌پنداشتند(۱۳) (نک: غفاری، ۱۵۲؛ سبحانی، کلیات فی علم الرجال، ۴۲۹ ـ ۴۳۴)
۴ ـ ۴ ـ دیدگاه علی اکبر غفاری دربارۀ اندیشـﮥ غلو
مفهوم غلو و غالی، به درستی و روشنی شناخته شده نیست. گویا «غالی» نزد قدما، کسی است که به فرقه‌های "باطنیه" گرایش داشته و باطنیه، کسانی‌اند که معتقد بودند هر ظاهری را باطنی است و شریعت را باطنی غیر از ظاهر آن است، و در ترک واجبات و انجام محرمات، نوعی اباحی‌گری را روا می‌شمردند، از جمله اینان معتقد بودند که معنی «نماز»، دوستی امام و «حج»، دیدار وی و به جای آوردن خدمت اوست و هر که معنی پرستش را بشناسد، وجوب عبادت از وی ساقط می‌شود (نک: همان، ۱۵۳، پاورقی؛ مشکور، فرهنگ فرق اسلامی، ۹۴ ـ ۹۶)، اساساً قدما، غلو در فضائل را موجب این نمی‌دانستند که راوی را غالی معرفی کنند و اینکه گفته‌اند قمیون برای ائمه اطهار منزلت ویژه و محدودی را در فضائل معتقد بودند، توهمی بیش نیست و بیانگر این معناست که مفهوم غلو و غالی را در اصطلاح قدما درست نشناخته‌اند؛ برای اینکه زیارت «جامعـﮥ کبیره» را که همـﮥ مقامات، صفات و کمالات امامان معصوم علیه السلام در آن وارد شده کسی جز قمیون روایت نکرده‌اند، و شیخ نیز آن را از صدوق روایت کرده و صدوق نیز آن را به طور کامل در «کتاب من لایحضره الفقیه» (۲ / ۳۷۰، باب ۲۲۵، حدیث ۲» آورده و در آغاز کتاب خود نیز، حکم به صحت همـﮥ محتویات آن داده و آن را حجت فیما بین خود و خدای خود دانسته است (نک: غفاری، ۱۵۳ ـ ۱۵۴ پاورقی).
۴ ـ ۵ ـ زندگی مخفیانـﮥ غالیان در بین شیعه
از سویی، غلات، در میان شیعه، به طور پنهانی زندگی می‌کردند و از سویی دیگر، به دلیل حاکمیت خلفای جور و جوّ اختناق و رعب حاکم بر مردم و تحمیل فشارهای سیاسی و تضییقات اجتماعی از سوی حاکمان وقت برای امامان معصوم علیهم السلام و شیعیان، صدور روایات و احیاناً نکوهش برخی راویان و اصحاب ائمه علیهم السلام از روی تقیه بوده است (نک: طوسی،اختیار معرفته الرجال، ۲۱۶، ۳۸۷، پاورقی؛خوئی، ۷ / ۲۳۰ ـ ۲۴۵). به همین دلیل بوده است که در مواقع مقتضی و مناسب، حضرات معصومین علیهم السلام هم اصحاب خاص خود را ستوده‌اند و هم غالیان منحرف از ولایت اهل بیت علیهم السلام را لعن و نفرین کرده‌اند: (نک: غفاری، ۱۵۲ ـ ۱۵۶).
۴ ـ ۶ ـ سخت‌گیری‌های قمیون و ابن غضائری
به دلیل سخت‌گیریهای بیش از اندازۀ قمیون و به ویژ‌ه احمد بن محمد بن عیسی اشعری که «احمد بن محمد بن خالد برقی»، را از قم تبعید کرد و سپس او را به قم بازگردانید و از او عذر خواهی کرد (نک: همان، ۱۵۳؛ خوئی، ۲ / ۳۰ ـ ۳۱، رقم ۴۱۲، ۲۶۱ ـ ۲۷۱، رقم ۸۵۸) همچنین به دلیل افراط و سخت‌گیریهای ابن غضائری در جرح و قدح راویان و تضعیف آنان، رجال شناسان، چندان ارزش و اهمیتی برای این دسته از تضعیفات قائل نیستند (نک: ما مقانی، تنقیح المقال، ۱ / ۲۱۸؛ حلی، ۵۱، رقم ۱۵؛ اردبیلی، ۱ / ۱۸۷).
شایان ذکر است که ابن غضائری در برخی موارد، کسانی را که قمیون، متهم به غلو کرده‌اند، مبرا از تهمت غلو دانسته است. از جمله دربارۀ «محمد بن اوریمه (اورمه)» می‌نویسد: قمیون وی را متهم به غلو کرده‌اند و حال آن که حدیث او پاکیزه و بدون عیب است. ندیدم چیزی را که به او نسبت داده شده، موجب پریشانی خاطر شود جز اوراقی در تفسیر باطنی؛ و حدیث او را نشاید و گمان می‌کنم که آنها (اوراق یاد شده) را بر او برساخته باشند (نک: ابن غضائری، ۹۳، رقم ۱۲۳؛ نقل از حلی، ۲۵۳، رقم ۲۸؛ نجاشی، ۳۲۹، رقم ۸۹۱).
۴ ـ ۷ ـ نجاشی و تعارض آرای رجالی وی با ابن غضائری و قمیون
نجاشی، گرچه شاگرد ابن غضائری است و در موارد زیادی از استاد خودش و نیز از احمد بن حسین غضائری در کتاب رجال خود نقل کرده، این چنین نیست که یکسره متأثر از اندیشـﮥ استاد خود باشد، بلکه در اکثر موارد، برخلاف رأی او، راویانی را توثیق کرده است.(۱۴)
همچنین نجاشی، در مواردی برخلاف رأی شیخ صدوق و استادش ابن ولید، راویانی را که آنان تضعیف کرده‌اند، ثقه و مورد اعتماد دانسته است. از جمله دربارۀ محمد بن اسحاق بن عمار (نک: نجاشی، ۳۶۱، رقم ۹۶۹؛ طوسی، رجال، ۳۴۴، رقم ۵۱۲۹، ۳۶۷، رقم ۵۴۱۰) و نیز دربارۀ حسین بن حسین لؤلؤی (نک: همان، ۴۰، رقم ۸۳؛ طوسی، رجال، ۴۲۴، رقم ۶۱۱۰).
۴ ـ ۸ ـ رابطـﮥ غلو و کذب
گرچه غالیان از جمله دروغ پردازان و جاعلان حدیث بوده‌اند (نک: معارف، ۲۹۸ به بعد؛ طوسی، اختیار معرفه الرجال، رقم ۴۰۱ ـ ۴۰۲، ۵۸۸)، این چنین نیست که همواره غلو ملازم کذب و دروغ‌پردازی باشد. نجاشی در معرفی راویان متهم به غلو، سه نفر (ردیف‌های ۱۱، ۱۵، ۲۷) را به عنوان «کذاب» شناخته است. و دربارۀ «سهل بن زیاد» (ردیف ۱۲) می‌نویسد: احمد بن محمد بن عیسی اشعری، به غلو و کذب او گواهی می‌دهد. دربارۀ محمد بن علی بن ابراهیم قرشی (ردیف ۲۳) نیز می‌نویسد: او در کوفه به دروغ شهرت داشته و دربارۀ «محمد بن موسی بن عیسی» (ردیف ۲۶) می‌گوید: قمی‌ها، او را به سبب غلو تضعیف کرده‌اند و ابن ولید معتقد است که او حدیث جعل می‌‌کرده است. گفته شده است چه بسا احمد بن محمد بن عیسی و ابن غضائری، پس از آن‌که راوی را غالی دانسته، به او نسبت کذب و وضع حدیث هم می‌دادند (نک: غفاری، ۱۵۳).
۴ ـ ۹ ـ اعتقادات غالیان
نجاشی، در رجال خود، به اسباب و موجبات ضعف غالیان و متهمان به غلو اشاره‌ای نکرده است. وی در بیش‌تر موارد، صرفاً الفاظ و تعابیری را به کار برده که دال بر اعتقادات غلوآمیز راویان است، نظیر: غالٍ، متهم بالغلو، مرتفع القول، فی مذهبه ارتفاع، فیه غلو و ترفع، غال المذهب؛ و گاهی نیز آنان را منسوب به برخی از فرق غالیان دانسته است. چنانکه عبدالرحمن بن حجاج (ردیف ۱۷) را منسوب به کیسانیه و مفضل بن عمر (ردیف ۳۱) را از خطابیه شمرده است. او احمد بن حارث کوفی (ردیف ۷) را به دلیل اینکه از اصحاب مفضل بن عمر بوده، خطابی معرفی کرده است.
مهم‌ترین اعتقادات و اندیشه‌های غالیان را می‌‌توان در فهرست اجمالی زیر خلاصه کرد(۱۵)
۱ ـ اعتقاد به الوهیت و ربوبیت پیشوایان معصوم دینی علیهما السلام و یا اعتقاد به حلول خداوند در آنان؛
۲ ـ اعتقاد به رجعت، بداء، تشبیه و تناسخ؛
۳ ـ اعتقاد به علم غیب مطلق امامان شیعه علیهم السلام؛
۴ ـ عقدیه به تفویض مطلق امور عالم هستی به ائمـﮥ اطهار علیهم السلام؛
۵ ـ اباحی گری و گریز از انجام تکالیف شرعی و نمادین انگاشتن آنها؛
۶ ـ عقیده به مهدویت افرادی به جز مهدی موعود عجل الله وفی الشریفه؛
۷ ـ تأویل‌های ناروا از آیات قرآن؛
۸ ـ اعتقاد به تحریف به نقیصـﮥ قرآن؛
۹ ـ عقیده به عصمت تامه و نفی سهو از پیشوایان و رهبران دینی؛
۴ ـ ۱۰ ـ فراوانی غالیان در عهد ائمـﮥ اطهار علیهم السلام
با بررسی و مطالعـﮥ منابع رجال از جمله مطالعه دربارۀ ۳۲ نفر از راویان غالی و یا متهم به غلو یاد شده در رجال نجاشی معلوم گردید که از این شمار، دو نفر [ردیف ۱ و ۵] از اصحاب امام سجاد علیه السلام، دو نفر [ردیف ۱۳ و ۱۹] از اصحاب امام باقر علیه السلام، نه نفر [ردیف ۸، ۹، ۱۱، ۱۳، ۱۴، ۱۶، ۱۷، ۱۸، ۳۱] از اصحاب امام صادق علیه السلام، هفت نفر [ردیف ۲، ۹، ۲۲، ۲۳، ۲۴، ۲۶، ۲۷] از اصحاب امام رضا علیه السلام، دو نفر [ردیف ۱۲ و ۲۴] از اصحاب امام جواد علیه السلام، پنج نفر [۳، ۴، ۲۳، ۲۴، ۲۷] از اصحاب امام هادی علیه السلام، دو نفر [ردیف ۲۵، ۱۲] از اصحاب امام عسگری علیه السلام به شمار می‌روند و برخی نیز [نظیر ردیف ۶، ۲۱، ۲۹، ۳۲] از هیچ یک از امامان شیعه علیها السلام روایتی نقل نکرده‌اند. شایان ذکر است که برخی از راویان، با چند تن از پیشوایان دینی، معاصر بوده‌اند. بدین ترتیب، بیش‌ترین شمار غالیان در عصر سه تن از حضرات معصومین علیهم السلام یعنی امام صادق علیه السلام امام کاظم علیه اسلام و امام رضا علیه السلام می‌زیسته‌اند.
۵ . ردّیه نگاری علیه غالیان
در دوران حیات معصومان علیهم السلام در قرن دوم و سوم و نیز پس از عصر غیبت، در قرن چهام و پنجم، راویان و محدثانی در ردّ اندیشه‌های غالیان کتابهایی نگاشته‌اند که در این بخش بر اساس کتاب نجاشی به اختصار به معرفی آنان می‌پردازیم:
۱ ـ علی بن عباس جراذینی رازی: کتاب الرد علی السلمانیه، طائفة من الغلاة (نجاشی، رقم ۶۶۸). علامه حلی دربارۀ وی می‌گوید: وی متهم به غلو و به شدت تضعیف شده و تصنیفی دربارۀ ممدوحین و مذمومین دارد که نشان از خبث او و فساد مذهبش دارد (حلی، ۳۶۷، رقم ۱۴۴۴).
۲ ـ یونس بن عبدالرحمن قمی: کتاب الرد علی الغلاة (نجاشی، رقم ۱۲۰۸). وی از جمله بزرگ‌ترین اصحاب مورد اعتماد امام رضا علیه السلام به شمار می‌آید.
۳ ـ فضل بن شاذان نیشابوری: کتاب الرد علی الغالیة المحمدیة (همان، رقم ۸۹۱). وی از اصحاب مورد وثوق امام جواد علیه السلام و نیز امام رضا علیه السلام بوده و از آنان روایت کرده است.
۴ ـ ابو جعفر محمد بن أوریمه قمی: کتاب الرد علی الغلاة (همان، رقم ۸۹۱). وی از اصحاب امام هادی علیه السلام است که ابن غضائری او را از اتهام غلو مبرا دانسته است (نک: خوئی، ۱۵ / ۱۱۷).
۵ ـ حسن بن علی بن فضال کوفی: کتاب الرد علی الغالیة (نجاشی، رقم ۷۲). وی معاصر امام رضا علیه السلام بوده است.
۶ ـ ابوالحسن علی بن مهزیار اهوازی: کتاب الرد علی الغلاة (همان، رقم ۶۶۴). وی از اصحاب مورد وثوق امام رضا، امام جواد و امام هادی علیهم السلام بوده است.
۷ ـ ابواسحاق کاتب، ابراهیم بن ابی حوض: کتاب الرد علی الغالیة و ابی الخطاب (همان، رقم ۲۲). وی از چهره‌های شناخته شده و مورد وثوق و از اصحاب امام عسکری علیه السلام است.
۸ ـ اسماعیل بن علی بن اسحاق: کتاب الرد علی الغلاة (همان، رقم ۶۸). وی از متکلمان برجستـﮥ امامیه در قرن سوم به شمار می‌رود.
۹ ـ اسحاق بن حسن بن بکران: کتاب الرد علی الغلاة و کتاب نفی السهو عن النبی صلی الله عليه و آله و سلم (همان، رقم ۱۷۸). وی معاصر نجاشی بوده و کتاب کلینی را از وی روایت کرده است (تهرانی، ۱۰ / ۲۱۲).
۱۰ ـ محمد بن حسن بن فروخ صفار (م ۲۹۰ ق): کتاب الرد علی الغلاة (همان، رقم ۹۴۸). وی از چهره‌های برجستـﮥ قمی‌ها و شخصیتی عظیم القدر و معاصر امام عسکری علیه السلام بوده است. شیخ صدوق با واسطـﮥ استادش ابن ولید از وی نقل حدیث کرده است.
۱۱ ـ محمد بن موسی بن عیسی همدانی: کتاب الرد علی الغلاة (همان، رقم ۹۰۴). نجاشی دربارۀ ضعف وی توقف کرده است (نک: خوئی، ۱۷ / ۲۸۳).
۱۲ ـ سعد به عبد الله بن ابی خلف اشعری قمی (م ۲۹۹ یا ۳۰۱ ق): کتاب الرد علی الغلاة (نجاشی، رقم ۴۶۷؛ تهرانی، ۱۰ / ۲۱۴). وی از اصحاب امام عسکری علیه السلام و صاحب کتاب معروف المقالات و الفرق است.
۱۳ ـ ابو محمد، حسن بن موسی نوبختی: کتاب الرد علی اصحاب التناسخ و الرد علی الغلاة (نجاشی، رقم ۲۴۸). وی از متکلمان مبرّز در اواخر قرن سوم و اوایل قرن چهارم و مولف کتاب معروف فرق الشیعه است.
۱۴ ـ ابو جعفر، محمد بن علی بن حسین بن موسی بن بابویه قمی ملقب به شیخ صدوق (م ۳۸۱ ق): کتاب ابطال الغلو و التقصیر (همان، رقم ۱۰۴۹).
۱۵ ـ ابو عبدالله، حسین به عبیدالله بن ابرهیم غضائری (م ۴۱۱ ق): کتاب الرد علی الغلاة و المفوضه (همان، رقم ۱۶۶). وی از جمله رجال شناسان بزرگ شیعه و از مشایخ نجاشی و شیخ طوسی است (طوسی، الرجال، ۴۲۵، رقم ۶۱۱۷).
۱۶ ـ محمد بن حسن بن حمزه جعفری (م ۴۶۳ ق): المسأله فی الرد علی الغلاة (همان، رقم ۱۰۷۰). وی جانشین شیخ مفید بوده و به عنوان متکلم و فقیه معروف است. (حلی، ۲۷۰، رقم ۹۷۷).
نکتـﮥ قابل توجه آن ‌که برخی از راویان متهم به غلو (ردیف ۱، ۴، ۱۱) خود به ردّیه نگاری بر ضد غالیان اقدام کرده بودند. این معنا، بیانگر این حقیقت است که اتهام به غلو آنان، چندان ارزش و اعتباری ندارد. چنانکه محمد بن اورمه قمی و محمد بن موسی همدانی، هر دو از سوی قمی‌ها متهم به غلو شده بودند و همانطور که گذشت تضعیفات آنان از سوی بیش‌تر رجال شناسان شیعه، غیر معتبر شناخته شده است.
نتیجه
از بررسی و تحلیل در رجال نجاشی و جرح و تعدیل راویان به ویژه غالیان در مجموع می‌توان به نتایج ذیل دست یافت.
۱ ـ تضعیفات نجاشی با الفاظ گوناگون و شیوه‌های متفاوت به طور کلی در سه بخش: الف) ضعف در اعتقاد، ب) ضعف در روایت، ج) ضعف در حدیث، از تعداد ۱۲۶۹ نفر، در مجموع ۱۴۱ راوی را در برمی‌گیرد.
۲ ـ نجاشی، در موارد زیادی، با وجود ضعف‌های راویان از ناحیـﮥ اعتقادی و مذهبی و ضبط و دقت در نقل نصوص احادیث، آنان را توثیق کرده است.
۳ ـ در رجال نجاشی، تنها در ۳۲ مورد راویان به سبب اعتقادات غلو آمیزشان تضعیف شده‌اند. از این تعداد فقط ۱۲ نفر، بدون واسطه از سوی خود نجاشی، به تصریح در شمار غلات معرفی شده‌اند. در برخی موارد نیز نجاشی برخلاف نظر ابن غضائری و نیز قمیون، راویان متهم به غلو را تبرئه کرده است.
۴ ـ بیش‌ترین راویان متهم به غلو در عهد حیات سه تن از امامان بزرگوار یعنی امام صادق علیه السلام امام کاظم علیه السلام و امام رضا علیه السلام می‌زیسته‌اند و این امر نشان دهندۀ این حقیقت است که اندیشه‌های اعتقادی غلوآمیز و جریان‌های انحرافی در آن عصر به اوج خود رسیده است.
۵ ـ شمار زیادی از راویان و محدثان در فاصلـﮥ قرن دوم تا پنجم هجری قمری، کتاب‌هایی را در رد اندیشه‌های غالیان نگاشتند. اینکه برخی از متهمان به غلو نیز اقدام به ردّیه نگاری کرده‌اند بیانگر آن است که صرف اتهام به غلو، اعتباری ندارد و مانع پذیرش روایات متهمان به غلو نمی‌شود. چگونه ممکن است کسانی مانند علی بن عباس جراذینی (ردیف ۲۰) و محمد بن اوریمه (ردیف ۲۲) و محمد بن موسی بن عیسی همدانی (ردیف ۲۶) هم غالی باشند و هم کتابهایی در رد و انکار غالیان بنگارند؟ جز اینکه بگوییم آنانی که در مرتبه‌ی پایین غلو بوده‌اند، افراد مرتبه‌ی بالا را غالی می‌شمرد‌ه‌اند (نک: خوئی، ۱۹ / ۱۳۶، ذیل شرح حال نصر بن صباح). «علی بن عباس» متهم به غلو و تضعیف شده و در عین حال کتابی در رد گروهی از غالیان موسوم به «سلمانیه» نگاشته و «محمد بن اوریمه» از سوی قمیون به دلیل غلو تضعیف شده، در حالی که کتابی در رد بر غالیان نوشته و ابن غضائری وی را مبرا از غلو دانسته است. همچنین «محمد بن موسی همدانی» از سوی قمیون و به ویژه ابن ولید متهم به غلو و وضع حدیث شده، در حالی که وی از جمله کسانی است که علیه غالیان ردیه نگاشته و نجاشی نیز دربارۀ ضعف او توقف کرده است.
۶. ظاهراً نجاشی، بیش از آنکه به وثاقت راوی از طریق قرائن خارجی توجه داشته باشد، از طریق قرائن داخلی از جمله مضمون روایات و نیز کتاب‌های راوی، حکم به توثیق و یا تضعیف راوی می‌داده؛ چنانکه دربارۀ «محمد بن بحر شیبانی» نوشته است: «و حدیثه قریب من اسلامه» (رقم ۱۰۴۴) و نیز دربارۀ حسین بن یزید نوفلی آورده: «ما رأینا روایة تدلّ علی ذلـﻚ» (همان، رقم ۷۷).
۷. بیشترین شمار راویان متهم به غلو، اهل کوفه، قم و ری بوده‌اند.
کتابشناسی
اشعری، ابوالحسن علی بن اسماعیل، مقالات الاسلامیین، با تحقیق محمد محی الدین عبد الحمید، بیروت، المکتبه العصریه، ۱۴۱۱ ق / ۱۹۹۰ م.
استر آبادی، میرزا محمد بن علی، منهج المقال فی تحقیق احوال الرجال، قم، موسسه آل البیت علیهم السلام، ۱۴۲۲ ق.
اشعری قمی، سعد بن عبدالله ابی خلف، کتاب المقالات و الفرق، با تحقیق و مقدمه و تعلیقـﮥ محمد جواد مشکور، تهران، موسسه مطبوعاتی عطایی، ۱۹۶۳ م.
ابن حنبل، احمد، مسند احمد بن حنبل، با تحقیق احمد شاکر، مصر، دارالمعارف، ۱۴۰۴ ق.
ابن ابی الحدید معتزلی، عزالدین، شرح نهج البلاغه، با تصحیح محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، دار احیا الکتب العربی، بیروت، ۱۳۷۸ ق.
ابن عضایری، احمد بن الحسین بن عبیدالله الغضایری، الرجال، با تحقیق سید محمد رضا حسینی جلالی، قم، دار الحدیث، ۱۴۲۲ ق / ۱۳۸۰ ش.
ابوریه، محمود، اضواء علی السنة المحمدیه، قم، دارالکتب العلمیه، مصر، دار المعارف، ۱۳۷۷ ق / ۱۹۵۷ م.
اردبیلی، محمد بن علی، جامع الرواه، قم، کتابخانه آیه الله مرعشی نجفی، ۱۴۰۳ ق.
تهرانی، آقابزرگ، الذریعه الی تصانیف الشیعه، بیروت، دارالاضواء، ۱۴۰۳ ق.
جعفریان، رسول، حیات فکری، و سیاسی امامان شیعه، قم، سازمان تبلیغات اسلامی، ۱۳۶۹ ش.
حلی، حسن بن یوسف، خلاصه الاقوال فی معرفه الرجال، با تحقیق شیخ جواد قیومی، قم، موسسه النشر الاسلامی، ۱۴۱۷ ق.
حر عاملی، محمد بن الحسن، تفصیل وسایل الشیعه، تهران، کتابفروشی اسلامیه، ۱۳۶۷ ش.
خویی، سید ابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، قم، مرکز نشر آثار شیعه، ۱۴۱۰ ق.
سبحانی، جعفر، بحوث فی الملل و النحل، قم، لجنه اداره الحوزه العلمیه، ۱۴۱۳ ق / ۱۳۷۲ ش.
همو، کلیات فی علم الرجال، قم، مرکز مدیریت حوزه علمیه، ۱۴۱۰ ق.
شهرستانی، محمد بن عبدالکریم، الملل و النحل، با تعلیقـﮥ ابو عبدالله السعید المندوه، موسسه الکتب الثقافیه، ۱۴۱۵ ق / ۱۹۹۴ م.
صفری فروشانی، نعمت الله، غالیان، کاوشی در جریان‌ها و برآیندها، مشهد، بنیاد پژوهش‌های اسلامی آستان قدس رضوی، ۱۳۷۸ ش.
صبحی صالح، نهج‌البلاغه، قم، انتشارات هجرت، ۱۳۹۵ ق، بیروت، ۱۳۸۷ ق.
صدر، سید حسن، تاسیس الشیعه، تهران، منشورات الاعلمی، بی‌تا.
صدوق، محمد بن علی بن بابویه القمی، کتاب من لا یحضره الفقیه، با تصحیح علی اکبر غفاری، قم، انتشارات جامعه مدرسین، ۱۳۹۲ ق.
طوسی، ابو جعفر محمد بن الحسن، اختیار معرفه الرجال المعروف برجال الکشی، با تحقیق و تصحیح محمد تقی فاضل میبدی و سید ابوالفضل موسویان، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۴۲۴ ق / ۱۳۸۲ ش.
همو، رجال الطوسی، با تحقیق جواد قیومی اصفهانی، قم، موسسه النشر الاسلامی، ۱۴۱۵ ق.
عسکری، سید مرتضی، عبدالله بن سبا، تهران، دفتر نشر کوکب، ۱۳۶۰ ش.
همو، یکصد و پنجاه صحابی ساختگی، تهران، مجمع علمی اسلامی بدر، ۱۳۶۲ ش.
فقهی زاده، عبدالهادی، درآمدی بر علم رجال (ترجمـﮥ مقدمـﮥ معجم رجال الحدیث خویی)، تهران، موسسه انتشارات امیر کبیر، ۱۳۷۶ ش.
فضلی، عبدالهادی، اصول علم الرجال، بیروت، موسسه ام القری، ۱۴۱۶ ق.
مشکور، محمد جواد، فرهنگ فرق اسلامی، با مقدمه و توضیحات کاظم مدیر شانه چی، مشهد، بنیاد پژوهش‌های آستان قدس رضوی، ۱۳۷۲ ش.
همو، تاریخ شیعه، و فرقه‌های اسلام تا قرن چهارم، تهران، کتابفروشی اشراقی، ۱۳۶۲ ش.
مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، موسسه الوفا، ۱۴۰۳ ق.
معارف، مجید، پژوهشی در تاریخ حدیث شیعه، تهران، موسسه فرهنگی و هنری ضریح، ۱۳۶۹ ق.
مامقانی، عبدالله، تلخیص مقباس الهدایه، با تلخیص علی اکبر غفاری، نشر صدوق، تهران، ۱۳۶۹ ش.
همو، تنقیح المقال، النجف، مکتبه المرتضویه، ۱۳۵۲ ق.
نجاشی، احمد بن علی، رجال النجاشی، با تحقیق موسی شبیری زنجانی، قم، جامعه مدرسین، ۱۴۰۷ ق.
نوبختی، ابو محمد الحسن بن موسی، فرق الشیعه، با تصحیح و تعلیقـﮥ سید محمد صادق آل بحرالعلوم، النجف، المکتبه المرتضویه، ۱۳۵۵ ق / ۱۹۳۶ م.
ولوی، علی محمد، تاریخ علم کلام و مذاهب اسلامی، تهران، انتشارات بعثت، ۱۳۶۷ ش.


پی‌نوشت‌ها:
۱ـ استادیار گروه علوم قرآن و حدیث دانشگاه قم
۲ـ برخی از محققان از جمله نوبختی و ابن ابی الحدید این سخن را پذیرفته‌اند (نوبختی، ۲؛ ابن ابی الحدید، ۵ / ۵ ـ ۹). البته برخی از محققان و نویسندگان معاصر در اصالت این مطلب تشکیک و ثابت کرده‌اند شخصیتی به نام «عبدالله بن سبأ» اصلاً وجود خارجی نداشته، بلکه این ماجرا از سوی فردی به نام «سیف بن عمر» نقل شده و این شخص در افسانه‌سرایی و خلق شخصیت‌های موهوم و خیالی، دستی قوی و طولانی داشته است. همچنین روایات کشی را از نظر متنی و سند مخدوش دانسته‌اند (نک: عسکری، عبدالله بن سبأ و ابوریه، ۷۹). نظر به اینکه هدف اصلی نگارنده، بررسی و ریشه‌یابی پیدایش غلو نبوده، از این روی صرفاً در این‌باره به نحو اجمال به دو دیدگاه متفاوت اشاره شده است و مسلماً این موضوع، خود در خور پژوهشی ویژه است (برای آگاهی بیش‌تر نک: عسکری، عبدالله بن سبا و همو، یکصد و پنجاه صحابی ساختگی؛ ابوریه، ۷۹؛ نوبختی، ۲۲؛ ابن ابی الحدید، همانجا).
۳ـ ابن غضائری، حدیث او را سالم دانسته است (نک: حلی، رقم ۱۲۶۹ / ۱۲۵۸). نجاشی در شرح حال محمد بن احمد بن یحیی آورده است که محمد بن حسن بن الولید و نیز به تبع وی شیخ صدوق و ابوالعباس بن نوح او را تضعیف کرده‌اند (نک: نجاشی، ۳۴۸، رقم ۹۳۹). خوئی همانند علامه حلی در مورد وی به دلیل تعارض جرح و تعدیل قائل به توقف شده است (خوئی، ۹۵ / ۳ رقم ۵۱۸).
۴ـ مفضل بن عمر جعفی، خطابی یعنی از پیروان محمد بن مقلاص اسدی، ابوالخطاب معرفی شده است (نجاشی، رقم ۱۱۱۲) مفضل را از اصحاب امام صادق علیه السلام و نیز امام کاظم علیه السلام شمرده‌اند؛ ابن غضائری وی را ضعیف، متهافت، مرتفع القول و خطابی معرفی و تصریح کرده است کمه غالیان در حدیث او چیزهایی افزوده‌اند و از این رو، نگارش حدیث او را جایز نشمرده‌اند (نک: خوئی، ۱۸ / ۲۹۲ ـ ۲۹۳، رقم ۱۲۵۸۶).
۵ـ وی، احمد بن حسین بن عبدالله غضائری، از هم‌درسان و ملازمان نجاشی بوده است.
۶ـ مراد، احمد بن محمد بن عیسی اشعری قمی، از اصحاب امام جواد علیه السلام امام رضا علیه السلام و امام هادی علیه السلام است ۰نک: خوئی، ۲ / ۲۹۶، رقم ۸۹۸).
۷ـ پیروان مختار ثقفی که پس از امام حسین علیه السلام به امامت محمد بن حنفیه و مهدویت او معتقد بودند (تلخیص مقباس الهدایة، ۱۳۹).
۸ـ وی، احمد بن محمد بن خالد برقی است که از عبد الرحمن بن أبی حماد، نقل حدیث کرده است. احمد بن محمد بن عیسی اشعری، وی را از قم تبعید کرد و سپس بازگرداند و از او عذرخواهی کرد (خوئی، ۲ / ۳۰ ـ ۳۱، رقم ۴۱۲، ۲۶۱ ـ ۲۷۱، رقم ۸۵۸).
۹ـ گروهی از غالیان بر این باور بودند که سلمان فارسی، پرودگار است و حضرت محمد صلی الله عليه و آله و سلم مردم را به سوی او می‌خواند (اشعری قمی، ۶۱).
۱۰ـ ابو عمرو کشی از او نقل حدیث کرده است (نک: اختیار معرفة الرجال، ۲۲۷، رقم ۲۳۵).
۱۱ـ فرقه‌ای است منسوب به ابوالخطاب محمد بن وهب اسدی و یا محمد بن مقلاص که به الوهیت ائمه اطهار علیه السلام و حول خداوند در آنان باور داشتند (تلخیص مقباس الهدایه، ۱۴۴؛ سبحانی، کلیات فی علم الرجال، ۴۱۴).
۱۲ـ وی، ابو عمرو محمد بن عمر کشی بن عبد العزیر، شاگرد محمد بن مسعود عیاشی است (نک: نجاشی، ۳۷۲، رقم ۱۰۱۸).
۱۳ـ شیخ صدوق رضوان الله علیه درباره‌ی غالیان می‌گوید: «انّ الغلاه و المفوضه لعنهم الله ینکورن سهو النبی صلی الله عليه و آله و سلم ... و کان شیخنا محمد بن‌الحسن بن احمد بن الولید رحمه الله یقول: اول درجه فی الغلو، نفی السهو عنی النبی صلی الله عليه و آله. (شیخ صدوق، کتاب من لا یحضره الفقیه، ۱ / ۲۳۴، باب ۴۹، احکام السهو فی الصلاه، ذیل حدیث ۴۸).
۱۴ـ نک: نجاشی، ۳۴۱، رقم ۹۱۵: دربارۀ محمد بن اسماعیل برمکی، ابن غضائری، ۹۷ و نیز ۲۰، رقم ۲۶: دربارۀ ابراهیم بن عمر یمانی، ابن غضائری، ۳۶، ۱۸۴، رقم ۴۸۸: دربارۀ سلیمان بن داود منقری، ابن غضائری، ۶۵، ۴۴۱، رقم ۱۱۸ دربارۀ یحی بن محمد بن علیم حلبی، ابن غضائری، ۱۸، ۱۰۲، رقم ۲۰: دربارۀ ابراهیم بن سلیمان، ابن غضائری، ۴۱.
۱۵ـ برای آگاهی بیشتر دربارۀ اندیشه‌های اعتقادی و نیز فرقه‌های غلات نک: مشکور، تاریخ شیعه و فرقه‌های اسلامی تا قرن چهارم، ۱۵۲ ـ ۱۵۳؛ کشی، اختیار معرفه الرجال، رقم ۵۴۲، ۵۲۱، ۵۸۷، ۵۳۲، ۵۵۱، ۵۱۲ و ۵۸۹، تلخیص مقباس الهدایه، ۱۳۹ ـ ۱۵۶، بحارالانوار، ۲۵ / ۲۶۱ ـ ۳۵۰، تنقیح المقال، فایده ۲۵، غلات و واقفه، پژوهشی در تاریخ حدیث شیعه، ۲۹۴ ـ ۳۱۲؛ فرق الشیعه، نوبختی (اوائل قرن چهارم) الملل و النحل، شهرستانی ( م ۵۴۸ ق)؛ صفری، نعمت الله، غالیان، بنیاد پژوهش‌های اسلامی، آستان قدس رضوی، اول، ۱۳۷۸ ش، مقابس الهدایه، ۲ / ۴۱۷۳۹۳.